درود بر دوستان خوبم تپه باستانی در مسیر اهواز به سوی رامهرمز به دلیل جاده کشی تسطیح شدحتی بدون هیچ کاوش نجات بخشی.بخشي از تپه باستاني متعلق به دوره اشکانيان درحالي تسطيح شد که بيش از يکسال از احداث جاده ميگذرد. اين تپه که پس از لايه برداريها مشخص شده متعلق به دوره اشکانيان است نه تنها به ثبت ملي نرسيده بلکه متوليان ميراث فرهنگي پس از تسطيح بخشي از اين تپه هيچگونه اقدامي در خصوص کاوش و نجات بخشي آن انجام ندادند.
صداي باد تنها صدايي است كه در هنگام ورود به تپه سيلك و محوطه تاريخي آن به پيشواز بازديد كنندگان مي آيد.
اين تپه تاريخي 7500 ساله در پاييز سال گذشته بعد از چند دوره مختلف موردكاوش مجدد قرار گرفت كه پس از اتمام كار باستان شناس و ترك اين محوطه تاريخي ، سيلك به محل استقرار پرندگان و بازي كودكان بدل شد،مردمي كه براي بازديد به سيلك مي آيند بعد از مدت كوتاهي به دليل نبود راهنما كه بتواند اطلاعاتي به آنان بدهد محل را ترك مي كنند. سفال هايي كه از اين محوطه باستاني به دست آمده از اولين سفال هاي نقش و نگار دار در تمدن ايران زمين است و تنها يك نوشته به اين مضمون «لطفا به سفال هاي دست نزديد». در ابتدا نظر بازديدكنندگان را جلب مي كند،اما برخي از آنان بدون توجه به نوشته و با نگاهي به نگهبان در لحظه اي كه او غافل شود تكه اي سفال برداشته و به آرامي از محوطه خارج مي شوند.
برخي بازديد كنندگان از نگهبان محوطه سؤالاتي در مورد اين تپه و قدمت آن مي پرسند و نگهبان به مانند يك نوار مي گويد :«اين تپه 7500 سال ، از نخستين خاستگاه هاي تمدن بشري است ،گريشمن نخستين بار اين محوطه را بررسي كرد سال گذشته نيز دكتر شهميرزادي و گروه وي محوطه را كاوش كردند ، يافته هاي به د ست آمده از اين كاوش در نمايشگاه يافته هاي سيلك در همين محوطه به نمايش گذاشته شده است. »
در همين حال از طرح حفاظتي سيلك نيز اثري ديده نمي شود،كشيدن طناب و نشستن يك نگهبان بر صندلي در ورودي سيلك به هيچ عنوان به معني اجراي طرح حفاظتي در اين تپه نيست.
اطراف اين محوطه زمين هاي كشاورزي اهالي كاشان است كه از اين زمين ها به راحتي مي توان به اين محوطه رفت وآمد داشت بدون اين كه كسي متوجه شود
منبع=نیکی محجوب
منطقه ري باستان (فشافويه و رباط كريم) در گذشته هاي دور مركز تمدن،علم و فرهنگ عظيمي بوده و از ديرباز حكام و فرمانروايان بر سر تصاحب چنين منطقه اي همواره در حال جنگ و درگيري بوده اند. به هر حال مكان و محل قرارگيري فرودگاه عظيم بين المللي امام خميني (ره) همان جايي است كه به لحاظ قدمت و پيشينه داراي 3000 سال تمدن است.
در گذشته هاي نه چندان دور اين منطقه، مشتمل بر چندين آبادي قصبه بوده و يك مركز مهم و مركز كشاورزي و دامداري به شمار مي آمده است. كالبد تاريخي و محوطه هاي باستاني اين منطقه، نمايانگر عمق ارتباط مردمان ساكن در آن است. هم اكنون كه به اين بناهاي فرسوده و خسته از گذر زمان و بي مهري هاي رفته بر آنان نگريسته مي شود، با زبان بي زباني هر آنچه بر آنان در طول تاريخ گذشته است بازگو مي كنند آنگونه كه هر بيننده و بازديدكننده اي را تحت تاثير و تحسين قرار مي دهد. در اين ميان مجريان طرح فرودگاه بين المللي امام خميني (ره) علاوه بر انجام وظيفه خويش يعني احداث فرودگاهي بر اساس استانداردهاي جهاني حمل و نقل هوايي مسافر و كالا، وظايف فرهنگي و انساني خويش را به بوته فراموشي نسپرده و انديشيده اند كه علاوه بر ساخت فرودگاهي مدرن، بايد آثار موجود در اين محوطه را كه گوياي اعتقادات بالاي معنوي، مذهبي و فرهنگي اين ملت است حفظ کرده و آن را به نسل هاي آينده منتقل نمايند. اين حركت بسيار زيبا و گامي به سوي آينده اي روشن است و در اين راه همگان را به کمک فرا مي خوانيم.
اين مقاله وضعيت بناهاي تاريخي موجود در محدوده اراضي فرودگاه بين المللي امام خميني (ره) همراه با اقداماتي كه انجام شده يا مي توان براي مرمت آنها انجام داد را به صورت چكيده تشريح مي كند تا ضمن شناساندن چهره واقعي پيشينه اين بناها، گام كوچكي در راه اعتلاي فرهنگ و تمدن غني اين مرز و بوم برداريم.
بناها و محوطه هاي تاريخي واقع در محدوده فرودگاه:
1- تپه باستاني معمورين (قدمت 3500 ساله)
2- قلعه قاچاقاچ (متعلق به اواخر دوره صفويه _ اول قاجاريه)
3- قلعه حاجي آباد (متعلق به اواخر دوره صفويه _ اول قاجاريه) تخريب كامل
4- قلعه محمودآباد (متعلق به اواخر دوره صفويه _ اول قاجاريه) تخريب كامل
5- قلعه فرنگي (متعلق به اواخر دوره صفويه _ اول قاجاريه) تخريب كامل 6- امامزاده شازده (ع)، (متعلق به دوره قاجاريه)
7- امامزاده ابراهيم (ع)، (متعلق به دوره صفويه)
امامزاده ابراهيم (ع)
تا قبل از شروع عمليات مرمت و بازسازي بناي امامزاده ابراهيم (ع) تنها فرسوده و خسته از گذر زمان در گوشه اي از سايت فرودگاه بين المللي امام خميني (ره) رها گرديده بود.
روزگاري اين بنا زيارتگاه مردماني بود كه با كوله باري از اميد و آرزو پاي به اين مكان مقدس گذاشته تا ضمن راز و نياز با پروردگار خويش و اداي نذورات، حاجت خود را نيز طلب نمايند. اين محل زماني مأوا و پناهگاه نيازمندان، آرزومندان و دردمندان بود كه همانند بسياري ديگر از بناهاي قديمي و گاه مقدس اين مرز و بوم به فراموشي سپرده شده و دست بي رحم طبيعت همراه با حرص و آز آدمي، همگي دست به دست يكديگر داده تا تيشه به ريشه اين پيكره كهنسال وارد نمايند.
اين بنا كه جداي از قدمت و ارزش هاي فرهنگي آن داراي ارزش هاي والاي معنوي و ديني نيز است، نزديك به چهار قرن در برابر مصائب سر خم نكرده و با وجود زخم هايي كه غارتگران ميراث فرهنگي بر بدنه آن وارد كرده اند، هنوز پابرجاست. ولي تا كي بناهايي اين چنين مي توانند بدون توجه و رسيدگي مسئولان امر، ايستادگي كرده و هويت فرهنگي خود را بازگو نمايند.
تشريح پلان
امامزاده ابراهيم (ع):
اين بنا تماما آجري با اندود ملات گچ نيم كوب بوده و فاقد تزيينات خاصي در داخل و خارج بناست. ساختمان متشكل از يك ايوان ورودي در جهت غربي به ارتفاع حدود 7 متر (تا بالاي پيشاني ايوان) و عرض دهانه حدود 4/3 متر است كه به گنبدخانه هشت ضلعي بنا منتهي مي شود.
چهار پله، ايوان را از بستر طبيعي جدا مي سازد كه به كلي تا قبل از عمليات مرمت تخريب گرديده بود. با عبور از ايوان كه داراي ترك هاي عمده و گاه عميق مي باشد به درگاه اصلي بنا و در نهايت به گنبدخانه وارد مي شويم. اين قسمت از بنا نسبت به ايوان سالم باقي مانده بود شكل هشت ضعلي است. شكلي كه در معماري عصر صفوي بسيار رايج بوده و شايد دلايل اعتقادي، عارفانه و مفهومي سنبليك داشته است.
گنبد بنا از نوع گنبدهاي تركين بوده كه فاقد هرگونه تزييناتي در داخل و خارج آن مي باشد، احتمالا گنبد دوره صفوي بنا فرو ريخته و در دوره قاجاريه با مرمت هايي كه در بنا صورت گرفته گنبد تركين موجود روي گنبدخانه زده شده است و كف بنا 20 سانتي متر بالاتر آورده شده و با پوشش كاهگل مفروش شده است. در داخل گنبد خانه آثار سوختگي در قسمت هايي از بدنه بنا مشاهده مي شد كه احتمالا در دوره قبل از روكش گچي 1328 ه.ش در محل مزبور اتفاق افتاده است. از محل گنبدخانه در ضلع شمال شرقي پلكان باريكي منتهي به پشت بام مي شود كه تقريبا سالم باقي مانده است. در دو سوي جنوبي و غربي بنا دو ورودي وجود دارد كه به احتمال زياد در دوره هاي بعدي ايجاد شده و به نظر مي رسد در دوره صفويه تنها درگاه ورودي به گنبدخانه همان مدخل اصلي و سمت ايوان بوده است. در جبهه شمال شرقي آثار پنجره اي وجود دارد كه احتمالا به همان دوره صفوي تعلق داشته است. در اطراف بنا و روي سطح زمين قطعات ريز و درشت بسياري از سفالينه هاي شكسته به چشم مي خورد كه عموما از دو نوع بي لعاب و منقوش است. سفال هاي بي لعاب شامل قطعات كوزه خمره و ظروف درشت است و مربوط به دوره هاي صفوي و قاجار هستند. بخش عمده اي از اين ظروف داراي خطوط مورب و زيگزاگ و پاره اي نيز ساده و بدون هيچ گونه نقشي هستند. دسته اي ديگر سفال هاي لعابدار منقوش شامل قطعاتي از ظروفي مانند كاسه، بشقاب و انواع ديگرند.
كارهاي مرمتي انجام شده در بنا
از ابتداي سال 80 و با سير مراحل مطالعاتي، شناخت، طراحي و تامين بودجه و همچنين هماهنگي هاي به عمل آمده با سازمان ميراث فرهنگي، كار مرمت امامزاده آغاز شده اقدامات كلي مرمتي كه تاكنون انجام شده به شرح زير است:
1- ايجاد رينگ بتن مسلح دور تا دور بنا در پي ديوارها به منظور استحكام بدنه.
2- ايجاد داربست نگهدارنده جهت جلوگيري از ريزش احتمالي.
3- باطله برداري اطراف امامزاده (ع).
4- حفاري كف گنبدخانه و رسيدن به اطلاعات عملي.
5- ايجاد شناژهاي آجري متقاطع براي استحكام بدنه داخلي گنبدخانه.
6- اجراي رينگ بتن مسلح در پشت بام جهت جلوگيري از ريزش و رانش گنبد اصلي.
7- باطله برداري پشت بام و سبك سازي سقف.
8- اصلاح قوس و مرمت گنبد با آجرهاي مشابه مربع شكل جديد.
9- عايق كاري و كف سازي و در نهايت آجرفرش نمودن گنبد اصلي و كف پشت بام.
10- اصلاح و مرمت ترك هاي بدنه و تعويض آجرهاي فرسوده و دوخت و دوزهاي بخش هاي ترك خورده.
11- اصلاح و مرمت ايوان ورودي و اتصال بخش جدا شده ايوان از بدنه.
12- تعويض آجرهاي فرسوده، شست و شوي آجرهاي قديمي و بندكشي مجدد بنا.
13 _ مرمت تزيينات روي بدنه ايوان.
كارهاي تكميلي مرمتي انجام شده:
1 _ تكميل نازككاري (برق، آب، سفيدكاري، نصب درب و پنجرهها، سنگفرش و ...)
2 _ ساخت و نصب ضريح چوبي.
3 _ محوطهسازي شامل: حياط، نگهباني، نمازخانه، فضاي سبز، حوض آب و ...
4 _ نورپرداري.
5 _ تجهيز گنبدخانه (كتابهاي مذهبي، كتابخانه و ...)
6 _ ايجاد راه مناسب از ميدان كارگاه تا بناي امامزاده (ع)
قلعه قاچاقاچ
موقعيت جغرافيايي:
قلعه قاچاقاچ با مساحت 5800 متر مربع با پلان مستطيل، داراي 4 بارو (برج) در گوشههاي آن، با افزون بر 10 هكتار باغ مصور در كنار آن، واقع در قريه قاچاقاچ از توابع شهرستان رباط كريم قرار دارد. اين قلعه هم اكنون در محدوده اراضي فرودگاه بينالمللي امام (ره)، در بخش غربي جاده دسترسي به مناطق پشتيباني و با فاصلهاي در حدود 2000 متر از منطقه عمليات پرواز واقع شده است. در محدودهاي كه پس از تصويب به تملك طرح فرودگاه امام در آمد. علاوه بر روستاي قاچاقاچ، روستاهاي معمورين، نوده، وهنآباد، شترخوار، زمانآباد، عموك، حاجيآباد عموك، بازارك، قسمتي از اراضي رباطكريم و منطقه صحراي عربميش مست و همچنين مقداري از زمينهاي منابع طبيعي را در بر ميگيرد و افزون بر 13500 هكتار وسعت دارد.
نحوه فعاليت در ده و قلعه قاچاقاچ:
چگونگي و نحوه گذران زندگي روزمره ساكنان قلعه با توجه به اطلاعات به دست آمده و نقل شده از 100 سال قبل تا به حال موجود است. شخصي به نام دكاءالدوله در آن زمان حاكم و يا صاحب اين قلعه بوده كه بعد از وي تا زمان 50 سال قبل شخص ديگري به نام قزل اياق و پس از آن فردي به نام مصطفي افشار طوس در اين قلعه اقامت داشتهاند.
ساكنان 100 ساله اين قلعه بيشتر به زبان تركي فارسي صحبت ميكردهاند و عمده فعاليت مردم در اين قلعه و زمينهاي اطراف آن بيشتر كشاورزي (گندم، جو، يونجه، هندوانه، پنبه، انگور، گلابي، زردآلو)، دامداري و صنايع دستي شامل گليمبافي و فرشبافي بوده است. در اين قلعه نزديك به 30 خانواده ميزيستند كه داراي 2000 راس گوسفند، 100 نفر شتر، 50 راس گاو، 50 راس گاوشيري و 50 راس اسب بودهاند و حدود جمعيت اين خانوادهها 180 نفر بوده است. اين قلعه و روستاي قاچاقاچ از حدود بيست سال پيش، خالي از سكنه شده و به ساختمان اصلي قلعه نيز خساراتي وارد آمده است. قلعه قاچاقاچ يك قلعه ساخته شده از گل و خشت است كه سقفها در آن تماما به صورت گنبدي و قوسي اجرا شده و هنوز هم قسمتهايي از آن استحكام كافي را دارند. به گفته اهالي و بررسيهاي محلي به نظر ميرسد بر سردر ورودي، يك قطعه سنگ سفيد (كتيبه) نصب بوده كه از حدود 20 سال پيش مفقود شده است، كل ورودي قلعه كه بعد از مطالعات مشخص شد كه آن نيز الحاقي بوده كاملا تخريب گشته است و به گفته اهالي كه آن را رويت كردهاند، تاريخ آن در حدود 450 سال قدمت اين قلعه را نشان ميداده است.
باز زندهسازي و احيا مجدد قلعه قاچاقاچ
شهرهاي ايران مملو از بافتها، مراكز با ارزش فرهنگي و تاريخي و بناهاي ارزشمندي است كه متاسفانه به دليل عدم توجه كافي در حال فرسودگي و زوال هستند. احيا اين گونه بناها ضمن آن كه به لحاظ اقتصادي و تامين رفاه عمومي داراي اهميت والايي است، در عين حال باعث برقراري پيوند ما با گذشتگان و آموختن تجارب گرانبهاي آنها ميگردد. اين آثار نه تنها بيانگر هويت، نحوه مديريت، شيوه زيست، تفكر و ... يا به عبارت سادهتر تاريخ مجسم پيشينيان ما است. بلكه به واسطه اين تجارب است كه ميتوانيم افقهاي بينش گستردهتري را فراروي خود قرار دهيم. بياعتنايي به اين آثار، حاصلي جز تجربه مجدد آزمودنيها و در نهايت عقبماندگي فرهنگي را به دنبال نخواهد داشت. احيا به معني يك سري اقدامات مبتني بر برنامهريزي است كه براي بهبود فعاليتهاي اجتماعي و اقتصادي يك منطقه يا شهر تاريخي با يك بنا كه حيات عملكردي خود را از دست داده، ضروري به شمار ميرود.
در بازيابي و مرمت هر اثر تاريخي متروكه و نيمه متروكه يا مخروبه، دو پرسش به هم پيوسته مطرح ميشود كه بايد به پاسخهاي صحيح برسند. اين دو پاسخ، بدنه اصلي و اهداف اساسي طرح مورد بررسي را تعريف ميكند.
نخست: چرا بنا متروك شده است؟
دوم : چه كاري بايد كرد تا مجددا متروك نشود و مجموعه بتواند به حيات خود ادامه دهد؟
مهمترين عامل متروكه شدن قلعه قاچاقاچ را با استناد بر مطالعات تاريخي، بررسي وضعيت فعلي و آسيبشناسي بنا ميتوان آغاز مطالعات براي احداث بزرگترين فرودگاه بينالمللي كشور در سال 1352 در اين منطقه دانست كه همزمان براي تملك افزون بر 13500 هكتار اراضي اين محدوده اقدام به عمل آمد.
در واقع پس از آن بود كه ساكنان قلعه مجبور به ترك آن شدند و آسيبهاي عمده به اين بنا كه قلعهاي روستايي و محيطي امن براي فعاليتهاي كشاورزي و دامداري به شمار ميرفت، از آن به بعد وارد آمد.
چنانچه نتوانيم يك توجيه اقتصادي مناسب براي عملكرد جديد با توجه به محدوديتهاي موجود در مجموعه پيدا كنيم، به طور مسلم بازيابي و بازسازي آن بيهوده خواهد بود و مجموعه مجددا متروك خواهد شد. همان طور كه اگر بخشهايي از قلعه مورد نظر، به صورت طويله و انبار ابزار كشاورزي و ... مورد استفاده قرار نميگرفت، تا به حال مانند بسياري از بناهاي مشابه، از بين رفته بود.
طبيعي است كه در بازسازي و مرمت اين قلعه بايد ارزشهاي گوناگون و قرارگيري در محدوده جديد را مورد شناسايي قرار داد و از بين آنها، ارزش ضامن يك كاربرد ممكن را انتخاب و بر آن مبنا، طرح مرمت و احيا را پايهريزي كرد.
در جهتگيري بخش احيا قلعه قاچاقاچ علاوه بر رعايت مباني ياد شده، 6 محور اصلي تعيين كننده و تاثيرگذار، زيربناي پيشنهادهايي براي كاربري آتي قلعه را تشكيل ميدهد كه عبارتند از:
1 _ آنچه مسلم و بديهي به نظر ميرسد، آن است كه بازديد از يك قلعه 400 ساله در حاشيه بيابان و كوير به عنوان يك اثر يا موزه تاريخي، نميتواند داراي ارزش مطلق براي عملكرد جديد باشد و همچنين نميتوان انتظار داشت با ايجاد يك موزه تاريخي صرف، زندگي بخشيدن به قلعه را در آينده تضمين كرد؛ چيزي كه مهمترين مسئوليت مرمتگر به حساب ميآيد. از اين رو به نظر ميرسد كه بزرگترين ارزش و بهترين راهكار، ايجاد زمينه براي تجربه زندگي در حاشيه بيابان در اين قلعه به عنوان يكي از بناهاي متعلق به گذشته است كه ميتواند انگيزه مناسبي براي تضمين حيات قلعه در آينده باشد.
2 _ در طول زمان حيات و برپا بودن اين قلعه، به لحاظ واقع شدن آن در مركز يك مجموعه كشاورزي و دامداري به هم پيوسته، عدهاي كشاورز و دامدار را در دل خود جاي داده و محل امني براي آنان ايجاد كرده بود كه اين مردمان با كار و كوشش سخت و هدايت آب از طريق قناتها و چاهها ميتوانستند از اراضي اطراف امرار معاش نموده و در كشاورزي و دامداري به يكديگر كمك نمايند.
3 _ برخورداري از ويژگيهاي ممتاز مانند:
الف) در اختيار داشتن مجموعهاي گسترده از عناصر معماري، شامل تنوع طاقها، جرزها، و ...
ب) معماري زيبا و درخور توجه، به جا مانده از عهده صفويه، زنديه و قاجار
ج) قرارگيري قلعه در حاشيه بيابان و كوير كه امكان استفاده از تمامي جاذبههاي بياباني و كويري را فراهم ميآورد.
اما در كل، مهمترين ارزش قلعه در حال حاضر، موقعيت قرارگيري آن در محدوده اراضي فرودگاه بينالمللي امام خميني (ره) است كه تاثير متقابل زيادي روي قلعه خواهد گذاشت. اين را هم نميتوان انكار كرد كه قلعه نيز ميتواند تاثير متقابل داشته باشد مشروطه بر آن كه، ظرافتهاي ايجاد كاربري جديد و احيا رعايت شود وگرنه ممكن است با شكست روبهرو شده و در نهايت تاثير منفي داشته باشد.
4 _ به لحاظ سرازير شدن مسافران، كاركنان، مشايعتكنندگان و مستقبلان به هنگام آغاز فعاليت فاز 1 فرودگاه كه در حدود 12 ميليون نفر در سال خواهد شد، حيات دوباره قلعه با تعامل متقابل كه در تمام جهات تاثير به سزايي خواهد داشت، دروازهاي را به سوي منطقه و كشور ميگشايد.
5 _ تغيير كامل وضعيت و عملكرد از حالت كشاورزي و دامداري قبلي تا وضعيت كنوني كه در يك مجموعه پيشرفته فرودگاهي قرار ميگيرد.
6 _ افزايش ارزش افزوده ملك و اراضي اين محدوده در آيندهاي نزديك و تاثير آن بر عملكرد مناطق همجوار كه به سمت صنعتي شدن و ايجاد مراكز اقتصادي گرايش پيدا ميكند يكي ديگر از عواملي است كه ميتواند بر آينده قلعه تاثيرگذار باشد.
از سويي ميتوان با احيا مجموعه به صورت مستقل با حفظ ارزشهاي معماري و فرهنگي آن به عنوان يك مركز خدماتي با شكلهاي مختلف كاربري، ضمن ارايه خدمات و بازديدكنندگان به ويژه مسافران داخلي و خارجي، مشايعتكنندگان، مستقبلان و يا ديگراني كه از فرودگاه استفاده نميكنند ولي در آن تردد دارند. در مجموعه مدرن فرودگاهي با كاربري جديد، خود را وفق داده و از زوال، تخريب و متروكه شدن آن جلوگيري به عمل آورد. اين راه كار همچنين منبع درآمد مناسبي از طريق گردشگري و ارايه خدمات و ... نصيب سرمايهگذار و بهرهبردار مينمايد.
اين خدمات ميتواند شامل: رستوران، كافيشاپ، فروشگاههاي آزاد و فروشگاههاي فرهنگي، چايخانه سنتي، موزه، نمازخانه، محل رصد آسمان در شب،بخش ميني هتل براي استراحت كمتر از 24 ساعت در مكان سنتي، كافينت، دفتر ارايه خدمات فرودگاهي، پاركينگ و استفاده از باغ اطراف قلعه و ... باشد.
بهرهبرداري از قلعه قاچاقاچ به عنوان يك مركز خدماتي از امتيازات زير برخوردار است:
_ شرايط مناسب احيا قلعه، عملكرد طولاني و جلوگيري از خطر متروكه شدن مجدد.
_ وجود دست كم 12 ميليون مسافر، مشايعت كننده و ... در فرودگاه بينالمللي در سال فقط در فاز اول بهرهبرداري فرودگاه، موقعيت مناسبي براي جذب مشتري ايجاد ميكند.
_ برخورداري از توجيه اقتصادي مناسب براي احيا و سرمايهگذاري
_ وجود يك مركز هنري، فرهنگي و تاريخي با چنين شرايطي در كمتر فرودگاهي در دنيا وجود دارد كه نقطه مثبت هم براي فرودگاه و هم براي مجموعه قلعه است.
_ قرارگيري در مسير مواسلاتي و در فاصلهاي كم از جاده دسترسي
منبع= اقای قنبری
درآمد
گورها که با باور دینی _ آیینی همسان نیاکان بشری به رستاخیز و دنیای پس از مرگ، بسته به مقام و منزلت اجتماعی در گذشتگان، انباشته از داراییها و نیازمندیهای آن جهانی آنان است. همواره آماج اهداف سودجویانه کارگزاران موزهها و مجموعه داران بیگانه بوده است. گورهایی که به گونه و اندازههای گوناگون در سراسر سرزمینهای دیرینه از دوران گوناگون پراکنده است.
سفال
بیشترین یافتهها در جایگاههای باستانی _ تاریخی و به ویژه گورها، سفالینهها و دست ساختههای سفالین است. گوناگونی آن گویای ویژگیهای بسیار زمانی، مکانی و کاربردی است. دیرمانی و مقاومت سفال، در گستره زمان و فراوانی آن در اشکال گوناگون، آن را برای بررسی و مطالعه ممتاز ساخته است. هم از این رو است که مطالعه جایگاههای باستانی و تاریخ گذاری نسبی یافتهها، بر پایه مطالعه ویژگیها و مقایسه سفالینهها، تا حدود بسیاری راهگشاست. سفال پدیدهای است که بیش از دیگر بازماندههای زندگی بشری در دسترس است. سفال قدمتی ده هزار ساله دارد و تا به امروز فراز و نشیب بسیاری را پشت سر گذاشته است.
رنگ سفال، یکی از وجوه راهنما در مطالعه آن است. فراگیری رنگ سفال در یک دوره، گاه مشخصه آن دوره است. همچون رنگ قرمز در سفالهای هزاره پنجم و نخودی پس از آن و سفال خاکستری رنگ که تا دوره ماد و هخامنشی دیده شده است. عوامل گوناگونی به تلون و تنوع رنگ سفال میانجامد، که رنگ خمیره _ (خاک و آمیختههای آن)، حرارت، هوا (نوع کوره شیوه دمیدن هوا و ...)، لعاب و ... از آن جمله است. در اینجا به جز سفال خاکستری از بقیه میگذریم.
سفال خاکستری
سفال خاکستری که تا رنگ تیره و سیاه نیز دیده میشود، از هزاره سوم به ندرت و از هزاره دوم تا هزاره اول پ.م.، در برخی از جایگاههای باستانی نیمه شمالی فلات ایران، در گستره یکصد سال کارهای میدانی باستانشناسی، شناسایی و یا مورد کاوشهای علمی باستانشناسی قرار گرفته است.
تپه باستانی «سیلک» در کاشان و «تپه حصار» دامغان پرآوازهترین جایگاههای باستانی دارای «سفال خاکستری» است. به مرکزیت تهران و در پیرامون آن، جایگاههای باستانی بسیاری از سالها پیش شناسایی و یا کاوش شده است که ویژگی آنها داشتن سفال خاکستری است: پارچین، سرخه حصار، خجیر، پیشوا، ورامین، ری، پشاپویه، پرندک، کاووسیه، خوروین، چندار، پشند، اوین، دروس، پاسداران، دارآباد، سعدآباد، لویزان و ... از آن جمله است و معروفتر از همه قیطریه شمیران است که از سال 1337 بر سر زبانها افتاده است.
بیشترین جایگاههای باستانی بالا، گورستانهای معرف «فرهنگ سفال _ خاکستری» است. که آگاهیهای افزونتری با پژوهشهای باستانشناختی از شیوه خاکسپاری و مطالعه باورهای آیینی، دینی و تکنولوژی پیشرفته ابزارسازی آن دوران به دست داده است.
سفال خاکستری و کوچگری یا ...
در بیش از پنجاه جایگاه شناسایی و مورد کاوش قرار گرفته در چند دهه گذشته، نشانههای اندکی نیز از معماری فرهنگ سفال خاکستری به دست نیامده است!
پژوهشگران باستانشناسی در توجیه نبود آگاهی از معماری و زیستگاههای آن دوران، نظریه کوچ نشینی را مطرح میکنند. بدین معنی که: سفال خاکستریها غیر یکجانشین، فاقد معماری مسکونی و ... و کوچگر و چادرنشین و ... بودهاند. در حالی که به دست نیامدن نشانههایی از معماری و نبود آگاهی از سکونتگاه همیشگی این فرهنگ به خاطر به دست نیامدن آثار آن در جایگاههای باستانی شناخته شده، دلیل قانع کننده و قابل توجیهی نیست.
؟؟؟؟؟؟؟؟ بینالمللی هفت تیر (اکنون فرودگاه بینالمللی امام خمینی نامیده میشود)، در طرح جاده دسترسی بین اتوبان تهران، قم و اتوبان ناساخته تهران، ساوه (آکس 600+12) در آن محدوده، (دوازدهم آذرماه 1368) پرده از راز معماری فرهنگ سفال خاکستری گشود و آشکار ساخت که سفال خاکستریها هم دارای معماری مسکونی و کارگاههای صنعتی هم بودهاند که تاکنون شناسایی نشده است. تپه مورد نظر در نزدیکی آبادی «معمورین» و به نام تپه سفالی معمورین با آثار معماری مشخصه فرهنگ سفال خاکستری، از زمان کشف تاکنون، پس از گمانهزنی و تغییر مسیر جاده دسترسی در 170 متری باختری از مرکز تپه، مورد حفاظت قرار گرفته و مطالعات باستانشناسی روی یافتههای آن تا رسیدن به آگاهیهای لازم ادامه خواهد یافت. ویژگی تپه معمورین از فرودگاه بینالمللی امام خمینی که پل بین خاور و باختر و شمال _ و جنوب خواهد شد. بازسازی بازماندههای معماری آن را در قالب یک موزه صحرایی و پایگاه پژوهشهای فرهنگ سفال خاکستری را ایجاب میکند.
تپه باستانی معمورین
«تپه معمورین» نامش را از روستای قدیمی «معمورین» (که به سال 1370 در پروژه فرودگاه بینالمللی امام خمینی تسطیح شده است) وام گرفته است. این تپه 4 متر از زمینهای هموار پیرامون خود بلندتر است و با سه پشته شمالی، جنوبی و خاوری، گسترهای نزدیک به 12 هکتار دارد. که تا دل زمینهای هموار پیرامون گسترش مییابد.
در برنامه گمانهزنی اضطراری دی ماه 1368 و طی 30 گمانه آزمایشی، که برای تعیین حدود و شناسایی لایههای تمدنی تشکیل دهنده تپه در پیرامون آن خاکبرداری شد، وجود چندین لایه معماری، که مشخصه آن افزون بر فراوانی سفالینههای خاکستری، کاربرد و نصب خمرههای بزرگ خاکستری رنگ در ساختار بناست. آگاهیهای تازهای از فرهنگ سفال خاکستری به دست داده و چشمانداز امیدبخشی از معماری آن دوره کم شناخته را در پیش رو گشوده است.
کاوش در تپه باستانی معمورین
در نخستین فصل کاوش (زمستان 1370) و دومین فصل کاوش که در زمستان 1373 انجام شد، آگاهیهای در خور توجهی مستند به بازماندههای معماری ناشناخته فرهنگ سفال خاکستری به دست آمد. با امید آن که امکان معرفی گوشههایی از بافت معماری، شیوه و مصالح درباره دریافتهای معماری گفت و گو میکنیم.
بررسی لایحههای معماری
با کاوش تا خاک بکر و مطالعه لایههای تمدنی و معماری، در چندین گمانه پیش رو میتوان توالی تاریخی در یک جایگاه باستانی را از آغاز شکلگیری آن بررسی كرد و به طبقهبندی یافتههای افقهای گوناگون آن پرداخت.
در تپه سفالی معمورین پس از گمانهزنی (اضطراری دی ماه 1368) و طی دو فصل کاوش (زمستان 1370 و زمستان 1373) تنها بخشهایی از لایههای معماری فراز تپه پدیدار شده است. از این رو بی آن که با قاطعیت بتوان توالی تاریخی لایهها را، چون در همه جا و نسبت به زمینهای پیرامون خود بلندای همسانی ندارد و متعلق به یک دوره نیست برشمرد. و از آنجایی که گفت و گو پیرامون مطالعه روند شکلگیری و تکامل این جایگاه باستانی و استراتوگرافی خاک بکر مستند نیست و در اینجا تنها به بررسی ویژگیهای معماری هر تراز در کاوش میپردازیم.
اتاق 2125
نخستین لایه معماری (ترتیب از بالا)
یافتههای معماری در پشته شمالی شامل دو واحد مستقل کوچک و بزرگ با اتاقهای پستودار است. عمده مصالح به کار رفته در ساختار این مجموعه خشتهای مستطیل شکل به اندازههای: 12-10=27 تا 32 سانتیمتر و 12-10=18 تا 24 سانتیمتر است که برای استحکام آمیزههای گیاهی در آنها به کار رفته است.
همه اتاقها راست گوشه و مستطیل شکل است که بسته به گستردگی و پهنای دیوار اتاقها از خشت، خشت و نیم و یا دو خشت بهره گرفته شده است. در کف و نمای درونی دیوارهای اتاقها، پوشش سپید رنگی که آمیزههای گچ و آهک دارد به فراوانی و به صورت چندین لایه روی هم به کار رفته است. کثرث استفاده از پوشش گچین و الزام سفال خاکستریها به تکرار آن شاید بیانگر رویدادهایی باشد که دست کم: افزایش درآمد و تمول خانوادگی، نشانههای تغییر سال نو و افزایش جمعیت خانواده و جشنهای خانوادگی (تولد کودکان، ازدواج فرزندان) و فصول برداشت محصول و... باشد. پوشش سپید را ظاهرا با ابزاری مانند جارو و یا دست ورودي اتاقها با آستانهاي كه گاه همچون پلهاي كوچك است و همان پوشش سفيد رنگ را بر خود دارد كه به سوي: شمال، جنوب و خاور باز ميشود.
در پيشخوان اتاق اصلي 2125، فضاهاي بالا آمدهاي وجود دارد كه لايههاي در هم پيچيده گچين بر فراز آن تعيين كاربري آن را بيآزمايش لايههاي دروني دشوار ساخته است و همچون كنسول در مبلمان ساختمانهاي امروزي به نظر ميرسد و اين فضاها در كناره ديوارهاي 2127 و 5 و 2104 در واحد ديگر جلب توجه ميكند كه ميتواند محل قرار دادن چيزهايي باشد كه ما از ماهيت آن بيخبريم. اين فضاها بعضا در گوشههاي نزديك به در پستو نيز قرار دارد.
واحد كوچكتر در اتاق 2125 داراي سكويي است (2126) كه نزديك به 50 سانتي متر از كف اتاق بلندتر است و پهناي آن از ديوار خاوري تا راستاي ورودي پستو و درازاي طول اتاق است.
تجربه نشان داده است كه عتيقه جويان به هنگام برخورد به فضاهاي مدور و يا پديدار شدن داغ و اثر ظرف خمره مانند به گمان برخورد به خمرههاي داراي اشياي قيمتي، آن مكانها را حتي پس از رسيدن به انتهاي آن، چنان خاكبرداري ميكنند و در عمق پايين ميروند كه به چاهي بيآب شباهت پيدا ميكند. قسمتي از يك چاه حفاران (2121) شامل اين سكو ميشود، (2129) و نشان ميدهد كه آنان به داغ و بازمانده خمرهاي خاكستري رنگ روي سكو دست يافته و به كاوش بيرويه خود در روياي دستيابي به آثار عتيقه ادامه دادهاند. همچنانكه در سكوي پستوي همين اتاق خرابكاري خود را تكرار كردهاند.
اتاق 2119 با دري در ميانه ديوار جنوبي (2128) و (2117)، به پستوي كوچك خود (2120) راه دارد. درازاي پستو 320 س.م و در حد پهناي اتاق است. در سراسر ديوار جنوبي و خاوري آن به بلنداي نزديك به 50 سي.م سكوسازي شده است. كه شماره آن (2122) است.
سكو در امتداد به صورت ماهيچهاي تا پشت در ادامه دارد. به عبارت ديگر به جز فضاي متناسب با چرخش در كه جاي پاشنه در (2123) در كناره ديوار آن همچنان بر جا مانده است پيرامون اتاق را سكو فرا گرفته است. كف پستو كمي پايينتر از اتاق اصلي است و آستانه در چنين پيداست كه در آن به درون باز ميشده است چند سانتي متر بالاتر از كف پستو و پايينتر از اتاق اصلي است. سراسر كف اتاق، چاله، پاشنه در، ديوارهها و سطح سكو را پوشش گچين فرا گرفته است كه شواهدي از چندين دوره تجديد پوشش را نشان ميدهد. در ميانه سكو جاي چاهي از حفاران عتيقه جو وجود دارد كه آثار بازمانده از بدنه خمره بزرگ خاكستري رنگ در چند نقطه آن اين فرض را كه اين چاه (2121) دقيقا محل يك خمره است ثابت ميكند. همانگونه كه چاه سكوي اتاق اصل (2129) نيز ميتواند محل اصلي يك خمره سفال خاكستري رنگ باشد.
اين واحد ساختماني كوچك كه شامل: اتاق (2125) و پستو (2120) است متناسب با نياز يك خانواده پرجمعيت نيست. زيرا غير از پستو در اتاق اصلي به دشواري بيش از دو نفر ميتوانند زندگي كنند. اين نظريه با توجه به واحد ديگر كه بعدا بدان ميپردازيم تا حدودي تاييد ميشود. (بنگريد به نماي شماره 3)
اتاق 2103
واحد ساختماني بزرگتر كه با توجه به وجود اتاق بزرگ (2103) و پستوي بزرگ (2108) در جنوب واحد كوچكتر واقع شده است، ويژگيهاي قابل توجهي دارد كه از موقعيت و توانايي بيشتر صاحب آن حكايت ميكند. جهت اتاق اصلي خاوري باختري است. با وجودي كه تنها نزديك به 120 س.م از ديوارهاي آن به سوي خاور باقي مانده است (در شيب تپه از بين رفته است) از اين رو از درازاي آن بيخبريم ولي ميتوان باور داشت كه در دوران آبادي اتاق بزرگي بوده است كه پهناي دقيق آن 300 س.م. است.
ديوارهاي اصلي اتاق دقيقا روي ديوارهاي ديرينهتر استوار است و كف بسيار محكم آن با چندين لايه پوشش گچين در يك نقطه روي خمرهاي خاكستري رنگ از لايه زيرين نشانه قابل استنادي از چندين دوره ساخت و ساز در آن اتاق است.
در گوشههاي شمال باختري و جنوب باختري آن، فضاهاي چهارگوش برجستهاي قرار دارد كه به شمارههاي (2105) و (2104) شناخته ميشود. اولي چسبيده به گوشه متصل به آستانه در است. اما اندازه (3104) بزرگتر است. اين دو فضاي برجسته، كاربرد نامعلومي دارند كه از بلنداي نخستين آنها بيخبريم. شايد همچون (2127) در اتاق (2125) عمل ميكرده است كه در اينجا از بلنداي اوليه آن كاسته شده است.
جاي آستانه در (2114) بين اتاق و پستو به اندازه يك پله كوچك از كف اتاق اصلي بلندتر است. نماي سطوح آن همچون پوشش نماي ديوارها و كف اتاق و پستو گچاندود و سپيد است. سنگ پاشنه در (2112) كه در گوشه شمال خاوري پستو و نزديك آستانه قرار دارد نشان ميدهد كه چرخش در به درون و در جهت شمال است.
شماره (2411) به دو قسمت نامساوي تقسيم شده است. در گوشه شمال باختري آن، خمره بزرگ خاكستري رنگي به شماره (2109) با گچ چسبانيده شده است كه جزيي از ساختار بنا به حساب ميآيد. كف آن از سطح اتاق پايينتر است. جاي پاشنه در گوشه شمال خاوري قرينه آن است. چاه (2107) كه با توضيحات پيشين جاي يك خمره بزرگ است نيز در گوشه جنوب باختري آن ديده ميشود. حفره كوچك (2113) در نزديك ديوار (2101) با برجستگيهاي لبه از گچ، جاي يك ديرك چوبين است كه اكنون پوسيده است.
تمامي كف و ديوارهها در نما با چندين لايه پوشش گچين، دوران چند سپيدكاري را نشان ميدهد. اين پوشش برجستگي (2111) را نيز در بر ميگيرد.
(2110) كه گوري است در كف اين اتاق در جهت شمال خاوري، جنوب باختري با شكافتن و كندن كف گچين به درازاي بيش از 180 س.م. و پهناي كمي بيش از 50 س.م. به دوره جديدتر (اسلامي) مربوط است. كه بر سطح تپه كنده شده است. سستي كف اتاق كه بيانگر چندين دوره ساخت و ساز و معماري است و به آوار دوران قديم مربوط است به شيب نامنظم كف منجر شده است. اين پستو بنا بر شواهد مسلم محل ذخيره فرآوردههاي كشاورزي و آذوقه خانواده نسبتا بزرگي است كه در خمرههاي آن فرآوردههاي كشاورزي همچون بنشن و ... و نيز مايعاتي همچون آب ذخيره ميشده است. خمره شماره (2109) با تعدد آثار مرمت گچي مطمئنا براي نگهداري آب و دوشاب انگور و مايعات قابل استفاده نبوده ولي خمره (2106) ميتواند مايعات را در خود جاي دهد.
تيغه و برجستگي (2111) با «24 س.م.» درازا و پهناي نزديك به 20 س.م. و بلنداي متفاوت تا 15 س.م. شايد همان چيزي باشد كه باغداران قديمي به هنگام نگاهداري سردرختيها در خانه خود به وجود ميآوردند تا محصولاتي همچون: انار، سيب و ... زير دست و پا پراكنده و دست و پاگير نشده آسيب نبيند.
با توضيح نه چندان مفصل در مورد دو واحد معماري بالاترين لايه تپه معمورين تا حدودي با ويژگيهاي معماري نخستين لايه سطحي اين تپه باستاني كه معرف: معماري ناشناخته فرهنگ سفال خاكستري است آشنا شديم.
سفال خاكستريهاي ساكن در آخرين دوران آبادي اين تپه متناسب با نيازهاي خود كه مبتني بر فرآوردههاي كشاورزي و دامداري بوده است و همچنين براي ذخيره مازاد فرآوردههاي غذايي خود به نوآوريهايي در معماري دست يازيدهاند.
سومين لايه معماري (ترتيب از بالا)
اتاق 2103
همانگونه كه شواهد كاربرد آن را تاكيد ميكند در دو فصل كاوش امكان مطالعه دومين لايه معماري فراهم نشده است. (بنگريد به نماي شماره 4) لازمه اين كار خاكبرداري و مطالعه زير لايه نخست و يا گسترش محدود كاوش در دامنه جهت پشته شمالي است كه اين امر به آينده و اميد امكانات بيشتر و بهتر موكول شده است. از اين رو در راستاي مطالعه روند معماري، سومين لايه معماري را با معرفي اتاق 3103 معرفي ميكنيم. (بنگريد به نماي شماره 5)
در گرده بين پشته شمالي، جنوبي كه برجستگي كمتري دارد و شامل ترانشه 13 نيز ميشود. يكي از دستاوردهاي معماري در دومين فصل كاوش اتاق (3103) است. اين اتاق واحد مستقلي است، كه مطابق و هم افق با سومين لايه معماري، در برش ديواره خاوري ترانشه پيش رو است و واقع در محل خاكبرداري شده با ماشينآلات سنگين راهسازي پيش از حضور ميراث فرهنگي به سال 1368.
تمامي ديوارهاي چهارگانه اين اتاق از خشتهاي مستطيل شكل به اندازه: 12_10×25×36 س.م. ساخته شده است. در خميره خشتها كاه و ساقههاي گياهي براي استحكام بيشتر آن به كار رفته است. يك رديف خشت كه تمامي وجود ششگانه آن داراي پوشش سپيدرنگ گچين است در نخستين رگ ديوار شمالي به كار رفته است. اين امر در سومين لايه گمانه پيش رو در سال 1370 شناسايي و مورد توجه قرار گرفته است كه كاربرد آن همواره پرسشآفرين بوده است؟
همين نوع از خشت در ديوار شمالي اتاق 3103 مشاهده شد. گفته ميشود در معماري برخي از مناطق شمالي كوير مركزي و حدود دامغان و برخي از شهرهاي خراسان، امروزه پيش از بهره از آجر و تا چندي پيش خشت، پيش از ديوارچيني آن را با مايع گچين پوشش ميدهند اين موضوع گويا در پيشگيري از آسيب نفوذ موريانه و استحكام ديوار موثر است.
چسبيده به ديوار باختري بازمانده دو حوضچه روي هم كه از خشت و گل ساخته شده است نقطه عطف اين اتاق است در طراحي حوضچهها كه به كرات پوشش آنها تجديد شده است دقت كافي انجام شده است. حوضچه هم كف دو كف اتاق چنان ساخته شده است كه ناودان و آبريز حوضچه بالايي بر آن مسلط است.
چنين ساختاري همچنان در آباديهاي قديمي محل ديده ميشود كه ويژه آبگيري انگور و تصفيه براي پخت دوشاب و شيرهگيري از انگور است. شايد مرور و تعدد پوششهاي گچين درون حوضچه ناشي از تاثيرات اسيدي آميزههاي آب انگور باشد. پيدايش هستههاي فراوان انگور در مراحل مختلف كاوش، در ترانشههاي مختلف و نيز بازمانده يك خمره بزرگ سفال خاكستري رنگ در ميانه اين اتاق و سفالينههاي خاكستري رنگ ديگر، اين انديشه را كه ساختار حوضچهها در پيوند با كشت و پرورش انگور با خاصههاي غذايي فراوان آن است و نيز احتمال استفاده از ديگر فرآوردههاي آب انگور را تقويت ميكند.
پانوشتها:
1 _ محدوده فرودگاه را گروهي متشكل از آقايان: كوثري، كبيري، توحيدي، فرنوش، آگه تهراني، حساس و سماعي بررسي شده است. (آنها به جز دو روستا، قلعه و امامزاده به اثر ديگري بر نخوردهاند).
2 _ متاسفانه گروه پژوهشهاي باستانشناسي فرودگاه بينالمللي امام خميني در دو فصل كاوش 70 و 73 از امكانات و تسهيلات لازم برخوردار نبوده است. اين موضوع بر پيشرفت كار گروه اثر منفي گذاشته است.
منبع=اقای جعفر مهر کیان
فرودگاه بينالمللي امام با 5/13 هزار هكتار مساحت در 35 كيلومتري جنوب غربي تهران بين آزادراههاي تهران _ قم و تهران _ ساوه در محدودهاي ميان شهرستانهاي ري و رباطكريم و همچنين شهر جديد پرند قرار گرفته است.
بدون شك اين موقعيت جغرافيايي اثرات متقابلي از جنبههاي مختلف اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي بر جاي ميگذارد كه با آغاز بهرهبرداري از فرودگاه و ورود و خروج مسافران، كاركنان فرودگاه و موسسات هواپيمايي و خدماتي وابسته به آن، اين تاثيرات روز به روز پررنگتر و به طور جديتري مطرح ميشود تا آنجا كه با توجه به ظرفيت 5/6 ميليون مسافر اين فرودگاه، ترددهاي مرتبط با اين مسافران و شاغلان بخشهاي مختلف فرودگاه؛ ميتوان از هم اكنون تغييرات درخور توجهي در سيماي شهرستانهاي نامبرده را پيشبيني كرد.
از سويي بايد يادآور شد شهرستانهاي ري و رباط كريم خود در حال حاضر به لحاظ پيشينه غني تاريخي و آثار فراوان به جا مانده از نظر جاذبههاي گردشگري و همچنين ظرفيتهاي صنعتي و كشاورزي از پتانسيلهاي بالقوه بسيار بالايي برخوردارند و شهر جديد پرند نيز با توجه به نزديكي به فروگاه بينالمللي امام (ره) به عنوان يك موقعيت سكونتي با ظرفيت بالا و بكر و هم به لحاظ برخورداري از طراحي و ساخت زيربناهاي استاندارد يك شهرسازي مدرن با رعايت اصول نوين مناطق مسكوني؛ فضاهاي فرهنگي، آموزشي، ورزشي و حتي تفريحي، مطرح است.
شهرستان ري
اين شهرستان با مساحت 2293 كيلومتر مربع، محدودهاي است در جنوب تهران و شمال استان قم كه از شرق به شهرستانهاي ورامين و پاكدشت و از غرب به شهرستانهاي رباط كريم، اسلامشهر و استان مركزي متصل ميشود.
ري از نظر تقسيمات كشوري داراي 3 بخش به نامهاي فشافويه، كهريزك و مركزي 6 دهستان و 130 روستاي داراي سكنه است. جمعيت اين شهرستان براساس آخرين آمار افزون بر 859684 نفر است كه 7/75 درصد آن شهري و 3/24درصد روستايي است. نرخ رشد جمعيت بين سالهاي 75 تا 81 ناشي از مهاجرت 8/7 درصد بوده است.
پيشينه تاريخي
براساس شواهد تاريخي قدمت ري همپاي پيدايش تمدن ايران باستان به 8000 سال قبل برميگردد و طي 3 دوره تاريخي به عنوان پايتخت انتخاب شده است. 53 اثر باستاني با ارزش حكايت از تاريخچه پرفراز و نشيب و اهميت تاريخي اين منطقه دارد كه از آن جمله ميتوان به شهر باستاني معمورين، برج طغرل، آتشكده تپه ميل و قلعه دير اشاره كرد. گفتني است وجود بقعه متبركه حضرت عبدالعظيم حسني (ع) و مقبرههاي بزرگان علم و دين مانند محمدبن زكرياي رازي، شيخ صدوق و شيخ ابوالفتح رازي نشان ديگري از جايگاه تاريخي ري ميباشد.
ويژگيهاي شهرستان ري
الف) بخش خدمات:
شهرستان ري در مبدا ورودي و خروجي 3 بزرگراه اصلي امام رضا، تهران _ قم و تهران _ ساوه قرار گرفته كه سالانه شاهد تردد 64 ميليون و پانصد هزار وسيله نقليه ميباشد. همچنين اين شهرستان با واقع شدن در دروازه ورودي و خروجي خطوط آهن جنوب و شمال و كمربندي بين آنها نقش عمدهاي ايفا مينمايد.
_ تنها پالايشگاه نفت خام استان تهران كه تامينكننده بخش عمدهاي از سوخت مصرفي استان است در اين شهرستان واقع شده است. گفتني است اين پالايشگاه نقش تعيينكنندهاي در صادرات نفت كشورهاي آسياي ميانه به عنوان واسطه دارد.
_ برخورداري از بزرگترين پايانه حمل و نقل كالا در خاورميانه در زميني به مساحت 300 هكتار.
_ وجود خط آهن شهري «مترو» با 6 ايستگاه در مركز شهرستان و بخشهاي تابعه.
_ برخورداري از 2 مجمع صنفي با 58 اتحاديه و 14000 واحد صنفي. از سويي به واسطه حضور بيش از 500 نفر صادركننده داراي كارت بازرگاني، شهرستان ري در زمينه بازرگاني خارجي جايگاه ويژهاي در اقتصاد استان دارد.
_ وجود اماكن متبركه و آثار تاريخي جذب بيش از 5 ميليون نفر زائر و گردشگر در طول سال را به همراه دارد.
_ طراحي شهر آفتاب به مساحت 30 هزار هكتار به عنوان بزرگترين مركز فرهنگي _ سياحتي و زيارتي كشور.
_ كسب 450 ميليارد ريال درآمد مالياتي با توجه به فعاليت مراكز عمده صنعتي و تجاري خدماتي در شهرستان كه معادل درآمد پنجمين استان كشور است.
ب) بخش صنعت:
_ وجود 3000 واحد صنعتي بزرگ و متوسط و 20 هزار واحد صنعتي كوچك و صنفي در قالب 3 شهرك صنعتي و 5 مجتمع صنعتي كه 31 درصد اشتغال شهرستان را به خود اختصاص داده است. از جمله مهمترين اين صنايع ميتوان به پالايشگاه تهران، 7 واحد سيمان تهران، نفت بهران، سايپا ديزل، روغن مارگارين، كاغذسازي كهريزك و ايران ترانسفو اشاره كرد.
پ) بخش كشاورزي:
_ كل مساحت اراضي شهرستان بالغ بر 229300 هكتار است كه 160000 هكتار آن اراضي ملي و مراتع موجود از نوع فقير (درجه 2 و 3) ميباشد. بنابراين 5/69 درصد اراضي اين شهرستان ملي و 5/30 درصد آن نيز كشاورزي است كه از اين مقدار 15 درصد به دليل كمآبي و زهگرفتگي قابل كشت نيست.
كل اراضي قابل كشت شهرستان ري 60000 هكتار است كه به دليل كمبود منابع آب كشاورزي سالانه تنها 31354 هكتار آن زير كشت انواع محصولات كشاورزي قرار ميگيرد. در مجموع سالانه افزون بر 682 هزار تن انواع محصولات زراعي شامل: 61 هزار تن گندم، 19 هزار تن جو، 315 هزار تن ذرت علوفهاي، 52 هزار تن يونجه خشك، 5/247 هزار تن سبزي و صيفي، 6/17 هزار تن محصولات باغي از اراضي شهرستان ري برداشت ميشود.
شهرستان ري بيش از 31 درصد گوشت قرمز، 24 درصد شير و 8/7 درصد گوشت سفيد استان تهران را تامين ميكند.
ت) بخش علمي و فرهنگي:
_ شهرستان ري در بخش آموزش و پرورش با بيش از 180 هزار نفر دانشآموز در شهر و روستا در 4 مقطع تحصيلي از ميزان 4/85 درصد باسواد برخوردار است. در حال حاضر دانشگاه و مركز آموزش عالي و 3 حوزه علميه نزديك به 20 هزار دانشجو را در خود جاي دادهاند كه با فعال شدن دانشگاه شاهد و دانشگاه آزاد شرق تهران (قيامدشت)، ظرفيت پذيرش دانشجو در سطح شهرستان به 80 هزار نفر خواهد رسيد.
مهندس آذرنيا فرماندار شهرستان ري در ادامه گفت و گو به تشريح سياستهاي اين فرمانداري در راستاي توسعه شهرستان و اقداماتي كه در اين زمينه براي رفع موانع و مشكلات انجام گرفته است ميپردازد.
وي معتقد است فقدان آمار و اطلاعات از وضعيت موجود شهرستان در تمامي بخشها و دستگاههاي اجرايي و از سويي ديگر تداخل حوزه مديريت سياسي و مديريت شهري؛ همواره فرايند تصميمسازي و تصميمگيري را در اين شهرستان با مشكل روبهرو ساخته كه نمود عيني اين امر شاخصهاي توسعهيافتگي در تعيين ميزان بودجه سالانه شهرستان است. به گونهاي كه اساسا بودجه 46 ميليارد ريالي شهرستان با نقشها و ماموريتهاي ملي و فراملي تناسبي ندارد.
از اين رو فرمانداري ري از دو سال پيش تاكنون با هماهنگي سازمان مديريت و برنامهريزي اقدام به تهيه طرح مطالعات توسعه و عمران براي شهرستان ري نمود كه خوشبختانه نتايج حاصل از آن منجر به گردآوري آمار و اطلاعات به روز شده در همه زمينهها براي شهرستان شد.
بر اين اساس مهمترين اقدامات انجام گرفته براي رفع مشكلات و تنگناهاي شهرستان به شرح زير است.
_ تهيه طرح مطالعات توسعه و عمران شهرستان كه مورد تاييد سازمان مديريت و برنامهريزي استان قرار گرفته است.
_ به دنبال انعكاس مسايل و مشكلات شهرستان به استناد آمار و اطلاعات ارايه شده به محضر رياست محترم مجلس شوراي اسلامي، از سوي ايشان هياتي براي بررسي همه جانبه مشكلات و ارايه راهكارهاي كارشناسي اعزام شد كه منجر به تشكيل جلسهاي با حضور حضرت حجتالاسلام كروبي، استاندار محترم تهران و حجتالاسلام والمسلمين محمدي ريشهري گرديد و در نهايت استقلال سياسي شهرستان و داشتن نماينده مجلس، شوراي شهر و شهرداري مستقل از طريق اصلاح قانون انتخابات و همچنين ارتقا سطح فرمانداري شهرستان به معاونت استانداري تهران مورد تاييد قرار گرفت و مقرر شد از طريق مجاري قانوني به مرحله اجرا درآيد.
_ پيگيري و تهيه آخرين وضعيت تقسيمات كشوري و نقشه حوزه سياسي شهرستان.
_ پيگيري تشكيل ادارات مستقل شهرستان از جمله اداره صنايع دستي، اداره صنايع و معادن، اداره گذرنامه، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي، اداره محيط زيست.
_ به منظور ارايه خدمات مطلوب به شهروندان، شهرداريهاي مستقل در كهريزك و باقرشهر ايجاد شد.
_ با تشكيل جلسات مستمر كار گروه آب كشاورزي و منابع طبيعي به منظور بررسي چگونگي تامين آب كشاورزي، در نهايت دستور وزير محترم نيرو مبني بر تامين حق آب كشاورزي شهرستان در كوتاه، ميان و بلند مدت به سازمان آب منطقهاي استان ابلاغ شد.
_ ارايه آمار و اطلاعات لازم در بخشهاي مختلف به سازمان مديريت و برنامهريزي در خصوص اصلاح شاخصهاي برخورداري در جهت افزايش سهم بودجه شهرستان.
_ تشكيل مستمر كميته برنامهريزي شهرستان و بررسي مشكلات بخشهاي مختلف از طريق نتايج حاصله از نشستهاي كارشناسانه كار گروههاي مختلف مندرج در ماده 70 قانون برنامه توسعه.
_ ايجاد ارتباط صميمي با خيرين در جهت جلب مشاركت آنها و احداث بيش از 500 كلاس درس توسط نيكوكاران مدرسه ساز.
_ پيگيري تا تصويب پروژههاي زيربنايي شهرستان در سند توسعه كلي استان منبعث از برنامه چهارم توسعه سياسي، اقتصادي كشور از جمله روكش آسفالت و تامين روشنايي اتوبان تهران _ قم با اعتبار 8 ميليارد ريال و تعريض و روكش آسفالت جادههاي اصلي و فرعي و احداث تقاطعهاي غير همسطح و ... .
_ گردآوري آمار و اطلاعات مربوط 1044 حلقه چاه كشاورزي شهرستان و برقي كردن 78 حلقه چاه.
_ در راستاي صرفهجويي در مصرف سوخت، گازرساني براي 14 روستا انجام شده و براي 9 روستاي ديگر در دست اقدام است كه در مجموع 46291 نفر تحت پوشش قرار گرفتهاند.
شهرستان رباط كريم
رباط كريم در جنوب غربي تهران و همجوار با شهرستانهاي شهريار، كرج و ري، اسلامشهر و ساوه است. اين شهرستان با 329 كيلومتر مربع وسعت شامل 3 شهر با نامهاي رباط كريم، گلستان و نسيمشهر و 3 بخش گلستان، بوستان و مركزي و ؟؟ 7 دهستان و 30 روستا است.
شهرستان رباط كريم كه يكي از مناطق تحت پوشش شهرستان كرج، حوزه بخش شهريار محسوب ميشود در سال 76 براساس مصوبه هيات وزيران به شهرستان ارتقا يافت. ويژگيهاي مختلف از جمله نزديكي به تهران، زمينههاي اشتغال و آساني راههاي دسترسي؛ موجب جذب مهاجران به اين منطقه شده است و هم اكنون افرادي از اقوام و مناطق مختلف كشور در اين منطقه زندگي ميكنند به همين دليل زبانها و گويشهاي فارسي، آذري، گيلكي و كردي در اين منطقه رايج است. براساس سرشماري كارگاهي در سال 1381، جمعيت شهرستان نزديك به 600 هزار نفر برآورد شده و ميزان باسوادي مردم شهرستان در حدود 90 درصد تخمين زده شده است.
آنچه كه درباره رباط كريم درخور تامل است آن است كه به رغم تنوع اقوام و طوايف، ساكنان اين شهرستان در كنار هم زندگي آرامي داشته و مردم اين شهرستان در صحنهها و چالشهاي مختلف وفاداري خود را به انقلاب و نظام نشان دادهاند. درصد بالاي مشاركت آنان در انتخابات نشان از شعور و آگاهي اين مردم دارد. جوانان اين شهرستان با اميد به آينده در مجامع علمي و ورزشي افتخار ميآفرينند و تفاهم، همدلي و مشورت ميان مسئولان، نماينده مجلس و امامان جمعه؛ باعث ثبات و آرامش سياسي در سطح شهرستان شده است.
شهر جديد پرند
شهر جديد پرند در 5 فاز مسكوني و 2 فاز صنعتي به منظور اسكان بخشي جمعيت سرريز شده حوزه جنوب غرب تهران در مساحتي حدود 24000 هكتار در 35 كيلومتري جنوب غربي كلان شهر تهران در سال 1368 تاسيس شد ولي طولي نكشيد كه متوليان امر و دست اندركاران اجراي اين پروژه بزرگ افقهاي وسيعتر و برنامههاي بسيار گستردهتري براي اين شهر 24 هزار هكتاري متصور شدند تا صرفا بعد مسكوني آن مطرح نباشد و حتي فراتر از آن، بتوان با انتقال بخشي از عوامل و مراكز تاثيرگذار از تهران به اين شهر؛ پرند را به عنوان جايگزيني براي پايتخت معرفي كرد.
اراضي شهر جديد پرند در آستانه ناحيه كويري ايران بين 35 درجه و 23 دقيقه و 52 ثانيه تا 35 درجه و 25 دقيقه و 6 ثانيه عرضي شمالي و 50 درجه و 54 دقيقه و 40 ثانيه تا 50 درجه و 58 دقيقه و 33 ثانيه طول شرقي قرار گرفته است. متوسط ارتفاع اراضي آن از سطح دريا 1100 متر بوده و ميزان بارندگي در اين شهر بين 200 تا 250 ميليمتر متغير است.
هواي پاك، آسمان آبي، چشماندازهاي زيبا، شاهراههاي مهم ارتباطي، دانشگاه، شهر الكترونيك، دهكده سلامت، نمايشگاه بينالمللي اكسپو، ناحيه صنعتي و همجوار آن با فرودگاه بينالمللي در كنار طراحي مدرن شهري و ساخت و سازهاي با كيفيت همگي باعث ايجاد يكي از بزرگترين شهرهاي جديد كشور شدهاند كه شخصيت متمايز و موقعيت ژئوپلتيكي آن ساختار منطقه را تغيير خواهد داد.
مناظر طبيعي
رودخانه شور در جنوب و ارتفاعات شمالي كوههاي تخت رستم مهمترين ويژگي طبيعي حوزه شهر جديد پرنده به شمار ميرود. سرچشمه اصلي اين رودخانه در كوههاي سلطانيه زنجان است و بعد از طي مسيري از اراضي دشت قزوين و شهريار از منتهياليه جنوب غربي اراضي شهر جديد پرند عبور ميكند. در مجموع شيب و سمت آن براي استفاده در طراحي نظام فضايي شهر در كنار مناظر طبيعي رودخانه شور و كوههاي تخت رستم فضاي بسيار زيبايي براي شهر به وجود آورده است. مناظري كه همچون نقاشي مخملين كودكان چشم هر بينندهاي را مينوازد.
فضاي شهري
انديشههاي معماري در كنار استانداردهاي بالاي ساخت و ساز ميتواند فضاي شهري متفاوتي براي شهروندان به ارمغان آورد. طراح، سعي نموده در قالب فازهاي مختلف، فضاهاي شهري متنوعي را طراحي نمايد. خلق فضاهاي شهري با كيفيت بالا، خيابانها و ميادين، ايجاد پارك و مراكز خريد، مشاركت عمومي گسترده، مركز شهري پرنشاط، حمل و نقل عمومي و فرصتهاي آموزشي و دانشگاهي، شبكه توسعه جديدي براي اين شهر فراهم ميكنند.
لزوم به كارگيري مباحث صرفه جويي انرژي از قبيل شيشههاي دوجداره، عايقهاي حرارتي و صوتي و اجراي شبكه آب شرب و غيرشرب و پاركينگهاي زيرزميني، اين شهر را تبديل به شهري متفاوت نموده است.
مكانهاي فرهنگي، مذهبي
بيشك يكي از مهمترين مسايل مورد بحث در باب جامعه شناسي شهرهاي جديد، هويت يابي يا چند گونگي هويتهاست. تجربه شهرهاي جديد در دنيا ما را به لزوم توجه در وضعيت معماري و فضاهاي شهري و تعاملات فرهنگي رهنمون ميسازد. مطالعات گسترده و برنامهريزي توام با آيندهنگري در ساخت شهر جديد پرند باعث رشد و بالندگي اين شهر خواهد شد و شهروندان پرند فرداي بهتري را تجربه خواهند نمود.
فضاي سبز
انديشههاي سبز مسئولان در كنار طراحي معماران زبده نويدبخش شهري سبز و با شكوه است كه ميتواند فضاهاي شهري زيبا را در اختيار شهروندان قرار دهد. توسعه فضاي سبز در شهر جديد پرند را ميتوان نمونهاي مناسب براي توسعه فضاي سبز در زندگي شهري دانست. پيش بيني فضاي سبز مناسب در محلهها، نواحي مختلف، مركز شهر، پيرامون شهر و تفرجگاهها و پاركها، ضمن تامين امكانات مناسب براي گذراندن اوقات فراغت شهروندان، باعث جلوگيري از آلودگي و مزاحمتهاي ناشي از وزش باد ميشود و عاملي براي تلطيف هوا و ايجاد رطوبت در بافت شهري و پيرامون آن است.
راههاي ارتباطي
شهر جديد پرند به دليل دستيابي سريع به شاهراههاي مهم ارتباطي همچون آزادراه تهران ساوه، آزادراه تهران قم، راه آهن سراسري تهران جنوب و فرودگاه بينالمللي امام و همچنين استفاده از قطار بين شهري، مترو و اتوبوسهاي شهري يكي از مهمترين شهرهاي جديد كشور محسوب ميشود. بيگمان انديشه طراحان در مكانيابي اين شهر علاوه بر ساير مزاياي موجود همين راههاي دسترسي است كه يكي از مهمترين موارد در طراحي شهري محسوب ميگردد.
شهر الكترونيكي
نزديكي به پايتخت، دانشگاهها و مراكز علمي، فرودگاه بينالمللي، نواحي صنعتي، نمايشگاه بينالمللي اكسپو، شاهراههاي ارتباطي و ساير ويژگيهاي پرند، شكل گيري الگوهاي مدرن را در اين شهر مهيا نموده است. تبديل شهر پرند به شهر پيشرو در توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات و بهرهگيري كارآمد از آن در يك زندگي مدرن شهري اساس شهر الكترونيكي پرند محسوب ميشود. با استفاده از اين فناوري ارتباطات شهري تسهيل و تسريع ميگردد.
شهر دانشگاهي
يكي از مهمترين مشخصات يك شهر جديد، مجهز بودن به مراكز علمي و دانشگاهي است. اين مراكز ضمن ايجاد هويت براي شهر ميتوانند ارتباط و تعاملي ارگانيك با مجموعه شهروندان برقرار نمايند. افزايش جمعيت دانشجويان در شهر جديد پرند موجب افزايش و دگرگوني فضاي كالبدي و رشد فيزيكي شهر شده و مشاغل جديدي علاوه بر مشاغل پايه ايجاد خواهد نمود.
دانشگاه آزاد اسلامي و دانشگاه پيام نور با سايت دانشگاهي و امكانات مجهز با 5000 دانشجو شهر جديد پرند را به شهري دانشگاهي تبديل نموده است.
قلعه سنگي
كاروانسراي سنگي (قلعه سنگي) رباط كريم هويت تاريخي منطقه است كه قدمت آن به پيش از دوره سلجوقيان ميرسد و به ويژگيهاي شهر جديد پرند، جاذبه توريستي را هم ميافزايد.
اين قلعه در مسير اتوبان تهران ساوه واقع شده و ديوارههاي عظيم و سنگي آن در جنوب شهر جديد پرند تنها بناي كهني است كه خودنمايي ميكند.
اين بنا به صورت چهار ايوانه و چهار گنبدي بوده و كاملا متقارن بنا شده و در هسته مركزي آن بنايي به صورت كوشك موجود است. در پشت باروهاي ايستاي چهار گوشه بنا، گنبدخانهها، پلانهاي مربع و سقف گنبدي واقع شده كه شيوه و تكنيك ساخت سقفهاي آن در نوع خود بينظير و با توجه به مصالح سنگي به كار رفته با ملات خاص كه موجب استواري اين بنا در طي قرنهاي متمادي در مقابل حوادث طبيعي گشته است باشكوه و تحسين برانگيز مينمايد.
نمايشگاه اكسپو پرند
اكسپو رويدادي بينالمللي و نمايشگاهي جهاني است كه هر ساله در كشوري برگزار ميگردد.
در اين رويداد تجاري فرهنگي، كشورهاي شركت كننده به معرفي فرهنگ و كالاهايشان ميپردازند.
نمايشگاه اكسپو شهر جديد پرند با مساحت 300 هكتار، يكي از اركان اصلي نيل به اهداف استراتژيك بخش بازرگاني كشور محسوب ميشود.
همجواري با فرودگاه بينالمللي امام، دسترسي به شريانهاي مهم ارتباطي، نزديكي به انبارهاي بازرگاني و قابليت توسعه از مهمترين دلايل برپايي نمايشگاه در پرند است
منبع =اقای قنبری
نشانه های شروع استفاده از آهن در سگزآباد در حدود 1500 پ.م به صورت محدود یافت شده است. این تاریخ عموما برای شروع عصرآهن در نیمه غربی فلات ایران عمدتا بر اساس کاهنگاری تپه حسنلو در نظر گرفته می شود که آزمایش های سالیابی در سگزآباد نیز این تاریخ را تایید می کند. به دلیل کمبود شواهد معتبر در حال حاضر نمی توان نحوه دستیابی مردمان ساکن در سگزآباد را به فن آوری ذوب و عمل آوری آهن به طور دقیق مشخص کرد.
بدون تردید تجارب به دست آمده در فلزگری مس و مفرغ که در سگزآباد از حدود 2100 پ.م شروع شده بود، در فلزگری آهن مورد استفاده قرار گرفته است. باید توجه کرد که فلزگران سگزآباد قبل از دستیابی به آهن به پیشرفت های زیادی در زمینه آلیاژهای مختلف مس رسیده بودند. این موضوع را کاملا می توان از تجزیه عنصری فلزات این دوره استنباط کرد. به طوری که در این دوره از مس نسبا خالص (97/97%) و آلیاژهای مس ارسنیک (نوعی مفرغ) و مس و قلع (مفرغ) استفاده شده است. این امر نشانه مهارت و تجربه فلزگران در جداسازی ناخالصی های طبیعی در کانی های مس در هنگام ذوب است. در نمونه های آزمایش شده از تپه حصار دامغان نیز مس با درجه خلوص حتی 99% دیده می شود (Schmit, 1937). بررسی اشیا مفرغی به دست آمده از این دوره استفاده از قالب های باز و بسته را آشکار می سازد (Pigott, 1989).
مطالعه پراکندگی ذخایر کانسارهای فلزی اطراف دشت قزوین نشان می دهد که این منطقه توسط ذخایر فنی کانسارهای فلزی از جمله مس، آهن، سرب، روی، طلا و... احاطه گردیده است. همه معادن شناخته شده به اندازه کافی به تپه سگزآباد نزدیک هستند. تا جایی که کاروان های حیوانی می توانستند سنگ های معدنی را به سگزآباد حمل نمایند. این منابع معدنی شرایط بسیار مساعدی را جهت رشد فلزگری فراهم آورده است. از سوی دیگر نزدیکی معادن مس و آهن به سگزآباد زمینه های ظهور فلزکاری متنوع را فراهم ساخته و با توجه به این که معادن مس و آهن در کنار هم واقع شده اند، این موضوع موجب سهولت شناسایی خواص فلز آهن و در نهایت استفاده آگاهانه از سنگ های معدنی آن و ظهور فلز آهن در محوطه شده است.
برای پی بردن به رموز و نحوه ذوب آهن، لازمست نوع کوره های ذوب، محل آنها و جزییات عمل آوری اشیا آهنی مورد توجه قرار گیرند. این شواهد که اهمیت زیادی در مطالعات فلزگری آهن دارند نه تنها از تپه سگزآباد بلکه از هیچ محوطه باستانی همزمان در ایران نیز کشف نگردیده است. در عین حال مدارک اندکی از وجود قالب های ریخته گری آهن در سگزآباد به دست آمده است. در این دوره فلزگران آهن از دو نوع قالب سنگی و گلی استفاده می کردند. قالب های گلی از مواد ناپایدار ساخته می شدند و شاید پس از یکبار مصرف به دور انداخته می شد. در این صورت می توان تصور کرد که اشیا مشخص ساخته شده با این قالب ها از همگونی های شکلی برخوردار نبودند. اما با قالب های سنگی به دلیل ثابت بودن آن فلزگران می توانستند اشیا فلزی «استاندارد» تولید کنند. همانطور که قبلا نیز اشاره شد، در آغاز پیدایش آهن در سگزآباد از آن به طور محدود استفاده شده است.
«اشیا آهنی» این دوره دارای خوردگی و زنگ زدگی و فرسودگی بسیار زیاد هستند که شناسایی کاربرد آنها را تقریبا غیر ممکن می سازد. با توجه به مدارک موجود «اشیا آهنی» از آهن اسفنجی ساخته شده اند. باید اشاره نمود که آهن اسفنجی در شرایط محیط ناپایدار بوده و به شدت زنگ می زند و فرسوده می گردد. به احتمال زیاد طریقه ساخت و عمل آوری آنها بدین گونه بوده است که در اثر احیای سنگ های آهن با ذغال چوب در حالت جامد، ابتدا آهن خام و ناخالص تولید می شده است. آهن خام اسفنج مانند بوده که ناخالصی های آن از جمله فسفر و منگنز و کربن در جریان چکش کاری و آهنگری به مقدار زیاد حذف می شده است، در نتیجه آهن به دست آمده از قابلیت چکش خوری و شکل پذیری برخوردار می شده و برای ساخت اشیا آماده می گردیده است.
مطالعات انجام شده نشان می دهد در محوطه باستانی سگزآباد امکانات لازم برای تولید آهن خام اسفنج مانند در کوره های ابتدایی و ساده وجود داشته است. با توجه به پیدا نشدن کوره های ذوب آهن در محل های مسکونی، به نظر می رسد کوره ها به جهت سهولت به صورت گودال های کوچک و بزرگ در سطح زمین و در خارج از محوطه های مسکونی ساخته می شدند. دیوارهای داخلی را با گل رس اندود می کردند. در این کوره ها نخست چوب و ذغال را آتش می زدند و سپس مقداری سنگ آهن که دارای درصد آهن قابل ملاحظه ای بوده و آگاهانه انتخاب شده بودند (بر اساس آزمایش های انجام شده) در داخل کوره ها قرار می دادند. هوا را به وسیله لوله هایی از جنس چوب و استخوان (این مواد در زیر خاک ناپایدار هستند و عموما به دست باستان شناسان نمی رسند.) در کوره ها می دمیدند. نقش هوای دم در شدت احتراق و تامین دما برای ساکنان سگزآباد شناخته شده بوده است. از سوی دیگر انجام عملیات احیا در خارج از محوطه های مسکونی این امتیاز فوق العاده را در برداشت که جریان بادهای محلی کمک بسیار زیادی به فرآیند احیا سنگ های معدنی بوده است. باید اشاره کرد که بادهای محلی تقریبا در تمام طول سال وجود دارند. بررسی و جمع آوری روشمند آثار و بقایای فلزگری از سطح تپه نشان می دهد که تمرکز اصلی این آثار در حاشیه تپه سگزآباد بوده. این آثار عبارتند از سنگ های معدنی آهن، سرباره های آهن و کلوخه های آهن اسفنجی که هیچ نوع شکل خاصی ندارند. همه این شواهد نشان دهنده این امر می باشند که سنگ های معدنی آهن در بیرون از محوطه های مسکونی احیا شده اند. احتمالا عملیات چکش کاری و ساخت شکل نهایی اشیا در داخل محوطه های مسکونی صورت می گرفته است. این عملیات نیز مستلزم ایجاد حرارت (عملیات حرارتی) و آهنگری و یا به عبارت دیگر پالایش مکانیکی می باشد که در جریان این عملیات بخشی از حفره های موجود در آهن اسفنجی مسدود می شد. دور از واقعیت نیست که مراحل اولیه تولید آهن در تپه سگزآباد در کوره های ابتدایی و ساده در حجم کم و با نیروی کار کمتری صورت می گرفت. بدون تردید فلزگران در کوره های ابتدایی عملا نمی توانستند درجه حرارت (حدود 1500 درجه سانتیگراد) را جهت ذوب کامل آهن بالا ببرند. در نتیجه احیا اکسیدهای آهن در حالت جامد صورت می گرفت و به اصطلاح آهن تولید شده به صورت اسفنجی درآمده و ناخالصی های سنگ آهن دست نخورده باقی می ماند.
شاید یکی از دلایل پیدا نشدن شواهد و مدارک مستقیم تولید آهن از محوطه های حفاری شده ایران ساده و ابتدایی بودن کوره های ذوب به ترتیبی که اشاره شد باشد، از سوی دیگر این کوره ها به خاطر استفاده از انرژی بادهای محلی جهت افزایش دمای کوره ها که مستلزم فضای باز می باشد در حواشی محل های مسکونی قرار داشتند. به لحاظ روش های حفاری باستان شناسی، مناطق حاشیه ای یک محوطه باستانی عموما جهت انجام حفاری در نظر گرفته نمی شود. کوره های ابتدایی به دلایل معلوم بعد از مدتی فرسوده شده و به جای آنها کوره های جدید ایجاد می شده است که آثار آنها به صورت اجاق های ساده بدون هیچ تجهیزاتی به دست باستان شناسان می رسد. دم های استفاده شده نیز از مواد ناپایدار مثل پوست بز و چوب ساخته می شدند که در طول زمان می باشند. بر این اساس چه بسا اجاق های ساده ای که به فراوانی در حاشیه غربی تپه سگزآباد کشف شده اند واقعا کوره های ساده تولید آهن بوده اند، گرچه امروزه می توان با انجام آزمایش های تجزیه عنصری بقایای اجاق ها به نوع فعالیت های انجام شده و نیز کاربردهای آنها پی برد. یکی از ویژگی های سه فصل حفاری در حاشیه غربی تپه سگزآباد، وجود بیش از اندازه و غیر معمول خاکستر در لایه های تشکیل دهنده عصرآهن می باشد.
با این توضیح که لایه های خاکستر ناشی از آتش سوزی در محل نبوده است بلکه به صورت انباشته در گودال های زباله و در محل های مشخصی ریخته شده اند که مواد تشکیل دهنده آنها عمدتا خاکستر می باشد. به احتمال قوی با توجه به انباشته شدن خاکستر در داخل کوره های ابتدایی و لزوم تخلیه مستمر آنها، لایحه های انباشته شده خاکستر در این منطقه ناشی از وجود کوره های متعدد باشد. در غیر این صورت با توجه به این که حاشیه غربی در عصرآهن مسکونی نبوده است، هیچ توجیه منطقی از وجود خاکسترهای انباشته شده نمی توان ارایه نمود.
از یک گودال زباله که مربوط به عصر آهن II (حدود 800 _ 1100 ق.م) تپه سگزآباد می باشد تعداد زیادی اشیا فرسوده ساخته شده از آهن شامل تیغه های خنجر، داس و چاقو کشف شده است. این یافته ها نشان می دهد که در این دوره استفاده از اشیا آهنی افزایش بی سابقه ای پیدا کرده بود. به طوری که در صورت فرسوده شدن آنها یک کالای دور انداختنی به حساب می آمدند. اما مساله تعجب آور اینست که همزمان با ازدیاد تولید آهن، نه تنها هیچ نوع جهش و پویایی در دیگر الگوهای فرهنگی تپه سگزآباد دیده نمی شود، بلکه یک افت محسوس به ویژه در معماری محوطه به صورت کوچکتر شدن محدوده مناطق مسکونی قابل مشاهده است. این موضوع از این نظر قابل توجه است که در محوطه همزمان از جمله تپه حسنلو (دوره IV) در حوزه دریاچه ارومیه، درست برعکس آنچه که در سگزآباد می بینیم، همزمان با فراگیر شدن استفاده از آهن پیشرفت های زیادی در ساختارهای فرهنگی سیاسی و اقتصادی محوطه دیده می شود. این تناقض نشانگر اینست که پیدایش آهن و تاثیرات اجتماعی، اقتصادی نظامی و سیاسی آن را نمی توان به طور یکسان به همه مناطق فلات ایران تعمیم داد. از سوی دیگر این تناقض تاکیدی است بر این نکته متدولوژی مطالعاتی که فرآیندهای فلزگری کهن در ایران باید به صورت منطقه ای مورد توجه قرار گیرند. در این زمینه شاید وسعت ایران و تفاوت اقلیمی یکی از علل تناقض موجود باشد.
منابع:
1- نگهبان، عزت الله (1351)، «گزارش مقدماتی دو ماهه عملیات حفاری دشت قزوین، منطقه سگزآباد» مجله مارلیک، ص 25 _1
2- نگهبان، عزت الله (1374)، «معبد منقوش زاغه دشت قزوین» مجموعه مقالات کنگره تاریخ و معماری و شهرسازی ایران، سازمان میراث فرهنگی، تهران، ص 190 _ 174
3- حسن طلایی (1374)، باستان شناسی و هنر ایران در هزاره اول پ.م، انتشارات سمت، تهران
4- ________ (1378) «نو یافته های معماری عصر مفرغ جدید در تپه سگزآباد»، مجموعه مقالات دومین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، جلد 5 سازمان میراث فرهنگی کشور، ص 358 _ 343
5- مجید زاده، یوسف، (1369). «تپه قبرستان یک مرکز صنعتی در آغاز شهرنشینی در فلات مرکزی ایران» مجله باستان شناسی و تاریخ، سال چهارم شماره یک، ص 15 _ 4
6- شهمیرزادی، صادق ملک، (1356)، «گزارش مقدماتی فصل اول و دوم حفاری تپه سگزآباد»، مجله مارلیک (2)، ص 98 _ 81
7- قرآن مجید، سوره حدید، آیه 25.
مقاله=دکتر طلایی
