“نگاهی به زمستانهای ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۰ تهران”
—————————————————————
در این قسمت بعد از مرور زمستانهای دهه ۴۰ مخصوصا زمستان عجیب سال ۴۲ نگاهی میندازیم به سالهای بعد… از زمستان رویایی ۴۳ تا زمستان تاریخی و شگفت انگیز سال ۱۳۵۰
۱۳۴۳:(رویایی ترین زمستان تهران)این سال را باید سال برف تهران نام نهاد برعکس زمستان سال قبل که تهران نصیبی از بارشهای سنگین غرب کشور نبرد و شهر۳ ماه در فضایی خشک و یخ زده بود در این سال جبران کرد و پر برف ترین زمستان تاریخ تهران رقم خورد بطوریکه رکورد سردترین و پر برف ترین اذر تهران با ۲ برف سنگین(۲۰ سانتی در ۲۷ اذر و ۱۵ سانتی در ۲۳ اذر) و ۵ برف نیمه سنگین دیگر در این ماه و پر بارش ترین ژانویه تهران یا ۱۰ دی تا ۱۰ بهمن با رکورد ۱۱۶ میلیمتر بارش که اکثرا برف بوده متعلق به این سال رویاییست..
در ژانویه اون سال ۱۱ بار برف اومده که ۸ تای اون سنگین بوده و ۲ برف فوق سنگین در تاریخ ۲۱ دی و ۱ بهمن با ارتفاعی بالای ۴۰ سانتیمتر در ایستگاه مهراباد و ارتفاع بالای ۶۰ سانتی در شمیرانات به ثبت رسیده ..از دیگر رکوردهای اون سال میشه به میانگین دمای حداقل ۳٫۳- در اذر ماه اشاره کرد که در این سی سال حتی نزدیک به اون هم نشدیم
اذر و دی ماه اون سال بیشترین حجم بارش برف در کوچه خیابانهای تهران روی هم تلمبار شده بوده بطوریکه شهرداری بخاطر بارش برفهای سنگین و پیاپی قدرت پاکسازی معابر را نداشته واز ارتش برای تخلیه کوچه ها از برف کمک خواسته شده بوده.. زدن تونل در کوچه ها و حتی بعضی خیابانها در شمیرانات و قفل شدن خیابانهای فرعی و کوچه ها ،خوابیدن ۷۰ درصد ماشینهای شخصی تهران در پارکینگها بمدت یک ماه و تعطیلی بیش از ۱۰ روز مدارس در ژانویه از دیگر اتفاقات تکرار نشدنی اون سال بحساب میاد
در تهران بطور متوسط هر ۲ روز درمیان به مدت ۴۰ روز برف میباریده ..سرمایی که گویی هنوز از سال گذشته روی تهران و کل ایران باقی مونده بود اون سال با رطوبت سیستمهای فعال بارشی و ابرناکی پشت سر هم هوا هم همراه شده بود و اینچنین بود که برفی ترین زمستان ۱۰۰ سال گذشته تهران اون هم از نوع برفهای سرد و خشک در تهران بوقوع پیوست.و مردم تهران شاهد ۶۰ روز هوای صفر و منفی در اذر و دی بودند که ۲۷ روز ان دمای کمینه زیر ۴- بوده و این برای الان غیر قابل تصوره ..
اون سالو باید سال برف برای ایران نام نهاد بطوریکه اکثر استانها بیشترین بارش برفشون رو تجربه کردند مخصوصا استانهای مرکزی مثل شهر اصفهان که ۱۵ بار برف بارید و شیراز که ۱۲ بار بارش برفو تجربه کرد..قدیمی ترها میگن در تهران بقدری برف روی برف اومده بود و از پشت بامها نیز به معابر ریخته بودند که ارتفاع برف کوچه ها گاهی از ارتفاع پشت بامها نیز بیشتر بوده و مردم روی برفها تردد میکردند..البته بهمن ماه و اسفند اون سال نه برفی اومد و نه هوا اونقدر سرد باقی موند انگار زمستان توی اون ۲ ماه هر چه در چنته داشت رو کردو فقط یه برف نسبتا سبک در اسفند ماه پایانی بود بر زمستان تکرار نشدنی سال ۱۳۴۳ در تهران
۱۳۴۴:(کم برف ترین زمستان تهران) این سال را باید به نوعی جبران زمستان سال قبل نامید بطوریکه با ثبت فقط یک برفابه کوتاه مدت در اول دی ماه به بی برف ترین زمستان تاریخ تهران بدل شد . در اون سال که قبلش زمستان رویایی رو تجربه کرده بود هوا بقدری گرم شد که فقط ۲۰ شب کمینه دما به صفر یا منفی رسید و برای رقم ۴- این تعداد فقط ۵ روز بود سردترین روز با کمینه ۶- در ۲ دی و ۳ باران نسبتا سنگین در بهمن و اسفند ماه و در مجموع زمستانی گرم و خشک بود و به نوعی قابل مقایسه با سالهای ۹۳ و ۹۴
۱۳۴۵:زمستانی نسبتا سرد و بسیار خشک با ۵۷ روز دمای کمینه صفر و منفی و ۷ روز دمای کمینه زیر ۴- با چند برف سبک و احتمالا یکی دو تا برف در حد نشستن و سفید کردن زمین ..بیشترین بارش روزانه ۱۰ میلیمتر باران در ۲ اسفند و سردترین شب ۱۳ بهمن با دمای کمینه ۱۰- درکل برفهای اون سال اکثرا رگباری و سبک بوده و خشک ترین سال پس از سال ۱۳۴۲ بوده با فقط ۱۰۵ میل بارش
۱۳۴۶:باز هم زمستانی نسبتا خشک و سرد با ۶۲ روز دمای کمینه صفر و منفی و ۲۴ روز کمینه کمتر از ۴- ..سردترین روز ۵ دی با دمای کمینه ۹- و همچنین ۳ بهمن با کمینه ۱۰-
با ۵ برف سبک و ۲ برف نیمه سنگین در حدود ۱۵ سانت در ۲ بهمن و اواسط دی ماه
شیراز دهه ۴۰
۱۳۴۷:(پر رکورد ترین سال جوی تهران )سال ۴۷ را باید پر برکت ترین زمستان تهران و پر بارش ترین سال ابی میلادی در ۱۰۰ سال گذشته تهران دانست سالی عجیب با انواع و اقسام رکوردها..رکورد سردترین روز یا بهتر بگیم شب تهران با کمینه ۱۵- در ۱۸ دی ماه ..رکورد بیشترین بارش در یک بازه زمانی در ژانویه با ۳۴ میلیمتر ..رکورد بیشترین بارش در فصل زمستان با مقدار ۲۵۰ میلیمتر!!..رکورد بیشترین بارش ماه مارس بعد از سال ۷۴ با مقدار۱۲۰ میلیمتر..رکورد بیشترین حجم بارش در یک سال میلادی با ۴۰۰ میلیمتر ..رکورد تنها سال میلادی که در تمام ماههای سال بارش داشتیم..رکورد بیشترین تعداد روزهای با بارش… ۶۴ روز بارش باران و برف در زمستان و ۱۱۵ بار در کل سال میلادی ۱۹۶۹ که در نوع خودش بی نظیر و تکرار نشدنیه
تهران دهه ۳۰
ضمنا مردم تهران در ان سال ۵۳ روز کمینه صفر و منفی رو تجربه کردند که ۲۳ روز ان کمینه زیر ۴- بوده و زمستان سردی را با میانگین دمای خشک ۰٫۷- برای ژانویه و ۱٫۴ برای فوریه تجربه کردند که نشان از زمستانی سرد و پر بارش داشته..
تهران در اون سال ۲۰بار برف یا اسلیت رو تجربه کرده که بین ۲ تا ۳ برف سنگین هم در بین اونها بوده که بنظر میرسه به احتمال زیاد ۱۷ دی سنگین ترین برفو با چیزی حدود ۳۰تا ۳۵ سانت ثبت کرده باشه والبته یکی هم در اسفند ماه ..البته بارش برف در فروردین سال بعدش هم ار نکات جالب توجهه
۱۳۴۸:زمستانی نسبتا کم بارش و معتدل با تنها ۳۷ روز کمینه صفر و منفی و فقط ۴ روز کمینه کمتر از ۴- که متعلق به ژانویه است سردترین روز ۹ بهمن با کمینه ۱۱- ..یک نکته در اون سال بنظر میاد و اون هم میشه احتمال داد سنگین ترین برفی که در یک نوبت در تهران باریده متعلق به اون ساله در ۷ بهمن ماه و تنها برف سنگین اون سال هم بحساب میاد و با کمینه منفی ۱۱ بعد از بارش ۳۱ میلیمتری باید طبق تجربه برفی معادل ۴۵ سانتیمتر تا نیم متر در تهران باریده باشه البته این در حد احتماله و بستگی به دمای هوا در زمان بارش داره ولی مطمئنا سنگین ترین بارش جامد در شهر تهران بوده.بعد از اون برف عجیب و سنگین تا یک ماه در تهران هیچ بارشی ثبت نشده و از این حیث رکورد دار کمترین بارش ماه فوریه است
۱۳۴۹:زمستانی معتدل و کم بارش که فقط یک بارش سفید کننده برف و چند اسلیت رگباری در ژانویه ره اورد این زمستان برای تهران بوده و بقیه بارشها بصورت باران بوده
سردترین روز ۱۰ بهمن با کمینه ۵- و در مجموع با ۵۲ روز کمینه صفر و منفی و ۸ روز کمینه زیر -۴ اتفاق خاصی را در خود نداشته.گویی ارامش قبل از طوفان بوده
۱۳۵۰:(شبحی از زمستان قطبی بر ایران)در مورد زمستان سال ۱۳۵۰ روایتها و داستانهای زیادی نقل شده و جالبه با اینکه زمان زیادی از اون سال نمیگذره ولی بقدری مستندات کمی در فضای مجازی و حقیقی وجود داره که نمیشه اماری مستند و مستدل از اون سال ناهنجار ارائه کرد و چیزی که بیشتر نقل میشه تشکیل طوفان قطبی الکسا بر روی ایران و بارشهای برف پشت سر هم در بعضی استانها بخصوص استانهایی که عادت به این مقدار برف و سرما نداشتند مثل یزد و مرکزی بوده که این اتفاق موجب خسارات مالی و جانی فراوانی برای هموطنانمان در ان زمستان عجیب واستثنایی شده…
دهه ۴۰
زمستان ۵۰ در تهران:به مانند اکثر نقاط ایران زمستانی سرد و البته پر بارش و پر برف بوده ..تهرانیها در اون سال ۷۴ روز دمای کمینه صفر و منفی تجربه کردند که ۴۳ روز!! کمینه دما به زیر ۴- رسیده که در نوع خودش اعجاب اوره و به نظر میرسه بخاطر انباشت برف یخ زده از ماه ژانویه تا اواخر فوریه و حتی مارس بر روی زمین بوده . در اون سال دومین سال میلادی پر بارش با ۳۵۵ میلیمتر ثبت شده که ۲۴ بار بارش برف در شهر تهران ایستگاه مهراباد ثبت شده که ۴ تا ۶ تای اونها نسبتا سنگین بوده.. که یکی در ۱۰ دی به میزان ۲۵ تا ۳۰ سانتی متر و یکی ۱۷ دی ماه به همین میزان و یکی در ۱۸ بهمن ماه در همین حدود بوده که نکته جالب اب نشدن این برفها و یخ زدن برفها در کوچه و خیابان و باز هم داستان تونل زدن و به خواب رفتن کوچه خیابانهای تهران و البته این بار طولانی تر بطوریکه تا اوایل اسفند هوا بطرز شگفتی سرد و برفی بوده ..نکته جالب و قابل توجه رکورد ۲۸ روز حداکثر دمای روزانه صفر و منفی در تهران بوده که ۲ روز از سال ۴۲ و ۷ روز از سال ۸۶ هم بیشتر بوده یعنی تهران یک ماه در فریز کامل بوده..و نکته دیگر یخبندان فوریه است که رکورد دار دمای خشک این ماه با میانگین ۴٫/- است و در ژانویه بعد از سال ۴۲ و ۸۶ با ۲٫۱- در جایگاه سوم قرار دارد..۱۷۰ میلیمتر بارش زمستانی در تهران که اکثرا بصورت برف یخی بوده و حتی کف خیابانهایی مثل عباس اباد و تخت طاووس در ان زمان که الان جزو مرکز شهر بحساب میاد بمدت یک ماه پوشیده از برف و یخ بوده

گرمای میان مدت در ماه دی و بهمن بسیار کوتاه بوده و با عبور سیستمهای سرد و جدید بسرعت تهران رنگ قطبی بخود میگرفته.البته بارشها سنگین نبوده ولی پشت سر هم و متوالی در دماهای پایین اتفاق میفتاده ..قدیمی ترها یادشون میاد که شمیرانات از همت فعلی به بالا عبور و مرور فقط با ماشینهای شنی دار و زنجیر چرخ امکان پذیر بوده و نیروهای نظامی برای پاکسازی میلیونها تن یخ و برف کف خیابانها حتی جنوب پایتخت بسیج شده بودند…البته نکته قابل تامل بافت روستایی شمیرانات و بافت قدیمی تهران بهمراه حجم بسیار کمتر ماشینها و خانه ها و جمعیت تهران بود که این شهرو در اون سال مثل زمستانهای شهرهای کوچک فعلی استانهای سردسیر مثل کردستان و اذربایجان کرده بود .اتفاقات عجیب در اون زمستان عجیب بسیار زیاد بوده که با جستجوهای زیاد در فضای مجازی جسته و گریخته در خاطرات برخی افراد معتبر و قدیمی که نوشته هایی ازشون باقی مونده مطالبی ذکر شده که میتوان به هجوم پرندگان بزرگ به خانه های روستایی برای تهیه غذا در استانهای جنوب و مرکزی و شکار شدن انها توسط بعضی افراد ،و یا بالا بودن ارتفاع برف به حدی که روستاییان نمیتوانستند سوار چارپایان شوند ویا به اتفاقاتی از قبیل از کار افتادن قطار تهران اهواز و تهران میانه و لغو پروازها در فرودگاههای کشور و متاسفانه دفن شدن چند روستا با تمامی ساکنین ان در برف روزنامه اطلاعات چند روز پس از اون بوران با عنوان بوران ایرانی از کشته شدن بیش از ۴۰۰۰ در ایران و ۲۰۰ روستا خبر داد و این رکورد با عنوان پر کشته ترین بوران تاریخ در گینس ثبت شده و مردم قدیمی اذربایجان ،یزد و گیلان هنوز از اون زمستان و برفهاش با وحشت یاد میکنند
بالطبع کسانی که به چشم اون زمانو دیدند و حافظه بلند مدت خوبی دارند بهتر میتونند از روزهای تکرار نشدنی پایتخت در سال ۱۳۵۰برامون تعریف کنند ..
باغ فردوس:
آدرس : خیابان ولیعصر، نرسیده به میدان تجریش، خیابان باغ فردوس
به دستور محمدشاه قاجار در 1264 ق، قصری برای او در نزدیكی تجریش ساخته شد، اما با بیماری و مرگ او، قصر نیمه تمام ماند و او در همان قصر نیمه تمام محمدیه (در محل محمودیه فعلی) از دنیا رفت.
هم زمان با ساخت قصر محمدیه، درباریان نزدیك به او نیز در همان حوالی اقدام به احداث باغ یا عمارت ییلاقی كردند. از جمله، حسینعلیخان معیرالممالك باغی احداث كرد كه به باغ فردوس مشهور شد.
عمارت باغ فردوس در دو طبقه به سبك قاجاریه و معروف به گوش فیل بنا گذاشته شد. زمینهای قسمت جنوبی و سراشیبی باغ نیز با سنگ چینهایی به صورت هفت قطعه مسطح و مطبق در آمد و روی هریك از قطعات، استخری با فوارههای متعدد احداث شد. استخرها به گونهای ساخته شده بودند كه از فواصل دورتر، بزرگتر به نظر میآمدند.
سپس، دوستعلیخان، پسر حسینعلیخان، به همت معماران اصفهانی و یزدی، ساختمانی در قسمت جنوبی باغ برپا كرد و نام آن را رشك بهشت گذاشت. پلكان و بخشهای دیگری از ساختمان از مرمر اعلای یزد و دیوارهای داخل اتاق با كاغذهای طلایی برجسته پوشانده شده بود. اما دوستعلیخان اعتنای چندانی به باغ و ساختمان آن نكرد و با گذشت زمان ساختمان رو به خرابی گذاشت تا حدی كه سنگهای مرمر آن كنده و به عمارت امیریه (مدرسهنظام) برده شد. بعد از آن مالكیت باغ چند بار دست به دست شد. سرانجام در 1318 ق، در زمان سلطنت مظفرالدین شاه قاجار، محمدولیخان سپهسالار تنكابنی آن را از ورثه امینالملك خرید.
سپهسالار، علاوه بر ایجاد فواره و استخرهای مطبق، قنات باغ فردوس را نیز احیا كرد و سر دری با شكوه در مظهر قنات (میدان گاه فعلی باغ فردوس) ساخت. ولی به دلیل بدهی به تجارتخانه طومانیانس، باغ را به او داد و طومانیانس نیز باغ را در ازای بدهی، به دولت رضاخان واگذار كرد. سرانجام، در 1316 ش، وزارت معارف (آموزش و پرورش) آنجا را خرید و ساختمان را مرمت و دبیرستان شاپور تجریش را در آن تأسیس كرد.
در 1350 ساختمان موجود در باغ به مركز فرهنگی و هنری و نمایشگاهی تبدیل شد و پس از انقلاب نیز در اختیار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار گرفت.
مساحت باغ فردوس 20000 متر مربع و طول آن 280 متر وشیب آن از شمال غربی به جنوب شرقی است.
همچنین، دكترمحمود افشار یزدی در 1316، قسمتی از باغ و ساختمان اندرونی را كه حدود 6000 متر مربع بود، خرید و به تدریج با خریدن قطعات اطراف، مساحت باغ را به 12000 متر مربع رسانید. سپس در 1337، باغ و ساختمانهای داخل آن را وقف امور فرهنگی كرد; از جمله در 1352، قسمتی از آن برای استقرار مؤسسه لغت نامه دهخدا و مؤسسه باستان شناسی به دانشگاه تهران واگذار شد كه همچنان دایر است.
باشگاه بانک ملی:
آدرس : خیابان فردوسی
ساختمان سردار اسعد یا باشگاه بانك ملی در 1292 ساخته شده است. ساختمان منزل مسكونی جعفرقلی خان سردار اسعد و معمارش استاد محمد معمار باشی، مشهور به بابا، بوده است. معمار باشی، معمار ساختمان موزه گنجینه نیز بوده است. این ساختمان مدتی باشگاه بانك ملی بوده، اما هم اكنون فعالیتی در آن انجام نمیشود و قرار است كه به موزه بانك ملی تبدیل شود. اشیای موزه را هدایایی تشكیل میدهد كه از سوی بانكهای ایرانی و خارجی به مناسبت پنجاهمین سال تأسیس بانك ملی (1357) اهدا شده است.
باغ نگارستان:
آدرس : خیابان بهارستان
باغ نگارستان از باغهای قدیمی تهران است كه در 1222 ق، به دستور فتحعلیشاه به شكل هشت گوش با شاهنشینهایی به سبك دوره زندیه ساخته و به گچ بریهای زیبایی مزین شده است. این باغ از غرب تا خیابان صفیعلیشاه و از شرق تا دروازه دولت امتداد داشت و درب بزرگ آن به میدان بهارستان فعلی باز میشد. در این باغ، دو عمارت با نامهای قلمدان و دل گشا به دستور فتحعلیشاه و به دست هنرمندان عصر قاجار ساخته شده بود. اتاقهایی با درهای چوبی و دو تالار بزرگ در طرفین ساختمان مركزی این باغ وجود دارد. این باغ دارای 64 اتاق، چهار تالار، كتابخانه با چهار سالن و 600 متر زیربنا است. تالارها با آینه كاری، نقوش طلایی، فرشهای گرانبها و چلچراغهای با ارزش مزین شده و تابلوهای آن به دست هنرمندانی چون میرزا جانی نقاش، میرزا بابا نقاش و عبداللهخان نقاشباشی كشیده شده است.
در 1307 ش، دكتر عیسی صدیق، وزیر معارف وقت، با تعدادی از فارغ التحصیلان آن زمان كه در فرانسه تحصیل كرده بودند، تصمیم گرفتند تا یك دانشسرای عالی همچون مدارس فرانسه تأسیس كنند. برای تبدیل عمارت به دانشسرا، از معمار و مهندس مهاجر روس، الكسی ماركف، كمك گرفته شد. سپس با رعایت اصول معماری ایرانی، نقشه تبدیل عمارت به دانشسرا تهیه گردید. باغ نگارستان نیز به دست سید علی اكبر باغبان طراحی شد. این باغ در واقع اولین مركز آكادمیك كشور است كه به عنوان دارالمعلمین عالی برای پسران و دارالمعلمات برای دختران تأسیس شد.
در زمان سلطنت مظفرالدین شاه (1318 ق)، مدرسه فلاحت (كشاورزی) و در 1329، مدرسه صنایع مستظرفه (هنرهای زیبا) به ریاست محمد غفاری (كمال الملك) در عمارت جنوبی و همچنین، مدرسه علمیه در عمارت شمالی به وجود آمد. سپس دو آپارتمان در شمال نگارستان برای سكونت معلمان فرانسوی و در قسمتی دیگر، یك ساختمان سه طبقه برای شاگردان تأسیس كردند. در 1315 ش، كتابخانه باغ ساخته شد كه معاونت آن را پروین اعتصامی به عهده داشت. در 1335، مؤسسه لغت نامه دهخدا، كلاسهای زبانهای خارجی، جغرافیا و كلاسهای عمومی دانشكده ادبیات دایر شد و در 1337 نیز مؤسسه تحقیقات اجتماعی در این مكان آغاز به كار كرد. از 1341 تا 1370، دانشكده علوم اجتماعی در این محل دایر بود و پس از انتقال آن، زمانی كه در 1371 قصد واگذاری و تخریب آن را داشتند، دكتر روح الامینی مقالهای با عنوان <حسب حال> در روزنامه اطلاعات نوشت و به واگذاری و تخریب آن اعتراض كرد. این محل نزدیك به دو سال مخروبه بود تا این كه در آبان 1374 دكتر حبیبی، معادل اول رئیسجمهور وقت، از این مكان دیدن و یكی از كارشناسان میراث فرهنگی به نام مهندس دانشور را برای تهیه نقشه و بازسازی باغ معرفی كرد. او نیز با هماهنگی دانشگاه، نقشه اولیه را به دست آورد و تغییرات انجام شده را اصلاح كرد.
از جمله افراد شاخصی كه در دارالمعلمین تحصیل كرده و در فرهنگ ما نقش مهم و بسزایی داشتهاند، میتوان به استاد شهید آیتالله مطهری، آیت الله طالقانی، پروین اعتصامی (كتابدار باغ نگارستان) و دكتر حسن حبیبی، معاون اول رئیس جمهوری، اشاره كرد. دكتر محمود حسابی نیز از محصلان و مدرسان این مكان به شمار میآید و گفتهاند كه بعدها برای تدریس درس فیزیك به دانشجویان، اولین دستگاه هواشناسی را در این محل نصب كرد. همچنین، دكتر محمد حسن گنجی، بنیان گذار هواشناسی و جغرافیا، دكتر محمود روح الامینی، كاظم عصار، بدیعالزمان فروزان فر، دكتر محمد معین، دكتر قریب و... نیز دانش آموختگان و مدرسان این مؤسسه بودهاند.
در مقابل درب ورودی ساختمان مركزی، از شمال، مجسمه شاعر حماسهسرای ایران، فردوسی، مشاهده میشود كه در 1315، توسط دانشجویان ایرانی كه در اروپا تحصیل میكردند ساخته و به این مكان منتقل شده است. این مكان از قدیم به گل گشت فردوسی نیز معروف بوده است.
بانک ملی بازار:
آدرس : خیابان پانزده خرداد، بعد از میدان ارگ، روبهروی سبزه میدان
بنای بانك ملی بازار با طراحی و معماری محسن فروغی، مهندس و معمار ایرانی، ساخته شده است كه رضا شاه از او برای ساخت برنامههای سازندگی دعوت كرده بود. بناهایی كه او ساخته است هرچند مدرن، دارای ظرافت و سنت اسلامی است.
ساختمان بانك ملی بازار شاید در میان بناهای عمومیای كه وی ساخته است، به بهترین وجه نشان دهنده سبك او باشد. این بنا در دهه 1320 ش آغاز شد، ولی به دلیل مشكلات متعدد ناشی از وضعیت خاك، ساخت آن چند سال به طول انجامید.
این ساختمان با 4110 متر مربع مساحت، در دو طبقه و با دو طبقه زیر زمین با استفاده از بتون مسلح، آجر و ملات و سیمان ساخته شده است. هر چند طرح بنا عقلانی و مدرن است، از اسلوب معماری سنتی خردمندانه در آن استفاده شده است. ورودی اصلی بانك از كاشی كاری رنگارنگ بهره برده تا با بازار اصلی تهران در همسایگی آن هماهنگ شود. این خردمندی در استفاده او از عناصر سایه ساز و ایوانها، به ویژه در ضلع جنوبی بنا، كه ایوانی با 24 ستون بر پا شده، آشكار است. تزیین برخی سطوح با كاشی كاری نیز موجب تأكید بر نماها و ورودیهای اصلی بنا شده است.
در سمت چپ مدخل ورودی، یك تخته سنگ حجاری شده حدود 1/5*2 متر و در سمت راست نیز، نقش چند دنده و كارگر به عنوان نماد صنعت و كار حجاری شده است. سمت چپ نیز نقش چند كشاورز گندم در دست كه در واقع نماد زندگی و كار است، وجود دارد كه هر دو باهم در میآمیزند تا صنعت و كار و زندگی نوینی را به وجود آورند.
برج آب بانک ملی:
آدرس : خیابان فردوسی
برج آب توسط گروهی از كارگزاران آلمانی و زیر نظر مهندس لیندن بلات و در تاریخ 1315 ساخته شد. این تاریخ بر روی كاشی موجود در نمای شرقی حك شده است.
این برج به منظور استفاده از ذخیره آب چاهها برای آبیاری فضای سبز و همچنین فشار آب در لولهها با ارتفاع هفت طبقه ساخته شده است.
بنای کلاه فرنگی:
آدرس : خیابان شریعتی، نرسیده به پل سیدخندان
بنای گنبددار بیسیم قصر با توجه به این كه از اولین فرستندههای تلگرافی كشور است و در زمان خود از فنآوریهای وارداتی غرب بهره میجست، از جهت استحكام و استواری كه از مشخصههای بناهای سالهای 1300 تا 1320ش، محسوب میشود، عملكرد انحصاری خاص، موقعیت جغرافیایی و فرهنگی، ارتباط آن با سایر بناهای پیرامون و ... قابل بررسی و تأمل است. بنای بیسیم قصر قاجار، بیسیم پهلوی، بیسیم قصر یا كلاه فرنگی از جمله بناهای واقع در اراضی قصر قاجار است. ساخت بنا در 1303 ش، به اتمام رسید و در 1306/12/3، به طور رسمی افتتاح شد. ساخت عمارت رادیو ایران نیز در 1317 ش شروع و در 4/2/1319 افتتاح شدهاست.
معمار آن احتمالاً ابراهیم معمار باشی، از معماران وزارت پست و تلگراف در اواخر قاجار، بوده و معمار عمارت رادیو ایران نیز احتمالاً پل آبگار و پیمانكار آن شركت هوختیف آلمانی است. بیسیم قصر در محوطهای در حدود 17/5 هكتار قرار گرفته است. مساحت كل زمین 211544 مترمربع و مساحت بنا 650 متر مربع است.
بنای كلاه فرنگی چه از نظر معماری و چه عملكرد آن، در سری بناهای سالهای اولیه دوره پهلوی اول قرار میگیرد كه بیشتر اقتباسی از سبكهای معماری غربی است.
این شیوه در بنای اداره پست میدان مشق و سایر بناها نیز قابل رؤیت است. بنای بیسیم قصر با توجه به قدمت 78ساله و بیتوجهیهای سالهای اخیر، دچار آسیبهای جدی شده است.
فتحعلیشاه قاجار در 1213 ق، در تقاطع جاده قدیم شمیران و خیابان عباسآباد، قصر زیبایی كه بعدها به قصر قاجار معروفشد، پیافكند. بنای آن یكی از قدیمیترین قصرهای پادشاهان قاجار به شمار میآید. این بنای وسیع كه در بالای تپهای واقع بود، دارای چهار برج مراقبت و دفاع، ولی فاقد پنجرههای بیرونی بود. به همین جهت بیشتر به قلعه نظامی شباهت داشت تا كاخ شاهی. باغها به وسیله استخرها و نهرهایی از هم مجزا و روی قطعه زمینهای مطبقی احداث شده بودند. ورودی قصر دارای بالا خانهای بود كه چشم انداز زیبایی از صحرا، شمیران، تهران، خرابههای ری و نجفآباد، كاخهای اشرفآباد و دوشان تپه داشت و اطراف و بناها از آن بالا به خوبی دیده میشدند. بر دیوارهای جایگاه مخصوص بالا خانه، تصاویر شاهزادگان قاجار نقاشی و نقوش برجستهای از چهار زن سر تا پا مسلح حجاری شده بود. ساختمانها از یك حیاط چهارگوش داخلی كه در وسط آن حوض بزرگی قرار داشت، نور میگرفتند. تزیینات داخلی اتاقها نظیر اغلب ساختمانهای مجلل ایرانی عبارت بود از آیینهكاری، گچكاری، اكلیل كاری و نقاشیهای عجیب و ساده با هنرهای حماسی ایران. این نقاشیها با تصاویری از زندگی چنگیزخان و تیمورلنگ به هم آمیخته بودند. قصر در ابتدا به شكل هرم ساخته شده بود، اما در 1286 ق، در زمان ناصرالدین شاه، تغییراتی در آن به وجود آمد و ملحقاتی به آن افزوده شد، و در نهایت در دهة 1370 ق / 1330 ش، تخریب گردید. قبل از آن، در دوره پهلوی، قصر به عنوان زندان مورد بهرهبرداری قرار میگرفت.
ساختمان بیسیم قصر از نظر معماری، از جمله بناهایی است كه با سبك معماری اوایل دوره پهلوی اول و به دنبال ورود فنآوریهای لازم احداث گردیده است. از مشخصات بارز این دوره به مانند دوره قبل (قاجاریه)، اقتباس و الگوبرداری از سبكهای معماری اروپاییاست.
بنای بیسیم قصر دارای نمایی متقارن است، اما در طراحی پلانها این تقارن رعایت نشده است. ورودی بنا محور این تقارن است و كلاه فرنگی در محل تقاطع محورهای تقارن پلان قرار گرفته است و به طوركلی سلسله مراتب نما بدون توجه به پلان پشت آن صورت گرفتهاست.
ورودی بنا در ضلع غربی واقع شده و سردری مزین دارد. ورودی در مركز نمای غربی قرار گرفته و در هر طرف آن سه ردیف پنجره تعبیه شده است. این نما دارای تزیینات حجاری، گچبری و نما آجر است. نمای جنوبی و شمالی هم هركدام دارای سه ردیف پنجره است.
تزیینات و یا عناصر اصلی تزیینی بنا آجر است كه جزء اصلی سازه بنا محسوب میشود. در نماسازی، قابهای پنجرهها و ورودیها به صورت نیم دایره خود نمایی میكند، كه از مشخصههای بارز معماری دوره قاجار است. در پیشانی بنا هم از آجر به صورت تزیینی استفاده شده است. در نمای غربی، بالای برخی از پنجرهها گچبری به صورت نقوش اسلیمی دیده میشود. تزیینات سنگی كنار ورودی شمالی نیز حایز اهمیت است. به طوركلی، منبت كاری و سنگبری در تزیین بنا نقش داشته است. تزیینات چوبی درب ورودی مقابل ملاحظه است. پنجرهها چوبی و تزیینات فلزی موجود روی شیروانی و كلاه فرنگی و دستگیرههای درب ورودی مشخص هستند. در فضاهای داخلی، عنصر تزیینی خاصی به چشم نمیخورد. پلهها سنگی، نما عموماً آجری، نقش برجستهها گچی، ابزارها آجری، پنجرهها چوبی و پوشش بام به صورت فلزی و شیبدار است. سقفها متشكل از تیرهای چوبی و گچی شده هستند. در محل اتصال دیوارها با سقف، گوشه سازیهایی اجرا شده است. پوشش بام به صورت شیروانی است كه توسط خرپاهای چوبی نگه داشته شده است. پوشش كلاه فرنگی نیز به شكل گنبد فلزی (مس) ساخته شده است.
درقسمت شرقی بعدها (احتمالاً 1316) الحاقاتی به جنوب و شمال بنا اضافه شده است.
نیاز به ایجاد تشكیلات بیسیم در اولین سالهای قرن چهاردهم ش، به جهت ارتباط مستقیم و سریع ایران با دیگر كشورهای جهان، در زمان پهلوی اول احساس میشد و برای این امر مهم، اجرای آن به وزارت جنگ محول گردید.وزارت جنگ نیز در 1303، ساخت بنای دستگاههای بیسیم ایران را در اراضی قصر قاجار به اتمامرسانید.
نخستین دكل 120 متری موج بلند اواخر 1303 در اراضی قصر قاجار با حضور پهلوی اول افراشته گردید.
به موازات پیشرفت كارهای فنی شرایط تربیت كارمندان فنی هم آماده شد و مدرسه بیسیم نظامی در ابتدای 1304 تأسیس گردید تا در موقع شروع مخابرات، تمام كارها به دست ایرانیان باشد.
از نیمه سال 1304، نصب دستگاه 20 كیلوواتی موج بلند آغاز شد. در فروردین 1305، نصب دستگاه 20 كیلوواتی موج بلند خاتمه یافت و آزمایشهای مقدماتی آن شروع شد.
در ساعت 15 روز 6 اردیبهشت 1305، دستگاه 20 كیلوواتی موج بلند با حضور پهلوی اول افتتاح و گشایش آن به دنیا اعلام شد.
در سالهای 1304 تا اواسط 1305، دستگاههای بیسیم در شهرهای تبریز، مشهد، شیراز، كرمان، خرمشهر و كرمانشاه نصب و فعالشد.
در اواخر دی 1305، كلیة دستگاههای بیسیم تهران و شهرستانها با كارمندانی كه برای اداره آنها تربیت شده بودند، در اختیار وزارت پست و تلگراف قرار گرفتند و در 25 بهمن ماه، مخابرات عمومی به صورت بیسیم آغاز گردید. در 1307، دو دستگاه موج بلند به مناقصه گذاشته و پیشنهادهای كمپانیهای فرانسوی پذیرفته شد. در 3 آبان 1309، میرزا قاسم خان صوراسرافیل، وزیر پست و تلگراف و تلفن، دستگاه موج كوتاه را افتتاح كرد.
در آستانه جنگ جهانی دوم و از آنجا كه تهیه دستگاه بسیار نیرومند رادیو میسر نمیشد، وزارت پست و تلگراف و تلفن تصمیم گرفت كه تأسیسات رادیویی ایران را تكمیل كند.
در 1318، یك دستگاه دو كیلو واتی موج متوسط برای رادیو خریداری شد. در این سال، یك دستگاه موج كوتاه 25 كیلوواتی نیز خریداری گردید.
در ساعت 19 روز چهارم اردیبهشت ماه 1319، پس از گزارش ابراهیم اعلم، وزیر پست و تلگراف و تلفن، با حضور پهلوی دوم، رادیو ایران آغاز به كار كرد.
با آغاز جنگ جهانی، رادیوی بزرگ نیز تأسیس شد، اما در همان فرصت كوتاه، وزارت پست و تلگراف و تلفن یك دستگاه فرستندة موج كوتاه به قدرت هفت و نیم كیلووات و یك دستگاه موج كوتاه به قدرت دو كیلووات و آنتنهای لازم را خریداری كرد كه بر اثر قطع راههای ارتباطی، تكمیل آن تا خاتمه جنگ میسر نگردید، اما پس از شروع دوران صلح و آرامش، در 14 مهرماه 1327 نصب و آماده كارشد.
پس از جنگ جهانی دوم، یعنی از 1325 تا 1335، حدود 210 دستگاه بیسیم از 17 وات تا 5 كیلووات خریداری و برای ارتباط تلگرافی به كار گرفته شد. 44 دستگاه موج كوتاه از 400 وات تا 20 كیلووات نیز خریداری و در نقاط لازم نصب شد.
در 1332، استودیوی شماره دو نیز با موج متوسط 240 متر به كار افتاد. در تاریخ 29 اردیبهشت 1335، قرارداد خرید دستگاه موج كوتاهی كه 100 كیلووات آنتن قدرت داشت و در تمام عالم شنیده میشد، مبادله گردید و یك سال بعد به كار افتاد.
دستگاه فرستنده 50 كیلووات با موج متوسط 335 متر ساخت كارخانه وسترن الكتریك آمریكا بود كه آنتن آن بر روی دكل 120 متری نصب شد سپس برای تأمین برق فرستنده 50 كیلو وات، چهار دستگاه موتور از نوع یودا، ساخت آمریكا، تحویل گردید كه قدرت هریك از آنها 75 كیلووات آمپر بود.
دستگاه فرستنده موج متوسط با 50 كیلووات نیروی آنتن برای تكمیل پخش صدا نیز از طرف دولت آمریكا به ایران واگذار شد و نصب آن با همكاری و مشاركت وزارت پست و تلگراف و تلفن ممكن شد.
بعد از انتقال ایستگاه رادیو به میدان ارگ، مدتی بنا در اختیار كاركنان گذاشته شد و واحدهایی نظیر قرضالحسنه، نقلیه، سمعی و بصری، روابطعمومی و درمانگاه، هریك برای مدتی در آن مستقر بودند و بخشهایی از آن صرفاً به عنوان انبار وسایل نظافت و وسایل اضافه استفاده میشد.
خانقاه صفی علی شاه:
میرزا حسنبن محمدباقر اصفهانی، ملقب به صفی علی نعمتاللهی، در سوم شعبان 1251 ق، در اصفهان به دنیا آمد و بعد از چند سال به تهران كوچ و در محل فعلی خانقاه اقامت و از همان زمان آنجا را به خانقاه تبدیل كرد.
در حال حاضر خانقاه از سه بخش تشكیل شده: دو تالار برای مجالس آقایان و خانمها در طرفین و مقبره، كه از تالارها در مجالس مذهبی و ترحیم استفاده میشود و مقبره نیز زیارتگاه مریدان است.
اصل ساختمان به جز مرمتهایی كه در قسمتهای لازم انجام گرفته، تغییری نكرده است، اما بعد از مرگ صفیعلیشاه، تزیینات داخلی بسیار زیبایی انجام شد. حدود یك متر پایین دیوارهای مقبره به طرز زیبایی كاشی كاری شده كه متشكل از طبیعت، حیوانات و چهرههای افرادی چون حافظ، سعدی و دیگر نامداران است. در بالای تصاویر نیز اشعار صفیعلیشاه نوشته شده است. در قسمت بالای كاشیكاری، آینه كاری زیبایی انجام گرفته و همهجا با كلمات <یا علی> و تصویرهایی از این حضرت پوشیده شده و سازهای مخصوص مراسم، صندلیهای مفروش و منبر چوبی بزرگی در انتهای آن قرار گرفته است. در سمت راست در ورودی مقبره كشكول طلایی بزرگی به چشم میخورد كه اشعار صفی علیشاه روی آن نوشته شده است.
خانه قوام السلطنه
این خانه در خیابان امام خمینی (ره)، خیابان 30 تیر قرار دارد که در حدود سال 1297 ه . ق به دستور احمد قوام ساخته شده است. در ابتدا به عنوان منزل مسکونی او مورد استفاده قرار می گرفت، ولی بعدها به سفارت مصر اختصاص داده شد. طرح بنا عمارتی کوشکی است که در آن پلکان سراسری محور طرح بوده و اتاق ها در اطراف محور چیده شده اند. در سال 1355 ه . ش فضای داخلی این بنا به موزه آبگینه و سفال های ایرانی اختصاص داده شد.
خانه اعلم السلطنه
خانه اعلم السلطنه در خیابان حافظ، بن بست ایرانیان و در ضلع شمال غربی ساختمان بورس اوراق بهادار قرار دارد. ساخت بنا به دوره مظفرالدین شاه قاجار می رسد که حدود صد سال قبل اعلم السلطنه مالک آن شده است. نمای ساختمان نشان می دهد که سبک بنا آمیزه ای از سبک معماری ایرانی و غربی است. عمده تزئینات بنا، تزئینات آجری بوده که بیشتر در نماسازی دیده می شود. این بنا در حال حاضر مرکز آموزش جهاد سازندگی است و چندین بار مورد مرمت قرار گرفته است.

خانه اتحادیه
خانه امین السلطان معروف به خانه اتحادیه مانند دیگر خانه باغ های دوره قاجار دارای اندرونی و بیرونی است که برای آن از دو جهت درهای ورودی و خروجی در نظر گرفته اند. بخش اصلی این خانه متعلق به دوره ناصری است که در طی زمان بناهایی به آن اضافه یا کم شده است. امروزه یکی از بناهای چندگانه که در شمال غربی مجموعه قرار دارد مربوط به دوره قاجاریه است، ولی بقیه در دوره های بعد ساخته شده اند.
خانه مشیرالدوله

این بنا در خیابان لاله زار، بین خیابان جمهوری و خیابان منوچهری قرار گرفته و در اصل متعلق به حسن پیرنیا بوده است. از خصوصیات این بنا گچبری و کاشیکاری همراه با کاشی های منقوش به تصاویر شخصیت های اساطیری و تاریخی می باشد که همین خصوصیات باعث شده خانه پیرنیا یکی از خانه های شکیل تاریخی تهران به شمار رود. این خانه دارای دو طبقه و یک زیرزمین می باشد که در مقابل آن حیاط به نسبت بزرگی طراحی شده که با درختان متعدد و آب نمایی، چشم نوازی می کند.
خانه فاضل عراقی

این خانه در غرب میدان فردوسی، کوچه پارس قرار دارد که موقوفه مرحوم فاضل عراقی است. سازنده و معمار عمارت با ایجاد پیش کرد و فرو رفتگی جزیی در نما، تنوع ایجاد کرده است. بخش مرکزی نما با دری تمام شیشه در قسمت همکف و پنجره ای تمام شیشه در طبقه اول، پیش آمده ترین قسمت این بنا به شمار می رود. کاشی های عمارت بسیار نفیس و بر روی بسیاری از آنها تصاویر شاهان و پادشاهان معروف ایران باستان در نهایت زیبایی نقش شده اند.
باغ فردوس
این خانه ارزشمند و تاریخی در بخش شمالی شهر تهران قرار دارد. در داخل این خانه گچ بری های کم نظیری به چشم می خورد که در طول زمان بارها مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته اند. بنا در دوره قاجار ساخته شده و در ساخت هر یک از اتاقهای آن یک گروه معمار و هنرمند نقش داشته اند.

عمارت مسعودیه
بنای تاریخی عمارت مسعودیه در خیابان اکباتان تهران به دستور ظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه همزمان با کاخ گلستان احداث شد. آنچه امروزه از این باغ و عمارت باقی مانده زمینی به مساحت حدود دو هکتار در نیمه غربی مجموعه ای قدیمی است. این بنا دارای تالار سلام، دیوان خانه، حوضخانه، عمارت سردر، عمارت مشیریه و عمارت سید جوادی است.
خانه امام جمعه

در بافت قدیمی خیابان تهران و در خیابان ناصرخسرو، خانه معروف امام جمعه قرار دارد. این بنا متعلق به یکی از امامان جمعه دوره قاجاریه تهران بوده و زمان ساخت آن به احتمال زیاد بین سالهای 1280 تا 1300 ه. ق است. مدخل ورودی بنا توسط راهرو باریکی به حیاط به نسبت بزرگی متصل می شود. وسط حیاط حوص سنگی به شکل مستطیل قرار گرفته و در دو طرف آن دو ستون سنگی دیده می شود که بر روی سر ستون ها، مجسمه هایی به شکل انسان با پوشش دوران قاجار نصب شده است.
خانه امیربهادر

یکی از خانه های باارزش و مهم دوره قاجار به شمار می رود که متعلق به شادروان حسین پاشاخان معروف به امیربهادر جنگ، وزیر دربار و وزیر جنگ مظفرالدین شاه قاجار بوده است. مساحت کل این بنا در حدود 3000 متر مربع می باشد که در بخش ساخته شده آن تالار بزرگ آینه کاری شده، زیرزمین آینه کاری شده، تالار بزرگ طبقه بالا، حوضخانه با تزئینات کاشیکاری و اتاقهای متعدد طراحی و ساخته شده است. این خانه در حال حاضر در اختیار انجمن مفاخر فرهنگی قرار دارد.
خانه ثوق

این بنا در سال 1253 هـ . ق یا 1211 شمسی در زمان محمدشاه قاجار برای یکی از صاحب منصبان دوره قاجاریه به نام «میرزا محمد قوام الدوله آشتیانی» ساخته شد.
این بنادر خیابان 15 خرداد کوچه «میرزا محمود وزیر» قرار دارد. هفت دری در این بنا یکی از تزئینات بنا به شمار می رود. ورود به قسمت داخل ساختمان از حیاط بیرونی و حیاط دَوُرنی از طریق دو راه پله انجام می شود . پله ها دارای ازاره (آن قسمت از دیوار اتاق و یا ایوان که از کف طاقچه تا روی زمین بود) های سنگی هستند که نقوشی روی آن حک شده است. دو راهروی پایین توسط تالار آینه و تـَنـَبی ( محلی است برای پذیرایی) به هم مرتبط می شود ولی راهروهای طبقه دوم به علت وجود شیروانی از داخل ساختمان به هم مرتبط نیست و تنها راه ارتباطی آنها از طریق حیاط است.
طبقه اول را روی هم دو تالار بزرگ آینه و تنبی با سفره خانه، دو راهرو و سه اتاق دیگر در ضلع شرقی ساخته شده اند.
زیرزمین ساختمان در قسمت زیرین تالار آیینه و تنبی قرار گرفته که تنها از حیاط درونی و توسط دو در می توان به آن وارد شد. آرایش درها از نوع گره سازی با چوب است. نور طبیعی زیرزمین در دو ضلع شمال و جنوب با آجرهای لعاب دار آبی رنگ موسوم به پاچنگ تأمین می شود. دیوارهای بنا از خشت و سقف از جنس چوب است. تزئیناتی که در بنا به کار رفته شامل آینه کاری، نقاشی گل و مرغی روی گچ ، مقرنس کاری و گچبری است. کف اتاق ها با کاشی های ابر و باد پوشانده شده و بیشترین تزیین بنا مقرنس کاری است.
خانه مشیر الدوله پیرنیا

این بنادر خیابان لاله زار بین جمهوری و منوچهری قرار گرفته و در اصل متعلق به حسن پیرنیا بود .از خصوصیات این بنا گچبری و فرنگی کاری، کاشیکاری همراه با کاشی های منقوش به تصاویر شخصیت های اساطیری و تاریخی است.
عمارت باغ فردوس

این خانه ارزشمند و تاریخیدر بخش شمالی شهر تهران قرار دارد . در داخل این خانه گچبری های کم نظیری به چشم می خورد که به مرور زمان رو به خرابی نهاده بود. 30 نفر از بزرگترین و مجرب ترین هنرمندان گچبر مأمور شده بودند تا این محوطه را بازسازی نمایند که مسن ترین آنها استاد «حسن رضایی تهرانی» با بیش از 90 سال و کم سن ترین آنها فرزند وی علیرضا رضایی تهرانی بود. استادان دیگری چون «حاج عباس عشقی» ، «اصغر زینت اعلایی» ، «رضا نجفی» ، «حاج سید علی اصفهانی» ، «استاد علی» ، «استاد یوسف» ، «حاج مصطفی شایگان» ، «حاج سید علی لطفی» ، «شعبان صحافا» ، «حسین نشاطیان» و ... باعث شدند این بنای ارزشمند دوباره احیاء شود .
این بنا در زمان قاجاریه ساخته شد. در این مجموعه گچبری گل و برگ و انگور با روش ها و سبک های رومی و یونانی و ایرانی ترکیب شده و طرحی جدید را به وجود آورده است. به علت حضور گچ بران متعدد – در دوره ساخت و نیز مرمت بنا – هر اتاق ، سقف، ستون و راهرو به دست یک گروه بازسازی شد. به همین دلیل نوع ، سبک و طرح هر اتاق با اتاق دیگر متفاوت است. سالن قندیل زیرزمین باغ فردوس تقلیدی از قطار و آویز و کاسه است. به نقل از استادان مرمت کار ، نقطه آغاز و پایان کار نامعین است. آنچه که این کار را از دیگر کارها متمایز می کند توخالی بودن آویزه هایی است که از سقف به پایین آمده است. نوع سبک و مرمت کار حاج عباس عشقی است.
خانه امام جمعه

در محدوده بافت قدیم شهر تهران،در خیابان «ناصرخسرو» خانه معروف امام جمعه واقع است. همان گونه که از نام بنا برمی آید، این خانه متعلق به یکی از امام جمعه های تهران در دوره قاجار است و احتمالاً ساخت آن را می توان به اواسط دوران سلطنت ناصرالدین شاه یعنی سال های 1280 تا 1300 هـ . ق نسبت داد.

مدخل ورودی بنا توسط راهروی باریکی به حیاط نسبتاً بزرگی متصل می شود. وسط حیاط حوض سنگی به شکل مستطیل قرار گرفته و در دو طرف آن دو ستون سنگی دیده می شود که روی آنها مجسمه هایی به شکل انسان با پوشش دوران قاجار حک شده است. این بنا دارای بخش اندرونی و بیرونی، شاه نشین و تالار زمستانی است.
برخی دیگر از خانه های دوره قاجاریه در تهران
خانه میرزا محمود وزیر در خیابان امیرکبیر،خانه اخوان علیزاده،خانه قدیمی صفوی در سرچشمه،خانه رضاشاه در خیابان امام خمینی،خانه صبا، خانه بهزاد در خیابان انقلاب،خانه علاءالدوله در خیابان فردوسی،خانه مستوفی در خیابان پانزده خرداد،خانه احسانی در پامنار کوچه بهاءالدوله؛خانه بازار مسگرها در خیابان مصطفی خمینی،خانه نصرالدوله در سرچشمه،خانه کلارا آبکار در خیابان جمهوری اسلامی،خانه هدایت در خیابان هدایت،خانه قوام السلطنه در خیابان 30 تیر و ...
خانه انیسالدوله
فاطمه، ملقب به انیسالدوله همسر مورد علاقه و سوگلی حرم سرای ناصرالدین شاه قاجار، پادشاه ایران بود. آشنایی ناصرالدین شاه و انیسالدوله در یکی از سفرهای شکار شاه اتفاق افتاد. خانه انیسالدوله که در خیابان ولیعصر بالاتر از خیابان مولوی قرار دارد، در سال ۱۳۸۲ با شماره ۱۰۴۰۳ در فهرست آثار ملی کشور جای گرفت. به عقیده کارشناسان، این خانه عمارتی است که انیسالدوله پس از ترور ناصرالدین شاه در آن اقامت گزید که البته از آن شکوه و عظمت خانههای اندرونی و بیرونی قجری در آن آثار زیادی باقی نمانده است. این ساختمان در دو طبقه ساخته شده و دارای دو ورودی از سمت خیابان است که یکی به ساختمان و دیگری به فضای حیاط ارتباط دارد. طبقه اول این بنا شامل یک راهپله با ایوان جنوبی است. در شمال این ایوان دو سالن بزرگ و مرتفع و یک فضای پشتیبانی قرار گرفته و یک پیشفضا در ضلع شرقی سالنها واقع شده است و طبقه همکف شامل فضاهای ایوان در جنوب، دو فضای اصلی در شمال آن و یک انبار در منتهیالیه غربی است. از تزیینات به کار رفته در این عمارت میتوان به ستونهایی با سرستون به سبک یونانی در طبقه اول و ستونهای حجاری شده در طبقه همکف با پایه ستونهای مزین، گچبری و نقاشی شده و شومینههای زیبا اشاره کرد. مالکان قاجاری این بنا را در زمان پهلوی اول فروختند و پس از آن خانه از حالت مسکونی درآمد و در آن مدرسهای دایر شد. بعدها در سال ۱۳۳۰ این بنا به مالکیت شخصی به نام «نادر اصفهانی» درآمد و از دهه ۱۳۵۰ به بعد هم از آنجا که در نزدیکی محل کشتارگاه تهران واقع شده، اتحادیه تهیه و توزیع گوشت تهران در این ساختمان مستقر شده است. هنوز میراث دست به مرمت این بنا نبرده است. قرار بود امسال میراث بودجهای برای مرمت این بنا کنار بگذارد که هنوز خبری از آن نیست. اتحادیه هم گلایه دارد از تخریب بنا و بیتوجهی میراث. شاید اینکه ساختمان بدون کاربری بماند بهتر باشد تا اینکه دست اتحادیه گوشتفروشان باشد. اتحادیهایها به خود بنا آسیب وارد نکردند، رفت و آمد اتوبوسهای بیآرتی که از روبهروی خانه میگذرد و ایستگاه مترو که در ۳۰۰ متری بنا واقع شده است به بنا آسیب میزند. قرار بود در هفته میراث به قول مدیرکل میراث فرهنگی استان تهران، فراهانی، این خانه مرمت شود ولی با وجود گذشت بیش از هفت ماه از هفته میراث هنوز مرمتی در کار نیست.
خانه آیتالله کاشانی
خانه تاریخی آیتالله کاشانی در خیابان ۱۵ خرداد شرقی، بازارچه نایبالسلطنه شهر تهران قرار دارد. این خانه با توجه به نوع معماری آن، از جمله آثار دوره قاجاریه به حساب میآید و دارای اندرونی و بیرونی بوده و در ضلع شمالی آن اتاقهای ۳ دری و ۲ دری قرار دارد. تزیینات این خانه قدیمی شامل، ارسی در ۳ دری شاهنشین است که دارای شیشههای رنگی بوده و آجرکاریهای آن ساده است. عمده مصالح به کار رفته در این بنا نیز شامل آجر، چوب با ملات کاهگل است. خانه آیتالله کاشانی در سال ۱۳۸۴ توسط سازمان میراث فرهنگی با شماره ۱۳۷۳۷ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. خانه اصلی در پامنار است، کنار مسجد معروف پامنار یا همان آیتالله کاشانی که بانی آن خود آیتالله بود. محله مخصوص خانههای تاریخی است. سر کوچه خانه آیتالله قرار دارد و وسط کوچه به خانه سرهنگ ایرج میرسیم و خانه لشگرنویس (خانهای که فیلم میهمان مامان در آن ساخته شده بود) و میرعماد ثانی. جلوتر که میرویم به خانه سلطان بیگم شجاعی، عمه ناصرالدین شاه میرسیم. خانه اصلی آیتالله دست پسرانش است که اکنون ویرانهای بیش نیست، خانهای که میراث فرهنگی تازگی آن را کشف کرده و قرار بر مرمت آن بود، البته هنوز مرمتی در کار نیست، خانهای که قرار بود خانه مشروطه شود اما دیوارهای اصلی آن تخریب شده بودند، خانه باز بود و به راحتی میشد به درونش سرک کشید، و وراث درصدد کشیدن دیوار برآمدند. قدمت خانه به قاجاریه باز میگردد، پشت خانه هم مجتمعی مسکونی ساخته شده که به بنا هم آسیبهایی وارد کرده است. اما خانه معروفتر آیتالله کاشانی همین خانه در بازارچه نایبالسلطنه است که متعلق به همسر صیغهای آیتالله بود، با اینکه این خانه ثبت میراث شده است اما وضعیت جالبی ندارد و هنوز متعلق به فرزندان آیتالله است.
خانه پروین اعتصامی
پروین اعتصامی دو خانه دارد؛ یکی در عودلاجان تهران و دیگری در تبریز. خانه موجود در تهران قبلا به شکل یک عمارت بوده و بعدها به ۳ قسمت، پلاکهای، ۶، ۸ و ۱۰ تقسیم شده است. یکی از پلاکها در اختیار شورای موزهها در ایران (ایکوم) است، دیگری مسکونی است و خانواده آداب در آن ساکنند و پلاک آخر تبدیل به کارگاه میز عسلی شده است.
شهرداری منطقه ۱۲ در سال ۸۴ اقدام به خرید یکی از پلاکهای این ملک میکند که با رایزنی رییس ایکوم در ایران، تبدیل به دفتر شورای موزهها میشود. این پلاک و پلاک آخر قرینه هماند، ۶ سال پس از ثبت خانه در سال ۹۰ با شکایت مالکان یکی از سه خانه، خانه پروین به حکم دیوان عدالت اداری از ثبت میراث خارج میشود.
سازمان میراث فرهنگی اقدام به مرمت یکی از سه پلاک عمارت پروین اعتصامی کرده است، عمارتی که اتاق خود پروین در آن عمارت است و اکنون متعلق به خاندان آداب است. هزینهای بالغ بر صد میلیون برای این قسمت از خانه تقبل کرده است. نما، داخل ساختمان، درها و سنگفرش همه دستخوش مرمت شدهاند.
اما معلوم نیست با وجود خروج از ثبت این بنا چرا سازمان میراث فرهنگی متقبل هزینههای مرمت آن شده است. خانه آدابها تنها قسمتی از خانه نیست که نیاز به مرمت داشته و دارد، هر دو قسمت باقیمانده غیر از خانه آدابها مشکل نم از سقف و دیوارها دارد، مرمتهای شهرداری در پلاک ۶ از آنچه که باید باشد و نامش مرمت است به دور است.
خانه جلال آلاحمد
خانه جلال آلاحمد از آثار اواخر دوره قاجاریه است و در خیابان خیام تهران قرار دارد. این خانه در زمان احمدشاه قاجار ساخته شده و مالک اول آن سید احمد آلاحمد بوده و بعد از وی به پدر جلال آلاحمد منتقل شده است. این خانه در سال ۱۳۰۸ تخریب و به شکل اساسی بازسازی شد و جلال آلاحمد در سال ۱۳۱۰ (در ۸ سالگی) به این خانه نقل مکان و تا ۱۷ سالگی در آن زندگی کرد. این خانه دارای دو حیاط بیرونی و اندرونی و همچنین پلانی با طرح ترکیبی از معماری سنتی و کلاسیک دوران خود است. بخش اصلی نمای این خانه در قسمت جنوب است و در ورودی نیز دارای در چوبی بوده است. سقف اتاقها در طبقه اول کوتاه اما در طبقه بالا بلندتر است. نمای تمام بنا از آجر است و در بخشهایی از نماهای داخلی از گچ استفاده شده است. خانه جلال آلاحمد در سال ۱۳۸۳ توسط سازمان میراث فرهنگی با شماره ۱۱۲۰۶ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. این خانه سال گذشته به تملک میراث فرهنگی درآمد. پس از گذشت چند ماه از ثبت خانه پدری جلال، خانه جلال و سیمین که در تجریش است هم ثبت شد. این خانه اکنون در اختیار برادرزاده جلال است. پیش از ثبت میراث و خرید آن، مرمت بنا توسط ساکنان انجام میشد اما قسمتهایی از بنا پس از ثبت فروریخت و از بین رفت. در این خصوص بودجهای از سوی میراث برای این خانه اختصاص یافت و چند ماهی است مرمت بنا در فاز اول آن شروع شده، فازی که استحکام خانه را شامل میشود، اما معلوم نیست همه فازهای آن اجرا شود. فازهای بعدی شامل آمادهسازی خانه برای کاربری میشود. درخت نارنج حیاط خانه جلال درختی است با قدمت خانه که هنوز پابرجاست، فصلش که میشود، بوی نارنج خانه را بر میدارد. درختی که جلال هم از نارنجهایش در نوشتههایش یاد کرده بود.
خانه آیتالله بهبهانی
سیدعبدالله بهبهانی از مجتهدان شیعه و رهبران جنبش مشروطه ایران بود. این خانه، خانهای است که محل تجمع مشروطهخواهان و ازدحام تجار و اصناف و روضهخوانی دهه اول عاشورا بود. خانه آیتالله سید عبدالله بهبهانی از رهبران مشروطه که سر آخر در ایوان همین خانه نیز کشته شد. خانه آیتالله بهبهانی هنوز به ثبت میراث نرسیده است. خانهای که تازه کشف شده و قرار شده بود بشود خانه مشروطه. سرپولک، محلهای است که خانه در آن واقع شده، پشت خانه پدری دکتر چمران. جریانات مشروطه و مشروطهخواهی در این خانه شکل گرفته، شبنشینیهای هواداران مشروطه همگی در خانه آیتالله بهبهانی بوده و ستارخان و باقرخان هم گهگاهی برای دیدن آیتالله و برپایی جلساتشان به این خانه میآمدند. خانه پس از مرگ آیتالله به نوادگانش میرسد و نهایتا فروش میرود. هماکنون عدهای افغانی در این خانه به سر میبرند. مرداد ۸۲ در دولت اصلاحات مجید انصاری، نماینده مجلس ششم، نامهای به رییسجمهور مینویسد و در آن با اشاره به نود و هفتمین سالگرد مشروطیت درخواست رسیدگی به خانه آیتالله بهبهانی را دارد. از رییسجمهور میخواهد: به داد خانه برسید که این خانه، خانه مشروطه است. پاسخ میراث به درخواست ثبت خانه این است که فرسودگی خانه به حدی است که خانه شایسته ثبت نیست و خانه را ثبت نمیکند. اتاق جنوبی خانه در سال ۵۰ فرومیریزد، سال ۷۵ حیاط پشتی خراب و تبدیل به پاساژ میشود. اکنون هسته اصلی خانه که ۶۵۰ متر است باقی مانده که هیچوقت رنگ مرمت را به خود نگرفت. سال ۸۹ باز هم این خانه توسط نماینده شورای شهر، احمد مسجد جامعی به مسوولان میراث یادآوری میشود که باز هم پشت گوش انداخته میشود. سال ۹۱ معاونت میراث سازمان خبر از مرمت خانه و تبدیل شدن آن به خانه مشروطه میدهد؛ خبری که هنوز به وقوع نپیوسته است. هنوز خانه در مرحله مطالعه قرار دارد اما خبری از ثبت نیست. خانهای با قدمت ۱۰۵ ساله. مایه تعجب است که مسجد آیتالله که همجوار خانه است به ثبت میراث رسیده و خانه هنوز اندر خم کوچه ثبت.
خانه میرزا نصراللهخان پیرنیا
کوچه پیرنیا، واقع در لالهزار تهران خانههای میرزا حسنخان (پسر) و میرزا نصراللهخان (پدر) را در خود جای داده است. خانه معتمدالملک، پسر دیگر میرزا نصراللهخان هم همجوار این دو خانه تاریخی است که ساکنانش نوادگان معتمدالملک هستند. ابتدای کوچه دست راست خانه میرزا نصرالله است که به نام خانه مهدوی ثبت شده است، پلان خانه پدر از فرانسه است، همچنین تابلوهای معروف خانه که همگی از فرانسه آورده شدهاند، تابلوهایی که از ۱۵ تا به ۱۰ تا رسیدهاند. تابلوها همه مانند بومرنگاند در حالی که گچیاند. بنا به روایت تاریخ نخستین فرمان مشروطیت در این خانه نوشته شد. فرمان مشروطیت در این خانه توسط احمد قوامالسلطنه ویرایش میشود و توسط کمالالملک انشاء میشود. حمام خانه در مجاورت خانه است، پشت خانه هم خانه دیگری است که از حیث زیبایی دستکمی از خانه میرزا نصراللهخان ندارد. خانه میرزا حسنخان مشیرالدوله هم در حال حاضر در اختیار مرکز طب اسلامی، دانشگاه شهید بهشتی است. خانه ثبت و مرمت شده است. پشت خانه میرزا حسنخان، پاساژی در حال ساخت بود که با افتادن جرثقیل روی یکی از کارگران پروژه و مرگ او پروژه متوقف میشود و آسیبهای وارده به خانه مشیرالدوله هم متوقف میشود. حال و روز خانه میرزا نصراللهخان در حال حاضر خوب نیست، خانه در سبز رنگی داشت با شیشههای شکسته که شبها محل خواب جمعکنندگان ضایعات بود، سال گذشته در اصلی را برداشتند و به جایش در آهنی گذاشتند که مانع عکاسی عکاسان شود، تعدادی از تابلوهای موجود در خانه توسط سارقان دزدیده شد. تعدادی را هم بنا به گفته مسوولان خانه از خانه بردهاند تا در موزه نگهداری کنند. شیروانی خانه سست است، دیوارها استحکام لازم را ندارند، خانه سرپاست، خانهای ۱۵۰ ساله که اگر همینطور مورد بیتوجهی قرار گیرد، شاید در چند سال آینده نیمی از خانه فرو بریزد. عدهای معتقدند که خانه میرزا نصراللهخان پیرنیا اگر بیشتر از خانه مدرس و بهبهانی مورد اهمیت نباشد کمتر هم نیست و حتی بر این باورند که باید این خانه به عنوان خانه مشروطه ثبت شود.
خانه امینالسلطان
خانه امینالسلطان بعد از مرگ مالکش، امینالسلطان در سال ۱۲۹۵ هجری شمسی اوایل دوره پهلوی به حاج رحیم اتحادیه فروخته شد. اتحادیه که از صرافان معروف تبریزی بود، برای ثبت شرکتی جدید به تهران میآید و خانه را میخرد و ساکن آن میشود. از اتفاقهای پیشآمده در این خانه میتوان به ساخت فیلم داییجان ناپلئون توسط ناصر تقوایی اشاره کرد، پس از کودتا خانه توسط کودتاچیهای ۲۸ مرداد آتش میگیرد. خانه در سال ۸۴ ثبت میشود. در ابتدای امر قرار بر خرید خانه توسط میراث بود، در همان زمان شهرداری هم درصدد خرید خانه بر میآید که با تلاشهای بهشتی، رییس سازمان میراث وقت بودجهای ۱۰ میلیاردی هم برای خرید خانه در ردیف بودجههای سازمان در نظر گرفته میشود اما هرگز خانه از سوی میراث خریداری نمیشود. خانه با وسعت ۹ هزار مترمربع از دو کوچه قابل دسترسی است. بخش قدیمیتر خانه به بنبست هنر باز میشود که تقریبا بخش زیادی از آن باقی نمانده است. در دیگری که به کوچه اتحادیه باز میشود، زمانی باغی بوده برای گردشگری و تفریحات فتحعلیشاه، بخش عظیمی از باغ لالهزار در این خانه بوده که اکنون بیش از چهار، پنج درخت کاج از باغ نمانده است. شهرداری قول همکاری برای رسیدگی به باغ مجموعه را داده بود و میراث قول خرید که هیچ کدام به وقوع نپیوست. قدمت خانه به زمان ناصرالدین شاه میرسد. اتفاقات مهمی چون امضای قرارداد تنباکو و همچنین لغو قرارداد آن در این خانه افتاد. امینالسلطان در سال ۱۳۲۵ قمری در همین خانه تیر میخورد و میمیرد. اکنون بین ۵۰ تا ۵۴ ورثه از آن خاندان به جا ماندهاند که با شکایت ورثه به دیوان عدالت اداری خانه از ثبت میراث خارج شد. خانه به علت وسعت و هزینه بالا خریداران زیادی ندارد. سقف خانه در قسمت قدیمیتر که به بن بست هنر باز میشود ریخته است و در وضعیتی بحرانی به سر میبرد. بخشهایی از خانه که به کوچه اتحادیه باز میشود اوضاع بهتری دارند. تا چندی پیش فریدون و بابک، پسران اتحادیه در همین عمارت زندگی میکردند. اما در حال حاضر تنها سرایداری است که در این خانه درندشت زندگی میکند.
خانه نصیرالدوله
نصیرالدوله آصفی، وزیر فرهنگ و معارف ناصرالدین شاه بود. طبق نقشه کریشش (از معلمهای دارالفنون) خانه در اصل متعلق به وزیر مختار فرانسه بوده که یکی از کاملترین خانههای تهرانی است. خانه شامل مطبخ، حمام اندرونی، حمام بیرونی، کالسکهرو و تالار آینه است. حمام خانه در حد و اندازه حمام فین کاشان است. سال ۸۴ این خانه به جای خانه آیتالله مدرس که در همسایگی این خانه است، خریداری میشود. بخش کالسکهرو، بخشهایی از شاهنشین و سقف خانه را مرمت میکنند. بخشهای دیگر خانه سالهای سال است که به همین روال مانده و دست نخورده است، بخشهایی در حال فرو ریختن است و بخشهایی هم فرو ریختهاند. سال گذشته بخش خدمهاش فرو ریخت، اندرونی هم اوضاع خوبی ندارد. قرار بود سال ۸۹ به بخش خصوصی واگذار شود که انجام نشد. متاسفانه میراث هم بودجهای برای مرمت کل خانه در نظر نگرفت. در حال حاضر صبح تا ظهر سرایدار از خانه مراقبت میکند و ظهر به بعد تبدیل به پاتوقی برای معتادان شده است؛ پاتوقی که با الوارهایی که از مرمت خانه به جا مانده است پر شده است و حضور معتادان در مجاورت این الوارها میتواند خانه را به آتش بکشاند. خانه در گذر میرزا محمود وزیر واقع شده است. در کالسکهرو خانه به کوچه شهید مدرس باز میشود و در قدیمیتر خانه به کوچه نصیرالدوله بدر یا آصفی. بین این دو کوچه خانه باغ وزیر مختار واقع شده بود. کمی بالاتر از خانه مدرسهای هم به نام بدر واقع شده که بانیاش نصیرالدوله بود. خانه دیگری هم کمی آن طرفتر واقع شده که بنا به روایتی جزو همین خانه بوده و روایتی دیگر میگوید که خانه متعلق به یکی از اقوام نصیرالدوله بوده است که بخش باقیمانده از تالار آینه خانه است. بارش باران سقف خانه را فرو ریخته و خانه در حال از بین رفتن است. خیلی از ادارات مشتاقاند که خانه به آنان واگذار شود تا هم مرمتی کرده باشند و هم با هزینه کمتر از بنایی با این وسعت استفاده کنند.
خانه آیتالله مدرس
چهارراه سرچشمه، گذر میرزا محمود وزیر (کوچه شهید جاویدی)، بنبست مدرس، خانه تاریخی و ارزشمند آیتالله سید حسن مدرس، سرسختترین دشمن پهلوی اول را در خود جای داده است. در گذشته این خانه با عنوان «خانه وزیر مختار فرانسه» مشخص شده که امروزه به نام خانه مدرس شناخته میشود. این عمارت قدیمی که روزگاری محل رفت و آمد چهرههای بزرگ تاریخ، سیاست از جمله موتمنالملک پیرنیا، مشیرالدوله، وثوقالدوله، مستوفیالممالک، ملکالشعرای بهار، مصدق و حتی رضاخان بوده، هماکنون تبدیل به انبار کتابهای چاپخانه اسلامیه شده است. در این خانه که بسیاری از تصمیمات سرنوشتساز تاریخ ایران و تهران از جمله پیشنویس برخی قوانین (قانون مدنی و قانون عدلیه و...) در آن نوشته شده، برای بازدیدکنندگان و علاقهمندان بسته است. آنچه که از تابلو شهرداری که بر دیوار خانه شهید مدرس نصب شده به دست میآید آن است که این بنا در گذشته از سه ساختمان تشکیل شده بود که بخش اول آن در ابتدای در ورودی است که شامل عمارتی یک طبقه با زیرزمین است که دارای حیاطی به شکل و شیوه معماری دوران قاجار است، بخش دوم عمارت مرکزی و بزرگ در شمال شرقی حیاط مرکزی است که این عمارت یک طبقه با ایوان و ستونهای مربع شکل به شیوه معماری دوران پهلوی با سقفهای بلند ساخته شده است و بخش سوم بنایی در حیاط شمال غربی است که بسیار ساده و متعلق به محل سکونت سید حسن مدرس بوده است. تنها تزیینات به کار گرفته شده در این بنا آجر است. سال ۷۹ نمایندگان مجلس خواستار خرید خانه آیتالله توسط میراث شدند که خانه نصیرالدوله به جای این خانه خریداری شد. هر سه خانه اواخر قاجاریه بین سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۲ ساخته شده و هنوز هیچ حرفی از خرید یا ثبت و مرمت خانه در میان نیست. از آنجا که از بنا استفاده خاصی نمیشود، وضعیت آن حاد نیست ولی گذر زمان مطمئنا ساختمان را با مشکلات مخصوص به خود مواجه میکند.
خانه سرهنگ ایرج
خانه سرهنگ ایرج در کوچه صوفیانی، محله پامنار، در کنار محله عودلاجان واقع شده است؛ محلهای در بطن تهران قدیم. این خانه در مجاورت خانه لشگرنویس و خانه فرمانفرما واقع شده که بعدها به سه قسمت تقسیم میشود. خانهای که در آن فیلم میهمان مامان ساخته شد. سرهنگ ایرج یکی از سرهنگان دوره پهلوی است که در همان زمان ساکن این خانه بوده. قدمت خانه اما به دوران قاجار باز میگردد. این خانه مثل خانه نصیرالدوله خانهای کامل است با این تفاوت که به جای دو حیاط، سه حیاط دارد. حیاط اندرونی، حیاط بیرونی و حیاط خدمه. سازمان میراث خانه را در سال ۸۴ خریداری کرد و به ثبت رساند. مرمت خانه در فاز یک تمام شد. آواربرداری خانه به این شکل بود که باید خانه را از زیر آوار درمیآوردند، بیشتر قسمتهای خانه از بین رفته بود و در واقع به نوعی احیا شد. در حال حاضر خانه مستحکم شده است اما باقی مرمت آن به حال خود رها شده است. سرایداری دارد که هر از گاهی میآید و سری به ساختمان میزند و میرود. در خانه چندی پیش توسط معتادان محله دزدیده شده بود، مرمت خانه به درستی انجام نشده است، سقف خانه گچ و خاک شده است و وضعیت خوبی ندارد. خانه کاربری خاصی ندارد و قرار نیست به جایی واگذار شود. شاید بتوان گفت خانه محل خوبی برای کارگاه صنایع دستی است اما چون کاربری خاصی ندارد بلااستفاده مانده است. عدهای بر این باورند که این خانه و خانه امینالسلطان مکان مناسبی برای خود سازمان میراث فرهنگی است، که انتقال سازمان به این خانهها هم باعث رونق محله میشود و هم دستی به سر و روی خانه کشیده میشود.
خانه ناصرالدین میرزا
نرسیده به میدان امام خمینی(ره) تهران، خیابان صوراسرافیل، بنبست ناصرالدین میرزا، درست روبهروی سازمان بازنشستگی، خانهای قدیمی است که بیش از نیمی از آن فرو ریخته است. خانهای که بر اساس اسم و رسم بنبست به خانه ناصرالدین میرزا- ولیعهد محمدشاه قاجار- مشهور است که پس از فوت او به ناصرالدین شاه تغییر نام داد. در نگاه نخست به دلیل وضعیت ظاهری خانه به ذهن هیچکسی نمیرسد که این خانه مخروبه، اثری تاریخی است و در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. درون خانه پس از گذشتن از اندرونی، به دو بخش تقسیم میشود؛ نخست بخش سالم که گویا سرپناه خانوادهای نیز هست و بخش دوم که اگر کسی نداند، فکر میکند در آن، زلزلهای چند ریشتری آمده که به این شکل درآمده است؛ نه سقفی، نه ستونی و نه حتی چهار دیواری سالمی. این خانه یکی از زیباترین و منحصربهفردترین خانههای تاریخی تهران محسوب میشود. در حال حاضر این خانه متعلق به یکی از سازمانهای دولتی است. سالهای قبل بخشی از خانه به پاساژ تبدیل شده بود و شاهنشیناش باقی ماند. ویژگی اصلی خانه دو گنبدی است که مانند گنبدهای مساجد است. از داخل معماریاش همانند معماری بازار چهارسوق کاشان است، ارسیهای شاهنشین بینظیرند که تنها نظیرش در کاشان دیده شده. حوض خانهای همانند حوض خانه مسعودیه در مرکز خانه وجود داشت که به خاطر مرمت بنا رویش با سیمان پوشیده شده. در این خانه تاریخی در خانه امام جمعه است که از ترس دزدی به جایش دری آهنی نصب کردند. بنا زمانی مجهز به مطبخ بود، شومینههای منحصربهفرد ایرانی و اروپایی داشت که کار میکردند. در حال حاضر بخشی از خانه نابود شده، بخشی دیگر هم از این بنا جدا شده است که متعلق به مالک خصوصی است. اوضاع فعلی ساختمان خوب نیست و نیازمند مرمت است.
خانه میناییها
خانه فرمانفرما را باید در تهران، محله منیریه ببینید. نشانی دقیقش میشود خیابان ولیعصر(عج)، بالاتر از میدان منیریه، کوچه شهید کریمی طینت، پلاک ۱۰. خانه میناییها که در محله منیریه قرار دارد، زمانی متعلق به منیرالسلطنه مادر کامران میرزا و یکی از همسران ناصرالدین شاه بود. این خانه در راسته مراکز دولتی و سلطنتی شهر قرار داشت، بالاتر از کاخ مرمر و کمی دورتر از خانه مقدم. خانه پس از منیرالسلطنه به عبدالحسین میرزا فرمانفرما نوه شانزدهم عباس میرزا میرسد. این خانه پنج سال پیش در فهرست میراث فرهنگی تهران به ثبت رسید اما با بیمهری مسوولان میراث فرهنگی مدتی قبل از این فهرست بیرون آمد تا در مسیر تخریب جدی قرار بگیرد. دلیل این حذف هم چیزی نبود جز کمبود اعتبارات برای تعمیر و نگهداری بنا. فرهاد مینایی در سال ۱۳۴۵ آن را از تقی رضا، یکی از قصابهای معروف تهران، به قیمت ۱۴۰ هزار تومان خرید. مینایی ۲۰ هزار تومان برای رنگآمیزی و گچبریهای ساختمان هزینه میکند. ویژگی اصلی ساختمان دو طاووس گچبری شده در نمای بیرونی ساختمان است که روی آجرها تراشیده شدهاند و در واقع گرهچینی شدهاند. خانه دو در دارد که یکی به کوچه کریمی و دیگری به کوچه کامرانیه به نام کامران میرزا باز میشود. خانه در سال ۸۶ توسط میراث ثبت میشود اما با وجود قول خرید به وراث خانه خریداری نمیشود. در حال حاضر با وجود مستحکم نبودن بنا، دو تن از پسران مرحوم مینایی در این خانه سکونت دارند. عدم توجه میراث فرهنگی به این بنا باعث شد که میناییها از میراث به دیوان عدالت شکایت ببرند تا بنا از ثبت میراث خارج شود. شاید شکایتشان راه به جایی برد و میراث خانه را از آنها بخرد. دور تا دور خانه توسط بناهای امروزی و جدید ساخته شده و خانه میان این بناها محبوس شده است. در سند خانه هنوز نام عبدالحسین میرزا فرمانفرما دیده میشود.
این بنای زیبا که در سال 1253 قمری در زمان محمدشاه ساخته شد، متعلق به یکی از صاحب منصبان دوره قاجار به نام میرزا محمد قوام الدوله آشتیانی میباشد.
این خانه تاریخی از جاذبههای شهر تهران است که در سالهای قبل از انقلاب توسط انجمن آثار ملی خریداری و به سازمان ملی حفاظت آثار باستانی واگذار شد و این سازمان آن را مرمت کرد.
قسمتی از بنا در تعریض کوچه میرزا محمود وزیر از بینرفته که به احتمال زیاد متصلکننده اندرونی و بیرونی به یکدیگر بوده است.
همچنین، تبدیل ایوان تابستانی به تالار آینه کاری از دیگر تغییرات بنا است که پس از توسعه ارتباط ایرانیان با کشورهای اروپایی صورت گرفته است.
از خصوصیات این بنا باید به نظم و تقارنی اشاره کرد که با آجر و چوب در نمای ساختمان به وجود آمده است. وجود 7 دری در این بنا از جمله مهمترین عوامل زیبایی آن محسوب میشود. 7 دری جزو عنصرهای معماری ایرانیاسلامی است. در حیاط بیرونی یک حوض و چند باغچه تعبیه شده است.
قرینه این حیاط نیز حیاط دیگری است که حیاط اندرونی محسوب میشود و دارای باغچه و حوض است. این دو حیاط با چند راهرو به همدیگر مرتبط میشوند. از ویژگیهای دیگر وجود دو بادگیر و یک شیروانی در بام بنا است که انسان را برای رفتن به طبقات بالا بر میانگیزد. این دو بادگیر قرینه هم هستند.
در این بنا نمای بادگیر از آجر تهیه شده است و تزیینات قسمت فوقانی هر شیار دارای ارسی و آینه است که این عامل هماهنگی کامل بین تزیینات نقاط مختلف بنا را نشان میدهد. این هماهنگی در کار معماری و هنر ایران از بزرگترین تا ظریفترین عناصر را شامل میشود.
ورود به قسمت داخل بنا از حیاط بیرونی و درونی و از طریق دو راه پله انجام میشود. طبقهاول متشکل از 2 تالار بزرگ به نامهای آینه و تبنی یا سفرهخانه و 2 راهرو و 3 اتاق کوچک است. طبقه دوم نیز متشکل از 2 راهرو و 6 اتاق است که یک راهرو و 3 اتاق در ضلع غربی و یک راهرو و 3 اتاق دیگر در ضلع شرقی بنا شده است. زیر زمین ساختمان در قسمت زیرین تالار آینه و تبنی قرار گرفته که تنها از حیاط اندرونی میتوان به آن وارد شد.
اتاق یا تالار آینه این مجموعه که در طبقه همکف و در قسمت شمالی خانه قرار دارد و از دیگر اتاقهای جانبی بزرگتر است، مخصوص پذیرایی از میهمانان و سیاستمداران وقت بوده است، و از بخش اندرونی خانه مجزا است. تزیینات این تالار به دلیل رفت و آمد رجال کشورهای غربی، از الگوهای غربی پیروی کردهاست. تصاویر زنان فرنگی بهصورت کارت پستال در میان آینهکاریها و موتیفهای گچبری نشاندهنده این مطلب است.
در این اتاق سه ارسی، 7 پنجره ارسی، 3 در چوبی و 4 طاقچه وجود دارد. ارسیهای اتاق دارای گرههای کندهکاری شده و تزیینات چوبی ظریف و شیشههای رنگی است که روی آنها توسط هنرمندان نقاشی شدهاست.
تالار دیگر بنا تالار تبنی یا سفرهخانه است که در ضلع جنوبی واقع است و به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص و آفتابگیر بودن آن، به زمستاننشین موسوم است. در قسمت شمالی تالار تبنی یک فرو رفتگی وجود دارد که شاهنشین اتاق محسوب میشود.
در تالار آینه و تالار سفرهخانه، 7 ارسی جنوبی و 7 ارسی شمالی به صورت پنجره هستند و 3 ارسی میان تالار به صورت در کاربرد دارند.
در طبقه اول و دوم، در دو طرف تالار آینه و سفرهخانه در طرف شمال دو اتاق و یک دهلیز قرار دارد. اتاقهای جانبی واقع در طبقه همکف، در ضلع شمالی کوچکتر از اتاقهای مشابه در طبقه فوقانی است.
اتاقها دارای درهایی به عرض ۶۰ سانتیمتر است که یکی از این درها به راهرو و دیگری به دهلیز میان دو اتاق باز میشود. این دهلیز تنها وسیله ارتباطی بین دو اتاق شمالی و جنوبی محسوب میشود.
مجموع اتاقها در کل ساختمان 8 عدد و 4 دهلیز است که همگی تنها به راهروهای کنار خود راه دارند. تزیینات این اتاقها به طور کامل مشابه یکدیگر و همه اتاقها دارای پنجرههای ارسی هستند.
دیوارها دارای گچبری و نقاشی از گیاهان تزیینی و اسلیمی است. بیشتر قسمتهای این اتاق را فرورفتگیهایی در دیوار تشکیل داده است که به مانند طاقچه عمل میکنند.
وقتی این ساختمان تحت نظر سازمان حفاظت آثار باستانی درآمد، چند اتاق، آشپزخانه و سرویسهای بهداشتی در ضلع شرقی حیاط بیرونی به آنها افزوده شد که البته قسمت نوساز با بافت قدیمی خانه، از قبیل در و پنجره، تزیینات شومینه و گچبری و نمای خارجی به طورکلی مطابقت میکند، به طوریکه تشخیص آن دشوار است.
خانه قوام الدوله در سال 1377 با شماره 2024 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.
آبْعَلی ( آه ) شهری است در استان تهران ایران. این شهر در بخش رودهن از توابع شهرستان دماوند قرار دارد.
جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۵، برابر با ۲۶۴۱ نفر بودهاست .
این شهر دارای چند منطقه دیدنی از جمله: پیست اسکی آبعلی، هزاردشت، سنگ دروازه و هتل آبعلی است.
این شهر دارای چند شهرک وچند روستا میباشد شهرکهای آن بنام شهرک مدرس، شهرک هزار دشت وشهرک برق و روستاهای با نام قائم محله، مبارک آباد رادارا میباشد از جمله آثار تاریخی وباستانی آبعلی می توان سنگ دروازه و هتل آبعلی را نام برد هتل آبعلی که در زمان رضاشاه بنا شد که امروزه در حال تخریب میباشد. این شهر دارای چند چشمه آب معدنی است و از چشمههای آب معدنی برای دو کارخانه دوغ استفاده میشود.
شهر آبعلی در ۲۵ اسفند ۱۳۸۳ با تصویب مجلس از ادغام روستای آبعلی از توابع بخش رودهن شهرستان دماوند در استان تهران با روستای مبارکآباد و نقاط جمعیتی سرپولک و قایممحله (قاپوزمحله) از توابع همین بخش تأسیس شد.








|
تپه پرديس قرچك ورامين همچنان از سوي بولدوزهاي خاكبرداري تهديد به نابودي ميشود و اين در حالي است كه نتايج آخرين آزمايش 17 نمونه كربن 14 روي يافتههاي اين تپه نشان داد در نيمه نخست هزاره پنجم در مركز فلات ايران تحولات اقتصادي ، فرهنگي و اجتماعي گسترده و مهمي روي داده است. اين تحولات بر اساس مطالعات تطبيقي با پيشرفت يكباره تپه زاغه دشت قزوين همزمان است.
اين محوطه تاريخي سالهاست كه از سوي برخي سودجويان تهديد به نابودي شده و به گفته رييس پژوهشكده باستان شناسي 70 درصد تپه تاريخي پرديس بر اثر اين خاكبرداريها كاملا از بين رفته است.
«به رغم اهميت و ارزش هاي منحصر به فرد اين تپه تاريخي و قابليت آن براي تبديل به سايت موزه فرهنگي اين تپه همچنان در خطر تخريب قرار دارد و مسوولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران برنامهاي براي رسيدگي به اين محوطه ندارند.»
«آخرين نتايخ فصل سوم كاوش در اين محوطه حاكي از اين است كه پرديس ميتواند گوياي دامنه و زمان مهمترين تحولات مركز فلات ايران باشد.»
« پيش از آنكه تپه پرديس با خاك يكسان شود بايد از خاكبرداري هايي كه در اطراف آن ميشود جلوگيري كرد.»
آخرين گمانه زني ها در اطراف اين تپه به كشف گورستاني از عصر آهن منتهي شد و با آزمايشات كربن 4، باستان شناسان توانستند يكي از مهمترين اسرار اين عصر را به دست آورند .
«در اين محوطه تاريخي براي نخستين بار در مركز فلات ايران تصوير گاو يافت شده است اين درحالي است كه پيش از اين در مطالعات اين بخش از ايران تصويري از گاو به دست نيامده بود.»
شهر قرچک با مساحت بیش از ۲۰ کیلومتر مربع در ۲۵ کیلومتری جنوب پایتخت بر سر راه تهران - ورامین واقع شده است شهر قرچک یکی از سه شهر واقع در در شهرستان ورامین( قرچک - ورامین - جواد اباد) میباشد. ارتفاع این شهر از سطح دریا حدود۱۰۰۰ متر بوده و دارای میزان نزولات جوی بیش از ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلی متر در سال میباشد . این شهر از نظر تقسیمات شهری به ۳ منطقه تقسیم شده است.
جمعیت:
قرچک بهخاطر نزدیکی به تهران، سرریز جمعیت پایتخت را بهخود جذب میکند. حدود یکسوم از جمعیت قرچک را سرریز جمعیتی تهران برآورد میکنند.
بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت قرچک در سال ۱۳۸۵ برابر با ۲۱۲۱۲۳ نفر بوده است.
جمعیت شهر قرچک در حال حاضر به بیش از ۲۵۰۰۰۰ نفر میرسد.
سوابق تاریخی ، میزان جمعیت شهر قرچک و توابع ان: شهر قرچک که اکنون یکی از شهرهای پر جمعیت اطراف تهران میباشد بر اساس کاوشهای باستان شناسی انجام گرفته توسط اساتید دانشگاه تهران در تپه فردیس واقع در شمال غربی شهر قرچک مشخص گردید که تاریخ اولین سکونتهای انسانی در این منطقه به بیش از شش هزار سال قبل از میلاد بر میگردد . این شهر در گذشته ای نه چندان دور و در اواخر سلطنت قاجار بصورت مزارعی با سکنه قلیل در نزدیکی باغ خواص واقع گردیده و جمعیت ان در سال ۱۳۳۵ فقط ۱۶۷ نفر بوده است .
اماکن مهم:
· از مکانهای باستانی مهم نزدیک به آن میتوان از تپه ۶ هزارسالهٔ پردیس نام برد.
· در پیرامون قرچک کورهپزخانههای زیادی وجود دارد.
· از آثار تاریخی قرچک می توان به پل قدیمی و تاریخی باقرآباد که بر روی رودخانه جاجرود واقع شده اشاره کرد. نزدیک این پل در سال ۱۳۴۲ کفن پوشان ورامین به خاک و خون کشیده شدند. در نزدیکی این پل کانالی با خشت وگل وجود دارد که توسط آن کانال آب را از زیر رودخانه عبور داده اند. آب بر اثر اختلاف سطح از طرف دیگر رودخانه جاری گشته و اراضی کشاورزی را سیرآب می نموده است.
در این نمایشگاه زیورآلاتی از 14 هنرمند شامل انگشتر، دستبند، گردنبند و... که از سنگهای قیمتی و نیمهقیمتی ساخته شدهاند، در معرض نمایش عموم قرار گرفته است.
علاقمندان برای بازدید از نمایشگاه یاد شده میتوانند تا 30 بهمن ماه از ساعت 9 تا 18 به گالری جهاننمای مجموعه فرهنگی تاریخی نیاوران واقع در میدان شهید باهنر (نیاوران) مراجعه کنند.
کاخموزههای مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد در روز 22 بهمنماه تعطیل است.
این مجموعه تمام روزهای هفته به استثنای ایام سوگواری، پذیرای علاقهمندان و دوستداران تاریخ و میراث فرهنگی کشور است.
مسئول بخش کودک و نوجوان کاخ گلستان از نمایش ۴۰ عروسک افسانهای و بومی ایران از جمله "ماهپیشونی"، "حاجیفیروز" و "عمو نوروز" خبر داد.
عروسکهایی که در این نمایشگاه به نمایش درمیآیند عروسکهای جدیدی هستند که بر اساس ادبیات کودک و عروسکهای بومی ایران بازسازی شدهاند.
وی از جمله این عروسکها را عروسکهای بلوچ، جنوب، کرمان، حاجیفیروز، عمو نوروز و ماه پیشونی عنوان کرد.
به گفته مسئول بخش کودک و نوجوان کاخ گلستان این آثار توسط تعدادی از هنرمندان برای نمایش ارائه شده است که در کنار هر کدام از این عروسکها توضیحاتی درباره محل استفاده و چیستی آنها قرار داده میشود.
احتمالاً این نمایشگاه از هفته آینده در کاخ گلستان دایر میشود.
با درود خدمت تمامی پارسوماشی های عزیز در سر تا سر ایران عزیز نمایشگاهی تحت عنوان "34 برگ زرین" همزمان با ایام دهه فجر در موزه ملی ایران برپا خواهد شد.
در این نمایشگاه 34 اثر از جمله آثار زرین مارلیک، آثار زرین همدان، آثار زرین هخامنشی و دوره اسلامی در معرض دید عموم قرار می گیرد.
تمام این آثار، آثار برگزیده موزه ملی ایران است.
این نمایشگاه از 18 تا 28 بهمن به مدت 10 روز در موزه ملی ایران بر پا خواهد بود که در صورت استقبال بازدیدکنندگان احتمال دارد زمان برپایی آن نیز تمدید شود.
خ فارس
بیشتر بازارهای قدیم در مركزیت شهرها قرار داشته و آثار تاریخی زیادی همچون كاروانسراها، زیارتگاها و حمام های قدیمی را می توان در كنار بازارهای قدیمی مشاهده كرد، گفت: گردشگران می توانند در كنار زیارت حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) از كاروانسراهای قدیمی مثل دو قلو و شاه عباسی هم در صورت امكان بازدید كنند.
یكی از بزرگترین جاذبه ها بویژه برای خانم های ایرانی گشت در بازارهای قدیمی و خرید در این بازارها می باشد كه این امر نه تنها به اقتصاد و اشتغال زایی افراد بومی كمك زیادی می كند بلكه در حفظ صنایع دستی و سوغات آن منطقه نیز كمك شایانی خواهد كرد.
این مدرس دانشگاه تاكید كرد: عنوان بسته سفر در تبلیغات بیشترین تاثیر را در ذهن مخاطبین خواهد داشت بنابر این بایستی نسبت به ارایه آن با توجه به سلیقه هایی كه بازدید كنندگان دارند اقدام كرد، یا اینكه كلیه جاذبه ها را برای همه درخواست ها در یك تور قرار داد.
وی گفت: جهانگردان و حتی مسافران تهرانی به اندازه كافی مراكز خرید مدرن را در اطراف خود دیده اند و بازدید از بازارهای قدیمی می تواند جاذبه خوبی را در ذهن بازدید كنندگان داشته باشد.
بوی خاص بازارهای قدیم كه بیشتر برای عطاران می باشد، برای بازدید كنندگان بسیار خوشایند می باشد و همچنین دیدن معماری بازار با سقف های گنبدی و نورگیرهایش و فروش بعضی از محصولات به صورت سنتی همگی دارای جاذبه فراوان خواهد بود.
خریدن سوغاتی شهرها از بازارهای قدیمی جاذبه فراوانی برای همه سنین دارد و آژانسهای گردشگری می توانند روزانه گشتی را به یكی از بازار های سنتی و قدیمی در استان تهران اختصاص دهند تا گردشگران بتوانند چیزهایی را كه خاص آن بازارها می باشد، خرید كنند.
این مدرس دانشگاه با بیان اینكه احیای بازارهای قدیمی كمك شایانی به حفظ فرهنگ و معماری ایرانی خواهد كرد، تاكید كرد: بازار سنتی ری قابلیت پذیرایی شهروندان بسیار بیشتری را دارد، فقط باید زمینه تردد و رفت و آمد آسان تر و ارزان تر به آن را مهیا كرد/
برداشت= ایرنا
|
|
نام محوطه |
توضيحات |
|
1 |
كاروانسراي عين الرشيد |
صفوي |
|
2 |
كاروانسراي قصر بهرام |
صفوي |
|
3 |
كاروانسراي دير گچين |
صفوي |
|
4 |
قلعه ايرج |
بزرگترين قلعه خشتي ايران/اشكاني |
|
5 |
برج علا الدوله |
ايلخاني |
|
6 |
مسجد جامع ورامين |
ايلخاني |
|
7 |
روستاي پوئينك قرچك |
روستايي با بافت سنتي |
|
8 |
امامزاده يحيي |
دوره ايلخاني |
نویسنده= علی بیگی
نویسنده= علی بیگی
|
|
نام محوطه |
توضيحات |
|
1 |
تپه باستاني واوان |
دوران تاريخي تا آل بويه |
|
2 |
تپه باستاني مافين آباد |
هزاره پنج قبل از ميلاد |
|
3 |
يخچال ترشنبه |
قاجار |
|
4 |
امامزاده محمد (ع) |
بناي خشتي از دوران قاجار |
|
5 |
امامزاده اسماعيل (ع) |
بناي آجري دوره صفويه |
|
6 |
يخچال علي آباد |
آثار دوره خشتي صفويه |
|
|
نام محوطه |
توضيحات |
|
1 |
درخت كهنسال وجه آباد |
درخت 2000 سال به قعلر 10 متر |
|
2 |
كاروانسراي حاج كمال |
كاروانسراي 2 ايواني دوره ي قاجار |
|
3 |
آسياب آبي رباط كريم |
آسياب آبي قاجار |
|
4 |
قلعه سنگي |
قلعه زيباي دوره ي سلجوقي به صورت 4 ايواني با 4 برج مدور |
|
5 |
تپه ده حسن |
قلعه باستاني از دوران ساساني |
|
6 |
تپه يقه |
تپه ي باستاني سه هزار ساله |
|
7 |
امامزاده عمادالدين (ع) |
بناي دوران صفويه |
|
8 |
امامزاده ابوطالب (ع) |
بناي 2 ايوانه از دوره قاجار |
|
9 |
امامزاده هادي (ع) |
بناي 8 ضلعي خشتي كه نسبتش به امام زين العابدين مي رسد. |
رباط كريم
نویسنده=علی بیگی
|
|
نام محوطه |
توضيحات |
|
1 |
روستاي زيباي واريان |
طبيعت گردي |
|
2 |
برج آرامگاهي ميدانك |
برج از جنس سنگ از دوره قاجار |
|
3 |
كاروانسراي شاه عباسي |
كاروانسراي صفوي |
|
4 |
محوطه باستاني مرد آباد |
7هزار ساله |
|
5 |
آبشار ورزان |
طبيعت گردي |
|
6 |
محوطه باستاني آق تپه |
تپه 5هزار ساله |
|
7 |
غار يخ مراد |
غاري از دوره 50 ميليون سال قبل با طبيعت جذاب |
|
8 |
امامزاده زيد و رحمان |
امامزاده خشتي بسيار زيبا از دوره صفوي |
|
9 |
آبشار خور |
طبيعت گردي |
|
10 |
كاخ سليمانيه |
قاجاري |
|
|
نام محوطه |
توضيحات |
|
1 |
رباط سنگي روستاي امين آباد |
كاروانسراي كوهستاني سنگي دوره صفوي |
|
2 |
چشمه خمده |
طبيعت گردي |
|
3 |
برج يادمان روستاي مزداران |
برج سنگيمتعلق به قرون ميانه اسلامي |
|
4 |
قلعه فيروزكوه |
قلعه بسيار زيبا از دوران ساساني |
|
5 |
محوطه باستاني .... |
محوطه باستاني وسيع از 4000 هزار سال قبل |
|
6 |
مجاري تنگه واشي |
طبيعت گردي كتيبه قاجاري |
|
7 |
كاروانسراي گدوك |
صفوي |
|
8 |
روستاي ملارس |
طبيعت گردي+ آثار تاريخي |
|
9 |
قلعه لاجورد |
قلعه باستاني يزدگرد سوم آخرين پادشاه ساساني |
نویسنده=علی بیگی
|
|
نام محوطه |
توضيحات |
|
1 |
محوطه باستاني ازبكي |
هزاره 6 ق م |
|
2 |
روستاي عشايري گل دره |
تنها روستاي عشايري غرب تهران |
|
3 |
امامزاده چهل دختر |
بناي قرن 8 هجري |
|
4 |
قزل قلعه |
قلعه زيباي دوره قاجار |
نویسنده =علی بیگی
|
|
نام محوطه |
توضيحات |
|
1 |
دشت شقايق |
طبيعت گردي |
|
2 |
قلعه محمودآباد |
قلعه زيباي صفوي |
|
3 |
برج مقبره بابامحمود |
مقبره خشتي سلجوقي |
|
4 |
تپه فردوس |
قلعه قديمي سلجوقي |
|
5 |
قلعه تپه |
هزاره پنجم |
|
6 |
قلعه دهشاد |
بناي دوره قاجاري |
|
7 |
امامزاده محمد |
بناي خشتي تيموري |
|
8 |
روستاي گمرگان |
روستايي با بافت سنتي |
|
9 |
سنگ نگاره هاي كفترلو |
پيش از ميلاد |
|
10 |
امامزاده بي بي سكينه |
مذهبي/ خواهر امام رضا |
نویسنده=علی بیگی
|
|
نام محوطه |
توضيحات |
|
1 |
برج آرامگاهي روستاي كردان |
بنايي مربوط به قرن 700 هجري |
|
2 |
سد طالقان |
طبيعت گردي |
|
3 |
روستاي گيليرد |
روستايي با بافت سنتي با فراورده گردو و عسل |
|
4 |
روستاي گوران |
روستايي سنتي با سقف هاي الولن و شيرواني |
|
5 |
روستاي بزج |
روستاي سنتي |
|
6 |
روستاي كر كبود |
روستاي سنتي كنار آبشار بسيار زيبا |
|
7 |
روستاي جوستان |
روستاي سنتي با باغهاي انبوه گردو و ميوه |
|
8 |
منطقه روشن آبدر |
روستاي سنتي با جاذبه هاي گردشگري ناب |
|
9 |
آسياب حلج رحيم |
در كنار روستاي هيو آسياب بسيار زيبايي وجود دارد |
|
10 |
روستاي برغان |
روستاي بسيار زيبا با بافت سنتي |
|
11 |
روستاي كجيران |
روستاي بسيار سنتي با دورنماي پله پله |
|
12 |
كاروانسراي ينگي امام |
صفوي |
|
13 |
پيرچنار كردان |
آبشار و چنار كلارود/طبيعت گردي |
|
14 |
قلعه روستاي قاسم آباد گرجي |
قلعه اي زيبا با بافت سنتي |
|
15 |
روستاي ورده |
با آثار بي نظير تاريخي |
|
16 |
آبشار روستاهاي آسكان و سيرود |
طبيعت گردي |
نویسنده =علی بیگی
|
|
نام محوطه |
توضيحات |
|
1 |
برج شبلي |
بناي 8 ضلعي دوره سلجوقي |
|
2 |
مسجد جامع دماوند |
نخستين مسجد ساخته شده در قرن 5 |
|
3 |
محوطه تاريخي وليران |
گورستان اشكاني و ساساني |
|
4 |
امامزادگان عبدالله |
برج آرامگاهي دوره ي ايلخاني |
|
5 |
بقعه سيد گته مير |
بقعه بسيار زيبا با تزئينات آجري از دوران اسلامي |
|
6 |
چشمه اعلا |
ارتفاعات شمال غرب دماوند |
|
7 |
امامزاده حمزه آبادشهر آبعلي |
دوران اسلامي |
|
8 |
غار رودافشان |
غاري با قنديل ها، استالاكتيت هاي بسيار زيبا |
|
9 |
قلعه كوه گنجي |
هزاره اول ق م |
|
10 |
قلعه باستاني خسروان |
دوران قبل از اسلام |
|
11 |
درياچه تار |
يك روزه كامل |
نویسنده =علی بیگی
|
|
نام محوطه |
توضيحات |
|
1 |
قله و تپه محمود آباد |
اواخر هزاره اول |
|
2 |
عمارت ناصريه |
قاجار |
|
3 |
يخچال يبرداغلان |
قاجار |
|
4 |
پرورش گل و گياه |
طبيعت گردي |
نویسنده =علی بیگی
|
|
نام محوطه |
توضيحات |
|
1 |
دژ اشكان |
اشكاني.ساسانی |
|
2 |
برج طغرل |
سلجوقي |
|
3 |
استودان گبرها |
ساساني |
|
4 |
آب انبار آراد |
آب انبار بسيار زيبا با دو بادگير فانوسي شكل |
|
5 |
امامزاده هاجرخاتون |
بناي خشتي بسيار زيبا |
|
6 |
يخچال طبيعي كلين |
يخچال صفوي |
|
7 |
قلعه قاچاقاچ |
قلعه خشتي بسيار زيبا دوره صفوي |
|
8 |
بازار تاريخي ري |
صفوي |
|
9 |
مقبره بي بي شهربانو |
مذهبي.استقرار از ال بویه |
|
10 |
برج اينانج |
سلجوقي |
|
11 |
برج نقاره خانه |
سلجوقي |
|
12 |
تپه ميل ( آتشكده ري) |
ساساني |
|
13 |
تپه چشمه علي |
تپه باستاني 7 هزار ساله |
|
14 |
باروي ري |
|
|
15 |
بقعه ابن بابوي |
اسلامي |
نویسنده=علی بیگی
با درود فراوان خدمت تمامی دوستان نیک پندار و نیک سرشت پارسوماشی عزیزم امیدوارم حالتان در هر کجای این مرز پر گهر هستید خوب و سلامت باشید خدمتتان عرض کنم ،
بازارها را از لحاظ حوزه كاركردي يا سرزميني آنها به سه گروه شهري، روستايي و منطقه اي يا بين راهي مي توان طبقه بندي كرد. بر همين اساس همه بازارهايي را كه حوزه كاركردي يا خدمت رساني آنها به شهر مربوط مي شده است بازارهاي شهري مي ناميدند.
همچنين از آنجا كه اقتصاد خانوارهاي روستايي در گذشته در بيشتر موارد نوعي اقتصاد خودكفا يا نيمه خودكفا بود، در روستاهاي كوچك يك يا دو فضاي كوچك تجاري _ خدماتي هيچ مركز بازرگاني وجود نداشت. به همين سبب بيشتر روستاها فاقد فضايي به عنوان بازار بودند، اما در برخي از مناطق كشور به علت ساختار اجتماعي _ اقتصادي حاكم بر آن مناطق، در معدودي از روستاهايي كه موقعيت سرزميني _ اقتصادي خاصي داشتند، و جمعيت ساكن در آنها زياد مي شد، بازار نيز شكل مي گرفت، چنان كه برخي از روستاها پيرامون اصفهان در قرن چهارم هجري و بعضي از روستاهاي پيرامون بلخ و همچنين شماري از روستاهاي ناحيه رودشت اصفهان در قرن هشتم هجري، كه آنها را معظم قراي مي خواندند، بازار داشتند.
افزون بر بازارهايي كه درون معدودي از روستاها وجود داشت، نوع ديگري از بازارهاي روستايي وجود داشت كه غالبا جنبه ادواري داشت، يعني در بين چند روستا به صورت دوره اي حركت مي كرد و هر روز يا هر دوره زماني ديگر در يكي از اين روستاها تشكيل مي شد. اين نوع از بازار مخصوص روستاهاي كوچكي بود كه ميزان عرضه و تقاضا به حدي نبود كه در آن روستا يك بازار دايمي شكل گيرد. اين نوع از بازارها بيشتر در مناطقي از كشور شكل مي گرفت كه روستاهايي كوچك در نزديكي هم وجود داشت. در گيلان و مازندران شمار متعددي از اين گونه بازارها وجود داشت.
انواع بازار از لحاظ زمان تشكيل آن
بازارها را از لحاظ زمان و دوره تشكيل آنها نيز مي توان به سه گونه طبقه بندي كرد: بازارهايي كه به صورت ثابت و در طول سال تشكيل مي شدند، بازارهايي كه به صورت ادواري يا دوره اي تشكيل مي شدند كه هفته بازارها نوعي بسيار مهم از بازارهاي ادواري بودند كه غالبا در هر شهر يا روستا به صورت هفته اي يك روز تشكيل مي شدند و معمولا به نام همان روز ناميده مي شدند، مانند جمعه بازار، شنبه بازار و غيره و بازارهاي سالانه كه به مناسبت هاي گوناگون برقرار مي شد، از جمله هنگام نوروز در بسياري از شهرهاي كشور بازارهايي تشكيل مي شد.
برخي از بازارها هم به مناسبت نوع محصولاتي كه در آن عرضه مي شد در مدت كوتاهي از روز تشكيل مي شد. براي مثال هنوز در برخي از شهرهاي كوچك گيلان و مازندران ديده مي شود كه مردان و زنان محصولاتي مانند سبزيجات، كره، پنير و غيره را كه در منزل يا محل كار خود توليد كرده اند، در برخي از بازارگاه هايي كه به اين منظور اختصاص يافته اند، در ابتداي روز عرضه مي كنند و پس از چند ساعت به محل زندگي يا كار خود باز مي گردند.
بعضي از انوع بازارهاي كوتاه مدت در كنار فضاهاي تفريحي و گذران اوقات فراغت در ميدان ها (مانند ميدان امام در اصفهان يا سبزه ميدان در تهران)، در كنار پل ها و رودخانه هاي درون شهري (مانند سي و سه پل و پل خواجو در اصفهان) تشكيل مي شد.
عوامل موثر در نحوه استقرار فعاليت ها
عوامل و پديده هاي متعددي در چگونگي و نحوه استقرار فعاليت ها و اصناف گوناگون در كنار يكديگر در بازارها نقش داشتند كه از جاذبه و كشش راسته هاي تخصصي مي توان به عنوان يكي از آنها ياد كرد. پيدايش و تكوين راسته هاي تخصصي كه محل استقرار اصناف و پيشه وراني بود كه كالاي يكسان يا كالاي مربوط به هم را مي فروختند، پيشينه اي بسيار كهن و باستاني دارد.
يكي از مهم ترين عوامل شكل گيري چنين راسته هايي، جاذبه و كشش اقتصادي اين راسته ها براي جلب نظر مشتريان است.
همچنين امنيت و ارزش اقتصادي كالاها يكي از مهم ترين نكاتي است كه در مورد مكان استقرار اصناف و پيشه وران در گذشته نقش داشته است. براي مثال راسته زرگرها يا طلا فروش ها به امنيت بيشتري نسبت به راسته مسگرها نياز داشت و راسته مسگرها نيز نسبت به راسته يا ميدان كاه فروش ها به امنيت بيشتري نياز داشت. به همين دليل در بيشتر بازارهاي كشور، راسته زرگرها در مركز شهر و نزديك به مسجد جامع يا ساير بناهاي مهم درون شهري بود و هر چه فاصله از مركز شهر بيشتر مي شد، كالاهايي عرضه مي شد كه ارزش اقتصادي آنها غالبا كمتر بود. از سوي ديگر فعاليت هايي كه از لحاظ توليد يك محصول يا عرضه محصولات مشابه يا مكمل به يكديگر مرتبط بودند، غالبا به سبب سهولت انجام فعاليت در كنار يا نزديك هم استقرار مي يافتند. براي مثال غالبا كساني كه آينه و شمعدان و نيز لوازم آرايشي و لوكس عرضه مي كردند در نزديكي راسته طلافروش ها بودند و يا در شهرهاي زيارتي در نزديكي مسجد جامع يا ساير بناهاي مذهبي راسته كتابفروش ها، صحافان و فروشندگان تسبيح و مهر و مانند آن قرار داشت.
برخي از فعاليت هاي توليدي يا خدماتي از لحاظ نحوه انجام يا نوع محصول يا ساير جنبه ها نيز با يكديگر ناسازگار بودند و به همين دليل هيچ گاه در كنار هم مستقر نمي شدند. مثلا هيچ گاه يك دكان آهنگري به سبب سر و صداي ناشي از فعاليت آن در راسته زرگرها يا صرافان قرار نمي گرفت. همچنين يك صرافي در راسته قنادها يا شيريني پزها مستقر نمي شد.
نحوه اداره بازار
نخستين نكته مهم در اداره امور بازار مربوط به تشكيلات اصناف و پيشه وران مي شود. در گذشته در هر صنف حداقل يك نفر به عنوان مهتر و بزرگ اعضاي صنف انتخاب مي شد كه هم به مسايل دروني اصناف رسيدگي كند و هم به عنوان رابط بين اعضاي صنف و حكومت نقش ايفا كند. در دوره غزنويان مهتران هر صنف نوشته اي را تنظيم و تدوين مي كردند كه براساس آن متعهد مي شدند كه اعضاي صنف نرخ هاي تعيين شده از سوي حاكم را رعايت كنند و اگر كسي رعايت نكرد او را به نحوي تنبيه و مجازات كنند. ابن بطوطه در سفرنامه خود اشاره كرده است كه هر گروه از پيشه وران اصفهان رييسي به نام كلو داشتند. نماينده اصناف در دوره صفويه نقيب ناميده مي شد و موظف بود كه در تعيين نرخ اجناس و تعيين مقدار ماليات هر صنف با كلانتر همكاري كند و همواره براي تعديل نرخ ها و رعايت آن با اصناف همكاري و مذاكره داشته باشد.
گويا در دوره صفويه در برخي از شهرها منصبي با عنوان كدخداي بازار وجود داشت كه احتمالا برخي از مسئوليت ها و وظايف او مانند رييس اصناف بود. تعيين مقدار عوارض و ماليات و گردآوري آن غالبا بر عهده ماموراني بود كه از سوي حاكم يا رييس شهر تعيين مي شدند. در دوره تركمانان و صفويه، منصبي با عنوان كلانتر وجود داشت كه متصدي آن مسئول رسيدگي به امور اتحاديه هاي صنفي و تعيين ماليات پيشه وران برخي از امور صنفي بود. او اغلب براي تعيين مقدار ماليات و عوارض با رييس هر صنف مشورت مي كرد. حوزه فعاليت كلانترها در بعضي از موارد فراتر از بازار نيز بود.
نكات و مسايل مربوط به كيفيت اجناس و جلوگيري از تقلب فروشندگان و همچنين توجه به كيفيت غذاها و مواد فاسدشدني و رعايت نرخ كالاها و توجه به ترازوها و وزنه ها از اموري بود كه در بيشتر موارد شخصي با عنوان محتسب آن را انجام مي داد. در پيش از اسلام شخصي كه عنوان وازاربد داشت به امور مربوط به بازار رسيدگي مي كرد.
نخستين اشاره مستقيمي كه به حسبه به عنوان يك منصب شده به اواخر نيمه اول قرن دوم هجري تعلق دارد و مربوط به عاصم بن سليمان احول در زمان ابوجعفر منصور در كوفه است كه عهده دار حسبه بر پيمانه ها و اوزان بود.
اين منصب بسيار اهميت داشت و به سبب آن كه محتسب مي بايست در بسياري از موارد به احكام ديني آگاه باشد و در مقام قضاوت در مورد امور به داوري بپردازد و حتي نوع مجازات افراد را تعيين كند، غالبا ترجيح مي دادند كه محتسبان را از ميان فقها و علماي مذهبي انتخاب كنند.
غالبا محتسبان افرادي با قدرت و منزلت بودند و با شهامت به كنترل وضع بازار مي پرداختند و بسيار اوقات بدون اطلاع قبلي به دكان ها يا كارگاه ها وارد مي شدند و اجناس را كنترل مي كردند يا در مواردي ممكن بود در هنگام شب بعضي از دكان ها را مهر و موم كنند و در هنگام صبح به بازرسي آنها بپردازند.
حوزه فعاليت محتسبان گاه بسيار وسيع بود و برخي از آنان، كه افرادي آگاه و با قدرت بودند، افزون بر آن كه بر كار و فعاليت پيشه وران و صنعتگران نظارت مي كردند، فعاليت گروه هايي ديگر مانند معلمان اطفال، بنايان، پزشكان، جراحان و حتي گاه واعظان و قضات را زير نظر داشتند.
يك محتسب افزون بر آگاهي به امور فقهي و قضايي، مي بايستي به انواع فعاليت هاي توليدي و تجاري تا حدودي آشنا مي بود و در مواردي براي تشخيص دقيق بعضي از مسايل از بزرگان و افراد درستكار و با تجربه هر صنف كمك مي گرفت تا بتواند چگونگي مرغوب بودن برخي از محصولات را كنترل كند.
با وجود آن كه غالبا مسئوليت ها و اختيارات مربوط به احتساب به طور عمده بر عهده شخص محتسب بود اما در مواردي ديوان يا تشكيلاتي اداري نيز با اين عنوان پديد مي آمد، چنان كه گويا در دوره ساسانيان ديواني موسوم به ديوان احتساب وجود داشت.
در دوره مغول از اهميت و منزلت محتسبان كاسته شد و در دوره صفويه و قاجاريه نيز اين روند ادامه يافت و به تدريج بخشي از وظايف محتسب به افراد ديگري مانند داروغه و كلانتر واگذار شد.
در دوره هايي كه حكومت مركزي از قدرت كافي براي نظارت بر فعاليت هاي حكام محلي برخوردار نبود يا پادشاه و اطرافيان او به منافع زودگذر شخصي خود مي انديشيدند و به فكر آباداني و رونق اقتصادي نبودند، داروغه ها و ماموران بازار از پيشه وران اخاذي مي كردند. گاسپار دروويل كه در دوره قاجار به ايران آمده بود، به اين نكته چنين اشاره كرده است:
«اداره بازارها بر عهده داروغه ها است و در آن جا حق قضاوت دارند. داروغه ها نسبت به بازرگانان و كسبه تعدي مي كنند، و هر نوع باج و رشوه كه بتوانند از آنها مي گيرند، بدون آن كه براي اين عمل كيفر ببينند... بيگر بيگي ها تقريبا همگي در ولايت خود صاحب بازار هستند و چون هيچ كس را قدرت رسيدگي به اعمالشان نيست، از اين راه درآمد هنگفتي به دست مي آورند.»
نحوه برقراري نظم و امنيت در بازار
مسايل و امور انتظامي بازارها و تامين امنيت و جلوگيري از سرقت بيشتر بر عهده ماموراني بود كه زير نظر حاكم شهر يا كسي كه زير نظر حاكم بود، فعاليت مي كردند. عنوان، مسئوليت و اختيارات اين ماموران در همه دروه هاي تاريخي و در همه نواحي كشور يكسان نبود و با قدرت و منزلت حكومت مركزي و حكومت هاي محلي متناسب بود.
در بعضي از دوره ها، حفظ امنيت در شب ها بر عهده عسس ها بود كه طول بازار و راسته هاي آن مي گشتند و مراقب دكان ها بودند و افراد مشكوك را دستگير و از آنان بازجويي مي كردند. عسس ها زير نظر شخصي موسوم به ميرعسس يا ميرشب كار مي كردند. در بسياري از اوقاف مسئوليت كالاي به سرقت رفته بر عهده ميرعسس گذاشته مي شد و او مجبور بود خسارت كالاهاي سرقت شده را جبران كند و اگر كالاي مسروقه اي را مي يافت، مبلغي به عنوان پاداش دريافت مي كرد، گويا در دوره صفويه عسس ها حدود يك سوم بهاي كالاهاي مسروقه اي را كه پيدا مي كردند، دريافت مي داشتند. زماني در دوره صفويه بسياري از امور انتظامي شهر و از جمله بازارها و مراقبت از رعايت قوانين بر عهده صاحب منصبي با عنوان داروغه بود. او با ياري مامورانش كه در آن زمان احداس خوانده مي شدند، خلافكاران را دستگير و مجزات مي كرد. وي در بسياري از اوقات حق قضاوت هم داشت و حتي گاه مي توانست خطاكاران را به اعدام محكوم كند.
حوزه فعاليت داروغه ها غالبا افزون بر بازار شامل محله هاي مسكوني هم مي شد، در دوره قاجاريه، كدخداهاي محله هاي اصفهان زير نظر داروغه كار مي كردند و او با داشتن حدود پنجاه نفر فراش و گزمه به امور شهر رسيدگي مي كرد و روزها روي سكوي قيصريه با چوب و فلك مي نشست و خلافكاران را همان جا مجازات مي كرد.
فساد اداري در دوره قاجاريه موجب شد كه در برخي از موارد داروغه ها براي چپاول مردم به بهانه ها و تهمت هاي گوناگون مانند كم فروشي و گرانفروشي و غيره از كسبه باج بگيرند. به اين علت منصب داروغگي خيلي پردرآمد بود و افرادي كه داوطلب اين منصب مي شدند گاه مبلغ گزافي رشوه به حاكم مي دادند. اين منصب در زمان ناصرالدين شاه در تهران از بين رفت و به جاي آن اداره اي موسوم به نظمينه تاسيس شد كه ابتدا زير نظر شخصي ايتالياي با حدود سيصد مامور شروع به كار كرد.
بعضي از قوانين و مقررات بازارها
براي اين كه روابط بين پيشه وران و مردم و نيز نحوه استفاده از فضاي بازار به بهترين صورت ممكن جريان يابد، قوانين و مقرراتي درباره بازار وضع شده بود كه برخي از آنها به صورت مدون و برخي به صورت ضمني و شفاهي بود. اين قوانين و مقررات حوزه هاي گوناگوني را در بر مي گرفت.
نخستين موضوع مهم مكان استقرار انواع پيشه وران و فضاها بود. برخي از پيشه وراني كه فعاليت آنان موجب پيدايش آلودگي محيطي مي شد بايد در بيرون شهر يا در نزديكي دروازه ها مستقر مي شدند. كشتارگاه ها و دباغ خانه ها را غالبا در محل هاي دور از مركز شهر و محله هاي مسكوني قرار مي دادند. ورود كاروان هاي بازرگاني با شمار فراواني از چهارپايان باربر و بسته هاي كالا كه از شهرهاي ديگر مي امدند، هم ايجاد مزاحمت براي مردم و عابران مي كرد و هم بيماري و آلودگي هاي ناشي از سفر از همين طريق غالبا به درون شهر منتقل مي شد. براي جلوگيري از اين آلودگي ها و مزاحمت ها و نيز براي حفظ بهداشت در بسياري از موارد كاروانسراهايي مخصوص استقرار اين نوع كاروان هاي بازرگاني در كنار راسته بازار و در نزديك دروازه مي ساختند تا چهارپايان و كالاهاي وارد شده به شهر ابتدا در آن استقرار يابند و بازرگاناني كه در طي سفر آلوده و كثيف شده بودند، اسكان يابند، عوارض كالاي خود را بدهند و خود را تميز كنند و سپس به شهر وارد شوند. به همين منظور در كنار چنين كاروانسراهايي غالبا حمام ساخته مي شد، چنان كه در دوره غازان خان در كنار هر يك از چهار دروازه اصلي شهر تبريز يك كاروانسرا و يك حمام ساخته شد كه به همين منظور مورد استفاده قرار مي گرفت و بر اساس فرمان حكومتي كاروانيان بايد كالاهاي خود را در اين كاروانسراها تخليه مي كردند.
در مورد بعضي از اغذيه فروشي ها به دليل كنترل بهتر فرآورده هاي آنها مقرر مي كردند كه در مكان هايي مستقر شوند كه امكان نظارت بر فعاليت آنها به سادگي وجود داشته باشد. براي نمونه توصيه مي كردند كه لكانه پزها (لكانه نوعي خوراك بود) در نزديكي دكه محتسب استقرار يابند، زيرا در درست كردن لكانه امكان تقلب به سادگي وجود داشت. به فروشندگان سدر و لوازم بهداشتي توصيه مي شد كه در نزديكي حمام ها جاي گيرد.
ساختن فضاهاي بزرگ شهري و تجاري مانند مسجد، مدرسه، بازار، كاروانسرا، حمام و مانند آن به ويژه اگر هدف انتفاعي وجود داشت به كسب اجازه از رييس شهر يا ساير مقامات شهري نياز داشت، هر چند در مواردي كه هدف خيرخواهانه و مذهبي وجود داشت كمتر به كسب اجازه نياز بود. در برخي از موارد براي كسبه و بازرگانان جواز كسب صادر مي شد. اين مقررات بيشتر در بازارهاي دايمي شهر مورد توجه قرار مي گرفت و در بازارهاي ادواري يا بازارگاه هايي كه فروشندگان كالاهاي ارزان قيمت عرضه مي كردند، مقررات كمتري وجود داشت، چنان كه براي نمونه در بسياري از بازارگاه ها به ويژه بازارگاه هاي شهرهاي تازه تاسيس در ابتداي دوره اسلامي، چنين مرسوم بود كه هر كس در ابتداي روز به بازارگاه وارد مي شد و جايي را براي خود در نظر مي گرفت تا پايان همان روز حق داشت كه در همان جا بماند.
درباره فضاي بازار و نحوه استفاده از آن قوانين و مقرراتي وجود داشت از آن جمله كه:
• نصب دكه و كاشتن درخت در راه هاي باريك ممنوع
• نشستن در راه هاي تنگ و بستن حيوانات در معابر جايز نبود
• كسي نبايد زباله را در معابر بگذارد و همچنين ناودان ها نبايد طوري نصب شود كه آب آن به كوچه هاي باريك بريزد و براي عابران زحمت ايجاد كند.
• قصابان نمي بايست در جلوي دكان و در بازار و گذرها حيوانات را ذبح كنند، همچنين گوشت را نمي بايد خارج از سكوي دكان آويخت
• پارچه بافان نمي بايست پارچه هاي خود را در بازار و گذرها بگسترانند، زيرا موجب زحمت عابران مي شود. همچنين بازاريان موظف بودند كه معبر مقابل دكانشان را هميشه تميز نگاه دارند و آن را مرتب جارو كنند. درباره وزن و جنس وزنه ها و چگونگي ترازوها در هر زمان مقررات لازم اعلام مي شد و محتسب مكلف بود رعايت آن را از سوي كسبه كنترل كند. در اغلب اوقات تمايل چنداني به تعيين نرخ ثابت براي همه اجناس وجود نداشت، بلكه نرخ بسياري ازكالاها به ويژه كالاهاي لوكس و غير ضروري براي همه مردم توسط قاعده عرضه و تقاضا تعيين مي شد، اما نرخ كالاهاي ضروري به خصوص گندم، جو، نان، گوشت، نمك و مانند اينها تعيين مي شد و هر گاه نرخ هر كدام از انها تغيير مي كرد، نرخ هاي جديد توسط جارچي ها در بازار جار زده مي شد تا همه مردم مطلع شوند. مقدار عرضه كالاهاي اساسي و مهم تعيين و كنترل مي شد كه كمبود پديد نيايد و به همين جهت مقدار آردي كه آسيابان مي بايست به نانوايان تحويل دهد و مقدار ناني كه توسط نانوايان بايد پخته مي شد، به طور مرتب كنترل مي شد.
درباره خلافكاران همواره مقررات ثابت و معيني وجود نداشت، بلكه افزون بر احكام شرعي و عرفي، ديدگاه و تصميم صاحب منصبان هم گاه متناسب با شرايط اجتماعي دخالت داده مي شد. مجازات محتكران و گرانفروشان كالاهاي اساسي و مهم مانند نان و گوشت به ويژه در ايام كمبود اين نوع كالاها بسيار سنگين بود. در منابع تاريخي اشاره شده كه سلطان محمود، خباز خاص را به جرم آن كه مانع مي شد تا نانوايان به سادگي گندم مورد نياز خود را بخرند، زير پاي فيل انداخت و دستور داد جسد او را در شهر بگردانند. همچنين بر اساس گزارش كلاويخو در زمان تيمور، گردن قصاب گرانفروشي را از تن جدا كردند. پس از مجازات قتل، گاه در مواقع بحراني مجازات هايي مانند گوش و بيني بريدن و امثال آن در انتظار خلافكاران بود.
برداشت=لهراسب اقا خانی
انتشار آلودگي در زمين و هوا سبب كاهش كيفيت محيط زندگي، كاهش قيمت زمين و ساختمان و توقف نوسازي بافت فرسوده شهري مي شود. تجربه نشان داده است زماني كه يك كانون آلوده ساز در يكي از جهات توسعه شهري مكان گزيند، رشد شهر به آن سمت با جذب اقشار فقير اجتماعي از كيفيت نازلي برخوردار خواهد بود. بافت هاي فرسوده در بسياري از دوره هاي تاريخي ايران در انحصار آلودگي هاي مختلف زيست محيطي و صنعتي قرار گرفته اند.
تاسيسات و تجهيزات شهري، پايانه ها، ميدان هاي تره بار، انواع كارگاه ها، خطوط انتقال نيرو، شهرها و آبراه هاي سطحي و بزرگراه ها مي توانند منشا توليد و انتشار انواع آلودگي ها باشند و بافت شهري را آسيب پذير كنند.
اغلب خيابان هاي تهران به محل فعاليت اصناف مختلف تبديل شده و آلودگي صوتي ناشياز اين حضور در خيابان مركزي به حدي رسيده كه امكان سكونت يا ايجاد دفاتر كار را حتي در طبقات فوقاني فروشگاه ها ناممكن ساخته است.
خيابان هاي مركزي تهران از جمعيت خالي شدند به دليل اين كه آلودگي زمين و هوا در اين مناطق به شدت بالاست و جدا از مشكلاتي كه براي سلامت افراد ايجاد مي كند، آلودگي هوا و توليد صداي ناشي از عبور سواري ها در راه هاي عريض يا خيابان هاي پر تردد موجب مهاجرت ساكنان و افت قيمت مسكن در اين مناطق شده است و اين امر نه تنها در مناطق و بافت هاي قديمي بلكه در بسياري از مناطق تهران از جمله سيدخندان، سهروردي، مفتح، انقلاب و لاله زار قابل مشاهده است و انبوه درختان با برگ هاي سوخته از سنگيني بار چربي حكايت راز مرگ پنهان زندگي زير بار اين آلودگي ها دارند.
بررسي ها نشان مي دهد آنچه در 50 سال گذشته عامل اصلي گريز ساكنان از محلات مركزي شهر بوده، شدت آلودگي هوا در اين مناطق است.
از سوي ديگر زماني كه حضور مردم در فضاي شهري، خيابان و محله ها كمرنگ مي شود و تعادل جمعي در اين مناطق بر هم مي خورد، زماني كه احساس تعلق ساكنان نسبت به محله و شهر رنگ مي بازد و شكاف اجتماعي ميان فقر و ثروت عميق مي شود بافت يا پهنه شهري روند فرسودگي و ناكارآمدي مي گذارد و مرگ در اين بافت متجلي مي شود.
بافت هاي مركزي و قديمي كشور جدا از بحران آلودگي هاي محيط زيست با انواع مسايل و مشكلات اجتماعي مواجه اند.
«خاورميانه» نام مكاني است كه در جنوب شرقي گورستان شهر شيراز شكل گرفته است و مهاجران افغاني در جوار كوره پزخانه ها سكني گزيده اند.
ساكناني با رنگ هاي تيره و از قبيله هاي گوناگون كه اين مكان را به كانوني آكنده از معضلات اجتماعي تبديل كرده است.
بررسي هاي گذرا و نگاهي كوتاه، به محله هاي قديمي شهرهاي بزرگ كشور از جمله شيراز، اصفهان، تهران، اهواز، مشهد و تبريز نشان مي دهد. بافت قديمي اين شهرها بدون سكنه مانده اند و مهاجران داخلي و خارجي در كاروانسراهاي قديمي، فضاهاي گمشده و مخروبه سكني گزيده اند و به انواع فعاليت هاي زيرزميني و سياه تا بافتن پارچه براي مصارف صنعتي مشغول هستند.
فراموش نكنيم زماني كه شهرها بزرگ مي شوند مامن گروه ها، نژادها، فرهنگ ها و خرده فرهنگ هاي گوناگون هستند و در روند اين جذب از فقير تا ثروتمند در جست و جوي مكان براي سكونت و موضوع فعاليت خود مي گردند.
كوچه عرب ها در محله عودلاجان تا زماني كه سبك هاي هنري را در خود نگه داشته بود و آلودگي هوا و ازدحام آنها را ناگزير به فرار نكرده بود، مكاني آباد و امن محسوب مي شد اما اكنون حتي عبادتگاه آنها هم پوسيده است و انكار اين سرنوشتي است كه روزهاي آينده بسياري ديگر از بافت هاي قديمي و كهن شهرهاي كشور را رقم مي زند
برداشت از =محمد حسین جهانشاهی
آزادي با مسميترين نامي است كه ميتوانست بر بناي باشكوه برج آزادی نهاده شود. حركت صعودي پايههاي ستبر با خطوط فيروزهاي تعبيه شده روي آن كه زمين و آسمان را به هم در ميآميزد، خمش ملايم اين پايهها و رسيدن آن به سمت راس برج كه در انتها حالت عمودي به خود ميگيرد و پرسپكتيو حاصل از اين خمش كه به خطوط فيروزهاي سرعت ميبخشد و حركت به سمت بالا را به بيننده، القا مينمايد، گويي برج همچون پرندهاي سپيد قصد رهايي از زمين و به اوج پر كشيدن دارد كه اشاره ايست به صلح طلبي ملت ايران، تاكيد بر صلابت و استواري سازه برج با استفاده از مصالح سنگي و گشايش ميانه آن به سوي شرق و غرب كه نشان از فراخي سينه ايرانيان در پذيرايي از هر وارد شوندهاي از شرق و غرب جهان به پايتخت كشور را دارد، جملگي دليل بر تناسب نام آزادي با اين برج است و بار معنوي اين نام ارزش افزودهاي است بر ارزشهاي هنري و فني اين بنا، با عنايت به رويكرد اخير مسئولان به صنعت توريسم و جايگاه ويژهاي كه از سوي دولت به آن اختصاص يافته است همچنين وظايفي كه بر دوش سازمان ميراث فرهنگي و گرشگري نهاده شده است، ضروري است كه توجه خاصي به وضعيت اين اثر ملي صورت گيرد و غبار فراموشي ساليان متمادي از چهره اين بنا زدوده شود. امكانات منحصر به فردي كه در طراحي اين بنا لحاظ شده است، زمينه مناسبي را جهت جذب گردشگران داخلي و خارجي فراهم مينمايد.
ساختمان برج ميلاد به ما آموخته است كه بر پا نمودن چنين بناهايي چه حجم بالايي از تلاش و سرمايه را ميطلبد تا به مرحله بهره برداري برسند.
سازندگان تخت جمشيد و مسجد امام اصفهان و كاخ مرمر تهران زحمت كشان و هنرمنداني از اين مرز و بوم بودهاند و برج آزادي را نيز چنين اشخاصي بر پا نمودهاند بلند پروازي فرد با هر اسم و رسمي نميتوانست و نميتواند چنين بناهايي را خلق كند پس بياييد پيش از اين به برج آزادي جفا روا نداريم اين بنا يكي از شاهكارهاي هنر معماري در كشور ما بلكه در جهان است فقط توجه سريع به آن است كه ميتواند ارزشهاي نهفته در اين بنا را به جهانيان معرفي نمايد.
ترمينال مسافربري و فضاي كنوني اطراف برج شايسته چنين بنايي نيست و بايد در اولين فرصت به فكر ساماندهي باشيم. اگر عبور منوريل از كنار اين برج بحث اخير مديران شهري بود جابجايي ترمينال غرب نيز بايد در برنامه مسئولان شهرداري قرار گيرد تا به جاي آن با ايجاد پارك و فضاي سبز و ايجاد امكانات ورزشي، تفريحي، فضاي مكملي براي برج آزادي بوجود آيد و با جابجايي مسافركشهاي اطراف برج، امكان حركت راحت پياده در اطراف ميدان فراهم گردد. تهران براي هويت يابي به چنين توجهاتي نياز دارد. باور داشته باشيم كه پايتخت كشور ما با اين سنبل به جهانيان معرفي شده است همچنانكه پاريس با برج ايفل.
در حالي كه در اخبار ميشنويم در طبقه اول برج ايفل امكان اسكيت روي يخ فراهم آمده است و شهرداري پاريس براي كسب درآمد هر چه بيشتر از اين برج دست به هر اقدامي كه توجه توريست را جذب نمايد ميزند ،چرا بايد امكانات بالقوه برج آزادي به فراموشي سپرده و كمترين توجهي به آن نشود و با هزاران افسوس ما شاهد آن باشيم كه برج آزادي در دود و دم خودروهاي مسافر كش و سر و صداي ناهنجار ماشينها و به نازلترين شكل ممكن از جايگاه خود دور افتاده و چشم به راه توجه مسئولان نشسته است. به حال خود رها كردن برج هزينههاي تعميرات آن را چند برابر خواهد ساخت.
يكي از كاربريهاي اوليه برج، اختصاص بخشي از فضاي موجود به موزه است كه نشان از عملكرد فرهنگي آن دارد. در بخشي ديگر امكانات نمايش ميسر خواهد بود و ميتوان با فعال كردن اين بخش خاطرات روزهايي را به نمايش در آورد كه ملت ايران در راه آزادي و استقلال خود فداكاريهايي را براي آيندگان به يادگار گذاشته است.
در جهان، سنبلهاي متفاوتي كه مفهوم آزادي را بيان ميكنند وجود دارد .مجسمه آزادي آمريكا كه هديهاي از سوي دولت و ملت فرانسه به اين كشور است، يكي از اين سنبلهاست. برج آزادي تهران نيز ميتواند جايگاه خود را در جهان باز يابد.
وقت آن رسيده است كه برج آزادي را در يابيم به مرمت و احيا آهن همت گماريم .بيش از اين تعلل جايز نيست و مسئوليت آن به عهده مديران شهري و به ويژه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري است تا با احياي اين بنا، مكان مناسبي براي ساعات فراغت شهروندان و ميهمانان داخلي و خارجي فراهم آورند.
برداشتاز=مهدی معمار زاده
کشور بزرگ ایران دارای گنجینه های غنی از معماری عامیانه است که بخش بزرگی از آن تاکنون ناشناخته مانده است. هر چند که از حدود دهه 60 میلادی شناخت معماری عامیانه به عنوان بخشی از فرهنگ معماری معاصر به شکلی منظم آغاز شده اما این مباحث آن گونه که باید تاکنون در ایران مورد توجه قرار نگرفته است.
یکی از ویژگی های معماری عامیانه، ناشناخته و گمنام بودن آن است. تا جایی که آن را در برابر معماری یادمانی قرار می دهند. با نگاهی به منابع نگاشته شده درباره معماری گذشته کشور های مختلف خواهیم دید که معماری نوع دوم یا یادمانی بیشتر مورد توجه تاریخ نگاران معماری بوده است. هرچند که در کشور های غربی در سال های اخیر درباره این نوع معماری از طرف مردم، باستان شناسان و محققان مطالب زیادی نگاشته شده است. شاید یکی از دلایل کم توجهی تاریخ نگاران معماری به معماری عامیانه، مشکل تاریخ گذاری بناها بوده است.
در این مقاله سعی بر این است که به جایگاه معماری عامیانه ایران در تاریخ بر اساس منابع موجود اشاره شود.
حدود نیم قرن است که معماری عامیانه به عنوان بخشی از مباحث نظری و جزیی از تحقیقات تجربی معماری مطرح است. پیش از این در سده نوزدهم نیز معماری عامیانه از طرف اشخاصی چون ویوله لدوک و سیدنی ادی به عنوان بخشی از یک دایره المعارف معماری و کتابی در مورد تاریخ تکامل مسکن در انگلستان مورد بحث قرار گرفته بود. این دو نویسنده در کتاب های خود معماری غیر یادمانی مانند خانه های ساده با نقشه های چهار گوش و مربع را به بحث گذاشتند. در هر حال تا پس از جنگ جهانی دوم نمی توان گفت که معماری عامیانه جایگاه ویژه ای در مباحث معماری داشته است.
با مروری در نوشته های مختلف درباره معماری عامیانه متوجه می شویم که نویسندگان مختلف واژه های متفاوتی را برای این نوع معماری به کار گرفتند. معماری بومی، معماری مردمی، معماری ناشناخته و همچنین عامیانه برخی از این واژه ها هستند. واژه معماری بومی نیز یکی از واژه هایی است که در فارسی به عنوان معادل انگلیسی آن به کار می رود.
هرچند این واژه برگردان مناسبی است اما با مقایسه با تعاریف ارايه شده از معماری بومی، گویای آن نیست. معماری بومی يا سرزمینی می تواند به هر نوع معماری که به یک مکان خاص تعلق داشته باشد، اطلاق شود. این نوع معماری می تواند ساختمان های ساده روستایی و شهری و حتی ساختمان های بزرگ و بناهای یادمانی را در بر گیرد.
معماری عامیانه اما در ایران هیچگاه نتوانسته است، جایگاه مشخص و مستقلی را در مباحث معماری به ویژه در حوزه معماری سنتی داشته باشد. تا پیش از این که نخستین کتاب در دهه 60 خورشیدی به عنوان معماری بومی به چاپ رسد، معماری عامیانه نه تحت این عنوان بلکه به عنوان بخشی از مطالعات مسکن، تحقیقات مردم شناسی، اجتماعی و جغرافیایی مورد توجه قرار گرفته است.
بحث معماری عامیانه یا معماری بومی به معنای «سرزمینی» آن اواسط دهه 60 خورشیدی از طرف تعدادی از متخصصان معمار به بحث گذاشته شد. این کار همزمان با کار تحقیقاتی گروه های دیگر است که تحت عنوان گونه شناسی مسکن روستایی و بیشتر با هدف دست یابی به الگوهای مسکن روستایی صورت می گیرد. به نظر می رسد مباحث نظری گروه اول به همان جا خاتمه یابد، اما گروه دوم که تحت حمایت مالی سازمان های دولتی بودند، کارهای متعددی در زمینه ساختمان های مسکونی به انجام رساندند.
در مباحث گروه نخست که شامل چند مقاله از استادان ایرانی و ایتالیایی است، سعی شده، تعاریف و ویژگی های متعددی برای معماری بومی ارايه شود. در اینجا معماری بومی با ویژگی ناشناس بودن سازندگان و بی نیازی به دانستن تاریخ تولد اثر مطرح شده است. با دقت به این دو ویژگی می بینیم که ویژگی نخست یعنی ناشناس بودن سازندگان آن اگرچه برای معماری عامیانه ما صادق است اما برای تعداد زیادی از بناها و حتی بناهای یادمانی هم صدق می کند. ویژگی دوم یعنی بی نیازی به تاریخ تولد اثر هرچند در نظر نخست معمار را از برخی قید و بندها آزاد کرده و موجب تمرکز او در موضوعات دیگر می شود اما دانستن تاریخ نه به معنای هدف اصلی خالی از فایده نیست.
از سوی دیگر باید در نظر داشت که دیدگاه های این چنین نسبت به معماری بومی و تضاد آن با تاریخ بنا به نحوی یک نوع مرز بین این نوع معماری و تاریخ معماری ایجاد می کند که بر اساس آن امکان نادیده گرفتن موضوع تاریخ بنا به طور کلی در مطالعات معماری بومی رایج می شود.
برای یک تاریخ نگار معمار یافتن دقیق یا تقریبی زمان ساخت، هدف نخست در کار است چرا که یافتن تاریخ خود افق های تازه ای را پیش روی وی قرار می دهد. باید توجه داشت که شواهد نشان می دهد که در تاریخ بیش از صد ساله مطالعه آثار معماری ایران، تاریخ نگاران معماری، محوطه های تاریخی و ساختمان های تاریخ دار را بیشتر مورد توجه قرار داده اند.
از سوی دیگر توجه نکردن به تاریخ و ارزش های معماری و آثار اجتماعی و فرهنگی بر معماری عامیانه موجب شده که ساختمان هایی که دارای معماری عامیانه هستند بیش از سایر بناهای تاریخی آماج تخریب و نابودی قرار گیرند.
در این میان مطالعه معماری آب انبارهای یزد و حومه آن نیز می تواند به عنوان نمونه دیگری از وجود آثار غنی معماری و در عین حال نبود جایگاه مناسبی برای این آثار قلمداد شود. هر چند در نوشته های مختلف درباره تاریخ معماری یزد به آب انبارهای مشهور اشاره شده است اما در حومه یزد و نقاط دیگر این شهر، صدها آب انبار کوچک و بزرگ هستند كه تاکنون ناشناخته مانده اند و اینان همه جزو همان آثار معماری عامیانه به شمار می روند.
مشکلات سد راه مطالعات بومی برای محقق تاریخ نگار معماری را می توان در چند محور اصلی خلاصه کرد:
1 _ مشکل تاریخ گذاری: این مشکل نه تنها مشکل اساسی برای مطالعه معماری عامیانه است بلکه مشکل مهمی برای بناهای بزرگ و یادمانی نیز به شمار می رود. ریشه این مشکل را باید در کمبود مطالعات تاریخی و باستان شناسی جستجو کرد. ایران به عنوان یکی از تاریخی ترین کشورهای جهان مطرح است که به رغم آثار متعدد و شاخص معماری مطالعات انجام شده در حوزه معماری آن بسیار محدود است.
2 _ مشکل کمبود اسناد مختلف به ویژه برداشت از آثار عامیانه: این کمبود نیز ریشه در کم توجهی متولیان و محققان تاریخ نگار به مقوله معماری عامیانه دارد. سازمان های متولی در درجه نخست، نسبت به آثار باارزش و نفیس توجه می کنند اما زمانی که محقق با تعداد زیادی از بناهای بدون تاریخ و برداشت نشده مواجه می شود، این امر خود به عنوان مانعی برای وارد شدن به یک بحث تاریخی جلوه می کند.
خاتمه
بحث جایگاه معماری عامیانه در تاریخ شهری ایران را می توان با این موضوع پایان داد که در هدف گذاری مطالعه یک اثر یا یک ساختمان متعلق به بخشی از فرهنگ معماری گذشته ما روش ارزش گذاری چه باید باشد. آیا ارزش تاریخ است یا رسیدن به بخشی از فرهنگ معماری گذشته یا ویژگی های مختلف معماری اثر؟ به نظر می رسد هدف نخست یعنی ارزش گذاری تاریخی در مطالعه ساختمان های گذشته ایران در اولویت قرار گرفته است و بر همین اساس بخش عمده از معماری کشورمان با توجه به این نوع ارزش گذاری، نادیده گرفته شدند.
به دیگر سخن، معماری عامیانه ایران جایگاهی نزدیک به صفر در مطالعات تاریخی دارد.
برداشت=غلام حسین معماریان

