با درود فراوان خدمت تمام دوستان پارسوماش امروز در مورده وضعیت تاریخی قصران در پیش از تاریخ صحبت کنم حوادث هر سرزمين با رويدادهاي مناطق مجاور آن پيوستگي
بسيار دارد. از اينرو اخبار مربوط به قصران را غالباً در منابعي بايد
جستجو كرد كه شرح وقايع سرزمينهاي مجاور آن تدوين يافته است. قصران از
شمال به طبرستان و از جنو به ري محدود بوده است. در ادوار مختلف تاريخ
زماني جزو ري و در دورهاي به طبرستان تعلق مي يافت، از اين جهت تاريخ
قصران داخل با تاريخ طبرستان سخت آميخته است.
دونالد ويلبر در كتاب ايران گذشته و حال معتقد است:
«آغاز
مهاجرت قوم آريا در حدود 1500 سال پيش از ميلاد بوده. جيمس هنري برستد نيز
در كتاب روزگار باستاني مهاجرت آرياها را حدود 1800 سال قبل از ميلاد
احتمال داده است.»
ورود قوم آريا بهنقاط كوهستاني قصران داخل مانند
رودبار قصران، لار، لواسان، و دماوند كه داراي كوههاي صعبالعبور است،
بدون شك آسان صورت نگرفته است و حوادث خونين و دردناك فراواني در طي زماني
دراز با تپورها و آمردها بومي آنجا همراه داشته است.
ساكنان بومي
مازندران مردم غير آريايي بودند و با نياكان ايرانيها تفاوت داشتند. در
قسمت كوهستاني اين ناحيه كه حد شمالي قصران داخل را نيز در بردارد تپوريها
سكني داشتند.
قرابت زبان و همگوني گويش در مناطق فيروزكوه، دماوند،
قصران، طالقاني، گيلان، مازندران و طالش واقعيتي آشكار و عيني است. اگر
براي تقويت فرضيه ريشه مشترك نژادي و جغرافيايي جاي تأمل و تحقيق وجود
دارد، در ارتباط با عامل و عنصر «زبان مشترك» بهعنوان يكي از پايههاي
اساسي هويت تاريخي و فرهنگي اين مناطق جاي ترديدي نميماند. مطالعه
ويژگيها و مباني مشترك فرهنگشناسي و خرده فرهنگهاي محلي در مناطق قصران،
طالقان، الموت، كجور، طالش و برخي مناطق مازندران عمدهترين منبع براي درك
تاريخ مشترك اين مناطق محسوب ميشود. يعني فرهنگيشناسي كليد گشايش بخش
مهمي از ناشناختههاي تاريخ قصران خواهد بود. آنچه مسلم است «قبل از ورود
آرياها اقوام بومي مناطق گيل و ديلم و طبرستان عليالخصوص تپورها راه
پيشروري آرياها را بدان
حدود بستند.» نام طبرستان بهمناسبت نام همين
قوم تپورستان شده است. كلمه «تپور» يا «تابور» به زبان كلداني و عبري
بهمعني كوه است. مرعشي در تاريخ طبرستان ميگويد: به زبان طبري، «طبر» كوه
را گويند.
قوم تپور تا چند قرن پس از رواج آيين زرتشت در ميان قوم
آريا همچنان به كيش باستاني خويش يعني پرستش پروردگاران باطل و ديوها باقي
بودند.
استاد پورداود در اين مورد مينويسد: «از خود اوستا چنان برمي
آيد كه در عهد تدوين كتب مقدس هنوز اهالي مازندران و گيلان يا قسمتي از
آنان بههمان كيش قديم آريايي باقي بوده به گروهي از پروردگاران يا ديوها
اعتقاد داشتهاند. در اوستا غالباً از ديوهاي مازندران (مازن) و دروغ
پرستان ديلم و گيلان (ورنه) سخن رفته است. مزديسنا نقطه مقابل ديويسنا است
كه بهمعني پرستندگان پروردگار باطل و يا آن دين غير ايراني است.»
«در
سال 1340 در نزديكي ايگل و متعاقب آن از روستاهاي آهار رودبار قصران ظروفي
سفالين بههمراه آثاري ديگر بهدست آمد كه به مردم حدود سه هزار سال پيش
اين منطقه تعلق دارد. در باب انواع وسايل و لوازم زندگي كشف شده در اين
منطقه، از قبيل ظروف عادي و تشريفاتي غذا و آب و كوزههاي شراب و پيالههاي
سفالين آن، سلاحهاي جنگي، اسباب آرايش چون آينه و سرمهدان و زينتآلات
چون گردنبند و گوشواره و دستبند و نظير اينها اطلاعات مفيدي بهدست
ميدهد. مجموعه اين آداب و رسوم نشان ميدهد كه در سه هزار سال قبل آيين
زرتشت هنوز در اين حدود رواج نيافته بود. دفن اموات در قبور ايگل مربوط به
آرياييهاي آن عهد و آيين مغان است.»
«نژاد هندو اروپايي هرگز بر اين
عقيده نبود كه آدمي پس از حيات چند روزه اين عالم يكباره نابود گشته و از
مزاياي هستي محروم ميماند، مردم قديم چنان به حيات انسان در زير خاك معتقد
بودند كه هميشه اشياي مانند البسه و ظروف و آلات حرب و غيره را چون مورد
احتياج مردگان ميپنداشتند با آنان به خاك ميسپردند.»
منبع : پازوکی طرودی ؛ ناصر ؛ آثار تاریخی شمیران ؛ج۱ ؛ نشر اداره کل میراث فرهنگی استان تهران ؛ تهران ؛
http://ghasrantourism.blogfa.com۱۳
با درود فراوان خدمت تمامی دوستان پارسوماش خدمتتون امروز میخوام در مورده موزه سینما صحبت کنم از تاریخ دقیق بنای باغ و ساختمان اطلاع دقیقی دردست نیست اما مستندات روایی حکایت از آن دارد که این باغ در زمان محمدشاه قاجار ساخته شده است.پس از فوت نظام الدوله مالک باغ ،پسرش دوستعلی خان معییر الممالک داماد ناصرالدین شاه شد.او بر اساس آنچه روایت کرده اند به این باغ و عمارتش اهمیتی نمی داد تا اینکه باغ رو به ویرانی گذاشت.
حاجی میرزا حسین پسر حاجی میرزا خلیل شیرازی که در سرای امیر حجره داشت و تاجری اعیان منش بود این باغ را خرید و دست به تعمیرآن زد.او چند سالی مالک این باغ بود و در این باغ مهمانی ها ترتیب داد.اما پدرش که از این ولخرجی های پسر نگران شده بود او را به شیراز خواست وبه این ترتیب باغ و عمارت به سرایدار سپرده شد و دوباره رو به ویرانی نهاد.پس از او میرزا حسین طهرانی مالک باغ شد.او هم عمارت شمالی باغ را خراب کرد و درختانی را که نظام الدوله کاشته بود از بیخ برکند.پس از فوت او اراضی این باغ بین وراث تقسیم شد و هریک از وراث سهم خود را فرو ختند.در سال 1318ه ق در زمان مظفرالدین شاه میرزااسماعیل خان امین الممالک برادر امین السلطان اتابک اینجا را خرید.او به آبادانی باغ کوشید و در ضلع غربی آن اندرونی و حمام ساخت.پس از امین الملک از عهده نگهداری باغ بر نیامدند و باغ برای سومین بار رو به ویرانی گذاشت.
محمد ولی خان سپهسالار خلعت بری باغ را از وراث امین الملک خرید.وی عمارت و باغ را آباد و قنات آن را دایر کرد و چند استخر و فواره نیز در جای جای باغ احداث کرد.تجارتخانه طومانیانس از محمد خان سپهسالار مبلغی طلبکار بود به عدلیه مراجعه کرد و در ازای طلب خود باغ و عمارت آن را به او دادند.پس از آن دولت وقت در ازای بدهی های تجارتخانه باغ را ضبط کرد واراضی آن را متری دو تومان به کارکنان وزارتخانه های دولت به اقساط پنج ساله فروخت.اما بخش فعلی عمارت به دستور علی اصغر حکمت وزیر معارف در سال 1316 شمسی خریداری و عمارت آن بازسازی شد. و از آن بعنوان مدرسه استفاده شد.در سال 1336 شمسی باغ فردوس بین وزارت آموزش و پرورش و شهرداری تقسیم شد.در این هنگام بنیاد فرح پهلوی باغ فردوس را از شهرداری خریداری و پیرو تصمیمی که مبنی بر احیاءباغ فردوس برای برگزاری جشن های فرهنگ وهنر در این مکان گرفته شده بود مرمت باغ به سازمان رادیو و تلویزیون ایران سپرده شد.در این دوران این باغ مرکز فعالت های هنری شد وپس از انقلاب اسلامی نیز در سال 1358زیر پوشش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درآمد و به عنوان مرکز آموزش فیلمسازی از آن استفاده می شد وبالاخره در سال 1381 به عنوان موزه سینما مورد بهره برداری قرار گرفت.
قله اصلي رشته کوه البرز به نام قله توچال
با ارتفاع 3910 متر در شمال پس قلعه و در فاصله 15 کيلومتري تجريش است.
مشکلترين قسمت اين رشته
کوه ديواره قله اسپيلک در شمال پس قلعه و معروف به ديواره بنديخچال است.
قله هاي ديگر اين رشته کوه عبارتند از:
2- قله شاه نشين واقع در شمال قريه درکه به بلندي 3900 متر
3- قله قزقونچال واقع در شمال قله سرتوچال به بلندي 3850 متر
4- قله کلکچال در شمال امامزاده قاسم و شرق پس قلعه به بلندي 3350 متر
5- قله دارآباد واقع در شمال دارآباد (شاه آباد) به بلندي 3350 متر
6- قله شاه دزد واقع در شمال امامزاده قاسم به بلندي 3100 متر
در ميان قله توچال و شاه نشين گردنه اي به بلندي 2750 متر واقع است که معروف به گردنه شهرستانک است
- روز دیگری زرق و برق دار!

ناصرالدين
در سال 1267 ﻫ .ق دستور داد ساخت قصر نياوران را در دو طبقه شامل شاه
نشين، کرسي خانه، حمام و 50-40 دستگاه خانه هر کدام شامل 4 اتاق و يک ايوان
براي زنانش بسازند. او در سي و يکمين سال حکومتش خود را صاحب قران ناميد و
اين کاخ را «کاخ صاحبق&» نام نهاد.
پس از او، مظفرالدين شاه تغييراتي در ساختمان ايجاد و قسمتي از
حرمسرا را خراب کرد. فرمان مشروطيت نيز در حياط کاخ صاحبقرانيه، توسط او
امضا گرديد.
در دوران پهلوي اول اين کاخ براي برگزاري مراسم ازدواج محمدرضا
پهلوي و فوزيه بازسازي مي شود، اما به علت سرماي شديد آن سال مراسم در
مکان ديگري برگزار مي گردد.
در زمان پهلوي دوم، فرح ديبا تغييراتي اساسي در قسمتهاي داخلي
بنا و دکوراسيون آن ايجاد کرد و طبقه اول يعني حوضخانه براي پذيرايي
ميهمانان و طبقه دوم به عنوان دفتر کار محمد رضا پهلوی مورد استفاده قرار
گرفت.
از ديگر اتاقهاي اين کاخ مي توان به کرسي خانه، چايخانه،
ظرفخانه، اتاقهاي بازي، بار و پذيرايي در طبقه اول و اتاقهاي مذاکرات
انتظار سفرا، منشي، هدايا، دندانپزشکي و استراحت محمدرضا پهلوي نام برد.
همة درها و پنجره هاي چوبي اين بنا به شکل اُرُسي بوده و با شيشه هاي رنگي تزئين شده است.
اين کاخ در سال 1374 مرمت شد و در ارديبهشت سال 1377 به عنوان موزه بازگشايي گرديد.
در گوشة شمال شرقي باغ نياوران، بناي کاخ نياوران با مساحتي در حدود 9000 مترمربع در دو طبقه و يک نيم طبقه احداث شده است.
عمليات احداث اين بنا در سال 1337 ﻫ . ش، با طرحي ايراني آغاز گرديد و با
وقفه اي که در ساخت آن پيش آمد در سال 1346 به اتمام رسيد و در سال 1347
مورد بهره برداري قرار گرفت.
ساختمان اين بنا ابتدا به عنوان محلي براي پذيرايي ميهمانان خارجي در نظر
گرفته شده بود اما در هنگام ساخت به محل سکونت محمدرضا پهلوي و خانواده اش
اختصاص يافت. طرح اين بنا از محسن فروغي است که توسط شرکت فرمانفرمائيان به
مرحله اجرا درآمده است.
طرح
چهار ضلعي کاخ و فضاسازي معماري داخلي آن الهام گرفته از معماري ايراني با
بهره گيري از فناوري مدرن است. تزئينات آن نيز تلفيقي از هنر پيش از اسلام
و پس از اسلام است که گچبري توسط استاد عبداللهي، آينه کاري توسط استاد
علي اصغر و کاشي کاري نماي خارجي توسط استاد ابراهيم کاظم پور و ايليا
انجام شده است. کف بنا از جنس سنگ سياه و سقف آن از جنس آلومينيوم است که
از وسط باز مي شود. دکوراسيون و مبلمان داخلي کاخ توسط يک گروه فرانسوي
طراحي و اجرا شده است. طبقه همکف اين بنا شامل سرسراي بزرگي است که کليه اتاق ها در اطراف آن شکل
گرفته اند که از آن جمله مي توان به سينماي اختصاصي، اتاق غذاخوري، سالن
پذيرايي، اتاق انتظار و راهروهاي فرعي و همچنين تالار آبي اشاره کرد.
در نيم طبقة اين بنا اتاق کار، اتاق کنفرانس و دفتر منشي فرح ديبا ، اتاق خواب ليلا و اتاق نديمه او قرار دارد.
اتاقي نيز در مسير راه پله ها قرار دارد که لباس هاي رسمي و نظامي و مدالها و نشان هاي محمدرضا پهلوي در آن نگهداري مي شوند.
در طبقه سوم اتاق خواب واستراحتگاه نيمروزي پهلوي دوم و همچنين اتاق هاي فرزندان وی و نديمه هايشان قرار دارد.
اين فضاها با نقاشي ها و فرش هايي گرانبها و هداياي متعددي از کشورهاي مختلف پوشيده شده اند.



