محوطه
باستاني تپه سبز فاروق استان فارس به دست کشاورزان و سودجويان محلي تخريب
شد. درحالحاضر بخش عظيمي از تپه به وسيله لودر جهت انتقال خاک تپه براي
تسطيح زمينهاي کشاورزي از بين رفته و سطح تپه به انباشت کودهاي حيواني
تبديل شده است. اين درحالي است که در قسمت ديگري از تپه، عشاير با احداث
فنس براي نگهداري حيوانات باعث آسيبديدگي اين محوطه باستاني شدهاند.
|
خاکبرداري و انباشت کودهاي حيواني در تپه باستاني فاروق استان فارس |
|
محوطه باستاني تپه سبز فاروق استان
فارس به دست کشاورزان و سودجويان محلي تخريب شد. درحالحاضر بخش عظيمي از
تپه به وسيله لودر جهت انتقال خاک تپه براي تسطيح زمينهاي کشاورزي از بين
رفته و سطح تپه به انباشت کودهاي حيواني تبديل شده است. اين درحالي است که
در قسمت ديگري از تپه، عشاير با احداث فنس براي نگهداري حيوانات باعث
آسيبديدگي اين محوطه باستاني شدهاند.
«فرهاد عليپور»، باستانشنان در رابطه با تسطيح تپه باستاني سبز فاروق به خبرنگار CHN
ميگويد: «درحالحاضر بخش وسيعي از تپه سبز "فاروق تپه" توسط لودر
خاکبرداري و تسطيح شد. بهطوري که اقدامات ناآگاهانه کشاورزان از يک سو و
خاکبرداري سودجويان محلي از طرف ديگر بخش عمدهاي از اين تپه باستاني را به
نابودي کشانده است.»
وي افزود: «ازسوي ديگر اسکان عشاير در اين
محوطه باستاني که با احداث فنس حيوانات خود را در آنجا نگهداري ميکنند
باعث آسيب رساندن به اين تپه شده است. اين درحالي است که با توجه به
بررسيهاي سطحي و پراکنش سفال در سطح محوطه قدمت آن را به سکونت اقوام
دوران پيش از تاريخ تا آغاز دوران تاريخي (عيلامي قديم) نسبت ميدهد.»
اين درحالي است که سفالهاي مشهور به جري
بهعنوان کهنترين نمونه بهدست آمده در دشت مرودشت در محوطه باستاني تپه
سبزفاروق بهوفور يافت ميشود که اين مسئله اعتبار اين تپه را چندبرابر
ميکند.
بهگفته عليپور، بهدليل تدوام سکونت در
تپه سبزفاروق ميتوان به سئوالات بسياري در حوزه باستانشناسي پاسخ داد.
چنانچه پيش از اين با مطالعه دقيق يافتههاي باستانشناسي در منطقه منجر به
نتايج قابل توجهي شده است.
عليپور معتقد است، اما درحالحاضر به علت
عدم دانش و آگاهي مسئولان محلي از اهميت اين گونه آثار وعدم سركشي به موقع و
مداوم توسط ميراثبانان چنين تپههاي مهمي به دست كشاورزان و سودجويان
تخريب و از بين ميروند.
با اينکه محوطه باستاني تپه سبز فاروق در فهرست آثار ملي ثبت شده است اما تخريبهاي متعدد در اين منطقه همچنان ادامه دارد. | |
با درود فراوان خدمت تمامی دوستان پارسوماش خدمتتون عرض کنم که منطقه باستاني سرمشهد در فاصله 75 كيلومتري جنوب شرقي شهرستان كازرون و 6 كيلومتري دهستان سرمشهد واقع است . ويژگيهاي زيادي ، محوطه باستاني سر مشهد را نه فقط در منطقه جنوب بلكه درسطح كشور ، بي نظير ساخته است . وسعت زياد محوطه كه نشانگر رونق و شكوه آن در زمان حياتش بوده ، وجود قلعه هاي گوناگون در اطراف آن كه اهميت حفاظت و امنيت در دوران شكوه شهر مي رساند . تپه هاي گو نا گوني كه در سطح شهر پراكنده است و نظام معماري و شهر سازي منظم و سيستماتيك از جمله اين مولفه ها است.
به باور کارشناسان اين منطقه بكر مي تواند به عنوان يكي از مراكز مطالعاتي مهم در دوره ساساني و اسلامي تبديل شده و در صورت انجام مطالعات باستان شناسي و رفع ابهامهاي موجود در مورد جزئيات و ويژگيهاي تاريخي آن ، محوطه باستاني سر مشهد با توجه به خصوصيات منحصر به فرد خود حتي شايستگي ثبت در فهرست آثار جهاني را در آينده دارا است.
با اين وجود اما اداره آب شهرستان کازرون با صدور مجوز حفر چاه هاي عميق و نيمه عميق در اين محوطه باستاني شرايط را براي تخريب بيش از پيش آن فراهم کرده است، عجيب آنکه اداره کل ميراث استان فارس و شهرستان کازرون نيز موافقت خود با اين اقدام را اعلام کرده است.
يکي از کارشناسان اداره کل ميراث
فرهنگي استان فارس که به دليل ممنوعيت هاي اداري حاضر به اعلام نام خود
نيست در اين باره به خبرگزاري ميراث مي گويد: متاسفانه مديريت ميراث فرهنگي
در فارس داراي چالشهاي متعددي است که فرصتهاي آينده و زحمات گذشتگان را
دچار آسيب مي کند. حضور مديران ناکارآمد در ميراث فارس موجب شده تا
کارشناسان با قرارگيري در موقعيت کسب فرصتهاي طلايي مصالح سازمان را با
چالش روبرو کند. حضوري که با بي حضوري سازمان تنها موجب تخريب آثار متعدد
تاريخي و فرهنگي است. عدم توجه به زير ساختنهاي علمي و کارشناسي در ميراث
فارس موجب ارزشي شدن يک حرکت ضد ارزشي شده و سبقت هر يک از کارشناسان در
اين امر موجب پيشرفت شغلي و در کانون توجه قرار گرفتن فرد است.
وي مي افزايد: " به طور مثال طي چند روز پيش نصيري معاون ميراث فرهنگي فارس در جمع کارشناسان باستان شناس استان در جلسه اي که بحث اصلي آن اختلاف ميان کارشناسان در مورد صدور مجوز جهت حفر چاه هاي عميق و در نتيجه تصرف عرصه شهر تاريخي سر مشهد بود گفت رويکرد سازمان به شکلي است که هر چه مسائل محل اختلاف ميراث و ديگر سازمان ها و مردم مورد حل و فصل قرار گيرد بهتر است و بهتر آن است که کارشناسان اين نکته را مورد توجه قرار داده و در اين راستا حرکت کند.
اين کارشناس اداره کل ميراث استان فارس تاکيد کرد: " حال اين سئوال مطرح است که وظيفه سازمان ميراث فرهنگي حل و فصل چگونه مسائلي است؟ آيا تخريب محوطه هاي باستاني به نفع کشاورزان و ساکنان محلي محوطه ها است؟ به اعتقاد من جواب اين پرسش تنها در ناکارآمدي مديران سازماني است که موجب نزول صنعت گردشگري و تخريب ميراث فرهنگي کشور شده اند. از سوي ديگر نبايد فراموش کرد که تخريب محوطه هاي باستاني چيزي جز از ميان بردن زير ساختهاي توسعه پايدار را به همراه ندارد. مگر عمر يک چاه عميق با توجه به رويکرد محيط زيستي ما چند سال خواهد بود که بايد به خاطر آن دستور تخريب و تصرف محوطه هاي باستاني و چند هزار ساله را صادر کرد."
وي مي افزايد: "عدم اطلاع کافي و فقدان ديدگاه عمومي در حفظ زير ساختهاي ملي در ميان ساکنان محوطه هاي تاريخي فرهنگي و عدم کارآمدي مديران ميراث فرهنگي فارس موجب تسريع تخريب روزافزون منابعي شود که صاحب آن نه مديران و نه مردمي که در نزديکي اين محوطه ها زندگي مي کنند بلکه همه ساکنان کشور ايران است.
مجوز حفر چاه در منطقه باستاني سر مشهد با موافقت مسئولان اداره ميراث فرهنگي استان فارس در حالي صادر مي شود که در سال 1385 بررسي روشمند سفال هاي سطحي شهر باستاني سرمشهد زير نظر مسعود آذرنوش و امان الله يغمايي انجام گرفت که هدف آن شناخت دوره هاي استقراري محوطه باستاني سرمشهد همچنين شناسايي سفالينه هاي سطحي محوطه و روند تحول آنها و آزمايش کاربري بررسي هاي روشمند در محوطه هاي تاريخي- اسلامي بود. در اين بررسي مشخص شد سفال هاي سطحي محوطه كه اغلب تكه هاي شكسته ظروف هستند ، شامل سفال هاي سا ساني از انواع ظريف و خشن بوده و داراي تزئينات نقوش كنده هندسي است . سفال هاي دوره اسلامي كه مربوط به سده هاي اوليه اسلامي تا سده هشت هجري است ، به دو دسته لعاب دار و بي لعاب تقسيم مي شوند كه سفال هاي بي لعاب ، داراي تزئينات نقش كنده ، نقش افزوده و استامپي است و سفال هاي لعاب دار محوطه از نوع لعاب ساده يك رنگ ، لعاب پاشيده و نقش كنده زير لعاب پاشيده است . در حال حاضر بعضي از موارد جزئي حفاري غير مجاز در محوطه باستاني به چشم مي خورد كه قابل پيشگيري و مقابله است.
علاوه بر اين وجود آثار تاريخي در اين محوطه نيز بر اهميت آن افزوده است از آن جمله تل نقاره خانه ، تپه اي به ارتفاع 25 متر است كه پي هاي بنايي بر بلندترين نقطه آن ديده مي شود و در بخش جنوبي محوطه سر مشهد واقع شده است. قيز قلعه يا قلعه دختر نيز در گوشه شمال غربي اين محوطه قرار گرفته است و پلان آن به صورت چهار گوش و از سنگ و گچ ساخته شده است. بناي قيز قلعه بوسيله خندق محصور شده و در چهار گوشه آن بقاي چهار برج ديده مي شود و چنين به نظر مي رسد كه برروي يك صفحه طبيعي ساخته شده است .در گوشه جنوب شرقي محوطه ، يك بناي چهار گوش قرار دارد كه از سنگ و گچ ساخته شده است و اين بنا شامل يك حياط مركزي و محوطه فضاهاي معماري در اطراف است و بخشي از اين بنا دو طبقه بوده كه در چند سال اخير ويران شده است.
از ديگر ويژگي هاي اين محوطه باستاني ، مي توان به نبود حصار در اطراف شهر اشاره كرد و با توجه به شواهد موجود و از نظر بعضي باستان شناسان ، اين محل به وسيله قلعه هاي گو ناگون كه هنوز آثار آن در كوه هاي اطراف محوطه به جا مانده ، حفاظت مي شود.
نقش برجسته بهرام دوم و كتيبه بزرگ كرتير نيز در نزديكي اين محوطه باستاني واقع است. نقش برجسته بهرام دوم در جنوب غربي روستاي سرمشهد، يکي از مهمترين آثار تاريخي عهد ساساني است که در اندازهاي به ابعاد 2 در 4 متر و نيم حجاري شده است. در اين نقش صحنه پيکار بهرام دوم، پنجمين شهريار ساساني، با دو شير به شکلي زيبا و ماهرانه نشان داده شده است.
بالاتر از اين سنگ نگاره نيز کتيبه بزرگ سرمشهد قرار دارد. اين کتيبه که بزرگترين کتيبه عهد ساساني است، در قابي به ابعاد 5 متر و 20 سانتي متر در 2 متر و 17 سانتي متر و در ارتفاع 25 متري از سطح زمين حکاکي شده است. مضمون کتيبه، با نوشته پهلوي کتيبه زرتشت يکسان است و نوشتههاي پهلوي نقش رجب و نقش رستم را نيز در بردارد. اين کتيبه يکي از چهار کتيبه پهلوي کرتير، موبد موبدان دوره ساساني است.
در همين حال و بنا به گفته منابع محلي در سال هاي گذشته نيز بخش زيادي از اين شهر باستاني شخم خورده و به زير کشت رفته است. به طوري که هم اکنون به جز چند تپه و محوطه محدود داراي ارزش هاي تاريخي بخش زيادي از آن عملاً تبديل به دشت شده و سالها است بر روي آن کشاورزي ميشود.
برداشت=خ میراث
مدير طرح مستندسازي بافت تاريخي شيراز گفت: با روند تخريبي كه در بافتهاي تاريخي در حال رخ دادن است، تا 10 سال آينده بيشتر بافتها نابود ميشوند.
غلامحسين معماريان در گفتوگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بيان كرد: اتفاقهايي در بافتهاي تاريخي در حال رخ دادن است كه نشان ميدهد با روند تخريبي كه بهصورت نامحسوس اتفاق ميافتد، تا پنج يا ده سال آينده بهجز خانههايي كه سازمان ميراث فرهنگي آنها را در فهرست آثار ملي ثبت كرده و البته برخي از آنها نيز از فهرست خارج شدهاند، چيزي از بافتهاي تاريخي باقي نخواهد ماند و همه نابود ميشوند.
او اظهار كرد: سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري خيلي نميتواند از اين روند جلوگيري كند، زيرا ابزار لازم را در اختيار ندارد و مهمتر از آن اين است كه نسبت به بافت تاريخي شناخت كامل ندارد.
اين دانشيار دانشگاه علم و صنعت گفت: در استان فارس چند شهر هستند كه بافتهاي تاريخي بسيار مهمي داشتهاند و حتا در كتابهاي تاريخي به آنها اشاره شده است، مانند جهرم، فسا، داراب، فيروزآباد و كازرون؛ ولي بهجز چند مورد، بافتهاي تاريخي بقيهي شهرها كاملا تخريب شدهاند و اكنون در كازرون و داراب نشانهاي از بافت تاريخي پيدا نميشود.
وي ادامه داد: چندماه پيش كه به جهرم رفتم، تصور ميكردم با يك بافت تاريخي غني سر و كار داشته باشم، اما پس از دو روز جستوجو فقط سه يا چهار خانهي تاريخي را پيدا كردم.
معماريان با اشاره به اينكه در كتاب «فارسنامه شيراز» كه در اواخر دوران قاجار نوشته شده، ويژگيها و شرايط بافت تاريخي هر كدام از شهرهاي يادشده، آمده است، اظهار كرد: در اين كتاب آمده، حدود ششهزار خانهي تاريخي در شيراز بودهاند، ولي اكنون سازمان ميراث فرهنگي 300 خانهي تاريخي را بهسختي ميتواند شناسايي كند.
وي ادامه داد: مستندسازي، يكي از اقدامهايي است كه براي ثبت جهاني يك اثر بايد حتما انجام شود و هزينهي آن حدود 200 تا 300 ميليون تومان برآورد ميشود. اگر همين رقم را براي شناخت بافتهاي تاريخي خرج كنند و ببينند در آنها چه خبر است، به اندازهي ثبت يك اثر جهاني مهم خواهد بود. البته با ثبت جهاني آثار مخالف نيستم، ولي اينسو برخي ديگر از آثار در حال نابودي هستند.
معماريان تأكيد كرد: اگر ميخواهيم دوران اسلامي را بشناسيم، بايد بخش بزرگي از آن را در بافت تاريخي بيابيم، زيرا بزرگان دوران اسلامي در اينجا زندگي ميكردند و خانههاي افراد شاخصي مانند شيخ بهايي و بوعلي سينا در همين بافتها قرار دارد.
او گفت: 30 سال است كه در بافتهاي تاريخي شهرهاي مختلف كشور قدم ميزنم. اكنون ميبينم اين بافتها بهشكل بسيار وحشتناكي تخريب شدهاند. آنچه در اين بافتها تا 10 سال آينده رخ خواهد داد، در هيچ دورهاي اتفاق نيفتاده است.
برداشت= ایسنا
برداشت= خ میراث
برداشت=خ میراث
برداشت= خ میراث
در تنگ چوگان شهر كازرون شش نقش برجسته ساساني وجود دارد كه در سال 1310 با قدمت ساساني و به شماره 24 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده اند. بسياري اين شش نقش برجسته را همپاي نقش هاي ساساني در بيستون و جزو زيباترين آثار تاريخي حكاكي شده بر سنگ در ايران مي دانند، با اين حال اما عدم محافظت و نگهداري نادرست از اين آثار شگفت انگيز موجب آن شده است كه هر روز بخشي از آنها به وسيله عوامل طبيعي و انساني تخريب شود. هم اکنون بخشي از سنگ نگاره گرزي كه در دست بهرام دوم پادشاه بزرگ ساسانيان وجود داشت توسط افرادي ناشناس با پتک تخريب شد.
برداشت= خ میراث
با درود فراوان خدمت تمامی پارسوماشی های عزیز خدمتتون عرض کنم که سازه بناي تاريخي گور دختر به دليل شباهت به آرامگاه کوروش بزرگ هخامنشي به آرامگاه کوروش کوچک معروف است، اين آرامگاه سنگي در سال 1376 با شماره 1897 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد.
سازه آبي «برد بريده» که قدمت آن به دوره هخامنشي مي رسيد، به دنبال اقدامات پيمانکار خط جديد آب رساني شيراز از سد درود زن براي هميشه با خاک يکسان شد. اين شرکت، بدون در نظر گرفتن قوانين و مقررات آثار ثبت شده، براي آب رساني به منطقه، لوله آب را درست از بخش جنوبي اين سازه باستاني عبور داده و آن را براي هميشه از ميراث کشور حذف کرد.
سازه آبي تاريخي برد بريده واقع در محوطه سد درود زن استان فارس، يکي از بينظيرترين سازههاي آبي بازمانده از دوران هخامنشيان که در فاصله حدود 100 کيلومتري شمال شرقي شهر شيراز و 60 کيلومتري شمال شرقي تختجمشيد قرار دارد، براي هميشه بر اثر اقدامات سازمان آب فارس نابود شد.
مطالعه درباره دستگاه دفاعي تخت جمشيد به سال 1930 ميلادي و كاوش هاي موسسه شرق شناسي دانشگاه شيكاگو باز مي گردد. سال ها بعد، كاوش هاي تخت جمشيد بين سال هاي 1347 و 1353 شمسي از طرف اداره كل باستان شناسي و مركز باستان شناسي ايران از سر گرفته شد كه بخشي از آن شامل مطالعه استحكامات تخت جمشيد مي شد. با وجود مطالعه اي مقدماتي روي استحكامات تخت جمشيد كه قبلا منتشر شده، نكاتي چند درباره سازمان دهي فضاها و ارتباط آن با دستگاه دفاعي تخت جمشيد ضروري به نظر مي رسد.
سكوي تخت جمشيد
سكوي عظيم تخت جمشيد، چند ضلعي نامنظم است به مساحت 125 هزار متر مربع كه بر غربي آن 455 متر بلندتر و طولاني تر از نماهاي ديگر است. برپايي اين سكو مستلزم مسطح كردن دامنه غربي كوه رحمت بوده، كه به طور عمدي به صورت يكنواخت انجام نشده است.
بدنه هاي اين سكو همزمان با بالا بردن آن با تخته سنگ هاي بزرگ بدون ملاط ساخته شده است. اين مرحله از ساختمان بدون ترديد همزمان با احداث شبكه تخليه آب روي صفه بوده است. برپايي استحكامات و ايجاد كاخ هاي آپادانا، تچرا و همچنين ساختمان خزانه از نخستين فعاليت هاي ساختماني انجام شده روي سكو بوده اند.
كاوش هاي دانشگاه شيكاگو نشان داده است كه طرح اوليه واحدهاي ساختماني را با جهت شرقي _ غربي در نظر گرفته بودند. براي مثال كاوش هاي اشميت نشان دادند كه ساختمان خزانه در مرحله نخست ساختماني (507 _ 511 ق.م) جهتي شرقي _ غربي داشته است. ممكن است كه كاخ آپادانا نيز در اين مرحله روي نقشه اي شرقي غربي طراحي شده باشد. اهميت ايوان و پلكان شرقي، نماي شرقي كاخ را از ديگر نماها، متمايز مي كند. قابل تصور است كه فضاي موجود در شرق كاخ آپادانا، ابتدا خالي بوده و احداث تالار صدستون و متعلقات شرقي آن، معبدها اين فضا را پر كرده باشند.
با يك نگاه به سادگي مي توان پي برد كه بناهاي واقع در بخش غربي صفه، به ويژه آنهايي كه در لبه تخت قرار دارند مانند آپادانا، كاخ تچرا و هديش، در سطحي بالاتر از ساير بناها قرار گرفته اند. در عين حال بناهاي واقع در شرق سكو، مانند تالار صدستون و ساختمان خزانه در سطحي پايين تر قرار دارند. معماران هخامنشي چنين اختلاف سطحي را عمدا ايجاد كرده اند تا علاوه بر متمايز كردن و پنهان كردن برخي از بناها، تا اندازه اي مشكل روشنايي و همچنين حفاظت از محوطه را بر طرف كند. از سوي ديگر اين اختلاف سطح در ارتباط با كاربرد ساختمان هاست. براي مثال بناي معروف به خزانه كه محل نگهداري آذوقه، اشياي با ارزش و بايگاني بوده، در سطحي پايين تر از نظرها پنهان است. گذشته از اين اختلاف سطح، نقش مهمي در سازمان دهي سيستم دفاعي صفه، و محوطه دارد. ديوار غربي سكو فاقد استحكامات بوده اما به واسطه ارتفاع بلند از سطح دشت (18 متر) و نيز وجود كانال يا خندقي كه در پاي نماهاي جنوبي و غربي وجود داشته، محافظت مي شده است.»
برزن جنوبي
كاوش هاي اكبر تجويدي در جنوب سكوي تخت جمشيد اطلاعات زيادي را درباره سازمان دهي «شهر هخامنشي» به دست مي دهد اين كاوش ها نشان داده اند كه شكل گيري محله هاي برزن جنوبي از روي طرح اوليه و با ملاحظه توپوگرافي و سيستم دفاعي انجام شده است. اين طرح برگرفته از سنت هاي معماري ايراني است كه روي صفه نيز رعايت شده است.
از سوي ديگر نگاهي دقيق تر به اين منطقه نشان مي دهد كه مسطح كردن كوهپايه در دست جنوبي از طريق احداث صفه ها ممكن شده است. احداث واحدهاي ساختماني مختلف و يك شبكه فاضلاب روي اين صفه ها نيز به همين ترتيب ميسر شد. بقاياي بدنه اين صفه يا مصطبه ها كه تجويدي آنها را ديوار مي نامد، در كاوش ها يافت شده است. در واقع اين آثار عبارتند از دو بدنه سنگ ملاط دار كه نماي خارجي مصطبه ها را تشكيل مي داده است.
توپوگرافي و سيستم هاي دفاعي
به نظر مي رسد كه در احداث پارسه سازمان دهي اوليه شهر، سكو و بناهاي آن هماهنگي كامل با استحكامات داشته است. شهر در واقع داخل يك مكان دژ قرار مي گرفته كه سكوي بزرگ دژ اصلي يا كهن دژ آن را تشكيل مي داده است. ساختن واحدهاي برزن جنوبي روي مصطبه هايي پله اي از پاي كوي رحمت به سمت دشت در غرب به منظور محافظت آنها از طريق استحكامات بوده است. كاوش هاي انجام شده در برزن جنوبي هر چند كه سطح قابل ملاحظه اي را مي پوشانند (11 هكتار) اما فقط محله نزديك به تخت و كوه را شامل مي شوند، حال آن كه آثار شهر بسيار فراتر به سوي غرب مي رود.
به مطالعه چگونگي سازمان يافتن محوطه مي توان دريافت كه سمبوليسم معماري هخامنشي متضاد با كاربرد بنا نيست. پارسه، شهر سمبوليك امپراتور پارسي، داراي يك شبكه بندي قابل بهره برداري و كاربردي نيز هست. روي صفه، كاخ هاي بزرگي چون آپادانا، تالار بار عام و مظهر شكوه روي سطحي بلندتر از ساير ساختمان ها احداث شده است، اما در عين حال محافظت از آن نيز همان طور كه پيش از اين گفته شد، تامين مي شده است. بر خلاف بناهاي ديگري چون خزانه يا ساختمان ملكه كه مي بايست از ديدها پنهان باشند، در سطحي كوتاه تر بنا شده و نزديك استحكامات شرقي قرار گرفته اند.
از سوي ديگر اين دو ساختمان، به برزن جنوبي بسيار نزديك هستند و راه آمد و شد بدون استفاده از پلكان اصلي انجام مي شد. درباره استحكامات بايد گفت، به احتمال زياد پيش از تصرف شهر در سال 330 ق.م به دست مقدونيان، بهره برداري از آنها متوقف شده است. با اين حال نمي توان فكر ارزش كاربردي آنها در زمان آباداني محوطه شد. «تجويدي» تاريخگذاري دقيق از متروك شدن استحكامات روي كوه به دست نمي دهد با اين همه معتقد است كه استحكامات به تدريج و پس از احداث پلكان بزرگ اصلي در زمان «خشايارشا» در حدود سال هاي 480 ق.م استفاده خود را از دست داده اند. فكر احداث دژ، به اين ترتيب به عصر داريوش اول و احتمالا مشكلات سلطنت او باز مي گردد.
در خاتمه مي توان گفت كه طرح كلي بناي شهر پارسه تمامي عناصر مفيد و كاربردي يك شهر باستاني را با در نظر گرفتن ارتباط بخش هاي مختلف آن ترسيم كرده است. توپوگرافي شهر، خود يكي از جنبه هاي تدافعي محوطه بوده و هماهنگي ميان درون و ديوار شهر، بين اجزاي ساختماني و استحكامات به خوبي رعايت شده است
برداست از=علی موسوی
با درود فراوان خدمت تمامی دوستان عزیزم در پارسوماش در ۴کیلومتری شهر بیشاپوردر ارتفاع۸۰۰متری از سطح زمین مجسمه شاهپور ساسانی وجود داردکه نیازمند به ساز ماندهی و نگه داری از این اثر هنری بی نظیر دارد دارد مجسمه شاپور در دهانه غار قرار گرفته و به همين دليل اين غار به نام شاهپور معروف شدهاست. بعد از گذشت سالها کماکان سر اين مجسمه سالم است ولي دو دست آن شکستهاند. مجسمه واژگون شدهبود که در سال 1336 توسط ارتش در جاي خود قرار گرفت. اين مجسمه، شاپور را به صورت ايستاده نشان ميدهد. با وجود اين ارتفاع 800 متري غار از سطح زمين و نبود مسير دسترسي راحت به ان موجب شده است تعداد کمي از علاقمندان آثار تاريخي موفق به بالارفتن از مسير صعب العبور غار و مشاهده اين مجسمه 7 متري از نزديک شوند.
محصور کردن مجسمه بر اساس طرح پيشنهادي: در جهت نگهداري و با توجه به حجم بازديد کنند گان و حفاظت اصولي از مجسمه و قطعات شکسته شده اي که در آيتم شماره يک در کنار مجسمه قرار مي گيرد پيشنهاد مي گردد مجسمه بر اساس طرح پيشنهادي و به متراژ 8 متر طول و 60/8 متر عرض محصور گردد .
استحکام بخشي پله هاي سنگي مسير گردشگري غار شاپور: اين پله هاي که کاملاً به صورت سنگي و بر دامنه پر شيب کوه در نزديکي دهانه غار اجرا شده به دليل عدم اجراي اصولي و نگهداري صحيح دچار تخريب شده اند که اين تخريب بيشتر در محل اتصال کف پله به دامنه پر شيب کوه ديده مي شود .
تعميرات و استحکام بخشي حفاظ هاي کنار پله ها ( نرده ها ) : نرده هاي اجرا به دليل نبود تاسيسات برقي جهت کار هاي جو شکاري کاملاً به صورت لوله اي بوده و داراي ارتفاع نامناسبي جهت حفاظ نرده اي هستند تخريب صورت گرفته بيشتر در لوله هاي روي دسته نرده ها و لوله هاي قائمه اي که در بدنه کوه کوبيده شده ديده مي شود . اين تخريب بيشتر به دليل عدم نگهداري صحيح و اجراي اصولي حفاظ در اين نرده ها به وجود آمده است .متراژ موجود حفاظ هاي نرده ها ي پله هاي غار تقريباً 76 متر يک طرفه است
استحکام بخشي پله ها و صفحه هاي داخل غار: با توجه به عدم نگهداري صحيح و جنس خاک کف غار ، ديوار هايي که جهت صفحه سازي ساخته شده دچار تخريب شده است. تعميرات و ديوار کشي به متراژ 5/10 متر مربع و ايجاد ماهيچه بتوني بر روي ديوار هاي صفحه ها به متراژ 13 متر مربع و استحکام بخشي پله هاي درون غار.
درود بر دوستان خوبم تپه باستانی در مسیر اهواز به سوی رامهرمز به دلیل جاده کشی تسطیح شدحتی بدون هیچ کاوش نجات بخشی.بخشي از تپه باستاني متعلق به دوره اشکانيان درحالي تسطيح شد که بيش از يکسال از احداث جاده ميگذرد. اين تپه که پس از لايه برداريها مشخص شده متعلق به دوره اشکانيان است نه تنها به ثبت ملي نرسيده بلکه متوليان ميراث فرهنگي پس از تسطيح بخشي از اين تپه هيچگونه اقدامي در خصوص کاوش و نجات بخشي آن انجام ندادند.
