بوشهر،
سرزمين نخل و آفتاب و شيشههاي رنگي و پنجرههاي گره چيني است با مردمي که
به دريا دل بستهاند و روزيشان را از آن ميگيرند. ماهيگيري ميکنند و
لنج ميسازند و با هر ضربه چکش برتن چوب، با يکديگر سخن ميگويند. آن هنگام
که بادبان ميافرازند و تور مياندازرند و پارو ميزنند آواز ميخوانند تا
کمتر احساس خستگي کنند؛ آوازهايي که «نيمه» ناميده ميشود.
مردمي که افسون افسانهها را ميشناسند؛
مردمي که هنوز فکر ميکنند خرچنگي بزرگ، ماه را در چنگال ميگيرد و روي آن
را سياه مي کند پس بر طبل مي کوبند و افسانه«دي زنگرو» را روايت ميکنند و
وقتي آسمان، بخل ميورزد و بر زمينشان نميبارد، دعاي باران ميخوانند.
گروه «ليان» به سرپرستي محسن شريفيان از دل
اين مردم برخاستهاند و برآن هستند تا در اجراي جديد خود که امروز، 27
بهمن ماه در تئاتر شهر برگزار ميشود به افسانهها بپردازند.
آن گونه که شريفيان مي گويد: در بيشتر
موارد، نگاهي زيباشناسانه و هنري بر آداب و رسوم و باورهاي عاميانه مردم
بوشهر غالب بوده که به ماندگارشدن آن انجاميده است. افسانهها، هميشه و در
اشکال و روايتهاي گوناگون در زندگي مردم جاري و ساري بودهاند بهگونهاي
که حتي انسان مدرن را هم نميتوان از اين باورها و قصهها جدا کرد. آدمي از
زماني که به دنيا ميآيد تا زمان مرگ با قصهها و باورهاي عاميانه، سروکار
دارد چه بخواهد، چه نخواهد. از اينرو قصهها براي مخاطب امروز هم که در
روزگار مدرنيته بهسر ميبرد جذاب و شنيدنياند ضمن اينکه ظرفيت موسيقايي
قابل توجهي دارند.
ليان بر آن است تا در کنسرتهاي مختلف خود،
مخاطب را با بخشي از آداب و رسوم و فرهنگ مردم جنوب، بهويژه بوشهر آشنا
کند از اينرو چند سال پيش به معرفي موسيقي زار پرداخت و حتي گروهي را از
خارک به جشنواره موسيقي آورد تا ابتدا علاقهمندان را با اين گونه از
موسيقي همانطور که هست آشنا کند، آنگاه به ارائه برداشت خاص خود از اين
مراسم و اين نوع موسيقي که گونهاي موسيقي درماني است بپردازد.
گروه ليان،امسال در جشنواره بيست و هفتم به
بازخواني افسانهها به همان صورت که هست پرداخت و شنونده خود را با
افسانه«ديزنگرو» و«باروني» که نوعي آيين بارانخواهي در منطقه است آشنا
كرد. شريفيان از موسيقي بدوي خود افسانهها به همان شکل و شيوهاي که بوده
بهره گرفت.
اما آنچه اهميت دارد اينکه موسيقي بومي،
بهويژه موسيقي بوشهر با حرکت همراه است. نميتوان افسانهديزنگرو اجرا
کرد و ساکت و بيحرکت بر صحنه ايستاد چرا که مردم محلي هنگام اجراي آن بر
طبل و ديگ و ديگچه ميزده و بدن خود را حرکت ميدادهاند. اما در اجراي
ليان، همه حرکت ها به خاطر محدوديت هايي که در اين زمينه وجود دارد ناديده
گرفته شده است. اين در حالي است که به گفته شريفيان، موسيقي و رقص بوشهر،
نشاندهنده تاريخ و شرايط جغرافيايي اين سرزمين و برگرفته از کار و زندگي
مردم در آن است.
خيام و شاهنامهخواني يکي ديگر از
بخشهايي بود که گروه ليان در جشنواره بيستوهفتم اجرا كرد.زيرا خيام،
خيام، زبان دل مردمي است که دل به دريا ميزنند و روزيشان را در آن
ميجويند. اين مردم، دم را غنيمت ميدانند و خيام را به خوبي و بيش از هر
شاعر ديگري ميشناسند. شاهنامهخواني هم، گونهاي موسيقي محفلي در بوشهر
است که با نوايي خاص و بدون همراهي ساز، معمولا در محافل بزرگان اجرا
ميشود گرچه امروز اينگونه از موسيقي در بيشتر نقاط استان به فراموشي
سپرده شده است و ليان به معرفي گوشهاي از آن ميپردازد و در اين بخش از
همراهي سازهاي کوبهاي و بوق شاخي که از قديميترين سازهاست به شيوهاي
جديد بهره مي برد تا به روايتي تازه از شاهنامه برسد؛ روايتي که بسيار
متفاوت با شاهنامهخواني است.
همچنين امسال، گروه ليان تنها از نيانبان و
سازهاي کوبهاي رايج در بوشهر بهره نبرد. عود هم به مجموعه سازهاي ليان
افزوده شد؛ به گفته محسن شريفيان، عود از جايگاه ويژهاي در جنوب ايران و
بهويژه هرمزگان برخورداراست و اين بار گروه موسيقي ليان از موسيقي اين
استان که در همسايگي بوشهر است وام گرفت.
گروه ليان، 27 بهمن ماه، ساعت 20 در تئاتر
شهر به اجراي برنامه پرداخت. آکا صفوي، حسين سنگسر، علي احمدي، مرتضي
پاليزدان، حميد اکبري، امين فيروز پور حسين کاوه خو و محمود بردکنيا، محسن
شريفيان سرپرست گروه را در اين دو اجرا همراهي ميکنند.
نوشته شده در تاريخ شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۰ توسط علی محمدبیگی
