درباره مولانا،شاعر بزرگ ایرانی❤️
در قونیه مولانا حرمت و حشمتی تمام داشت.پادشاهان سلجوقی روم،خاصه عزالدین کیکاووس و رُکن الدین قلج ارسلان،نسبت به او ارادت می ورزیدند.معین الدین پروانه به مجلس او رفت و آمد داشت.صدرالدین قونوی و سراج الدین اَرمَوی،دانشمند و عارف نامدار،در وی به چشم بزرگی می نگریستند.شک نیست که مولانا در میان مردم نام و آوازه ای بلند داشت و مجلس او جدا از مریدان و شاگردان بسیار،حاضرین و شنوندگان نام آور و بزرگ دیگر را نیز در خود جای می داد.جلاالدین مردی بی تکلف،ساده و نیک محضر بود و بیشتر با درویشان و پیشه وران نشست و برخاست می کرد.اگر چه لباس ساده و صوفیانه می پوشید،اما مردم در وی به چشم اهل حشمت می دیدند.در مجلس مولانا از هر دستی افراد جای داشتند.یک ترسای مست می توانست در سماع او حاضر شود و شور و عربده کند،و قصاب ارمنی اگر به وی بر می خورد ،از او تواضع هایی شگفت می دید...یکرنگی و صلح جویی او تا بدین حد بود و با رند و زاهد و گبر و ترسا چنین می زیست و در بردباری و شکیبایی، حوصله ای بی مانند داشت؛و شاید به موجب همین یکرنگی و صلح و صفا ست که او در قلمرو ادب فارسی و نیز در ادبیات جهان نامی با شکوه و آوازه ای کم نظیر دارد.
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ توسط علی محمدبیگی
